پاسخ کوتاه این است که اگر به «قانون CLARITY» همانطور که هست نگاه کنید و نه به احساسات حدسیِ پیرامون آن در بازار، واقعاً نه. بااینحال، اگر به قانون تبدیل شود، ارزش اصلی آن برای بیتکوین میتواند حفاظت در برابر بازگشتهای سیاستی باشد و عمدتاً از سال ۲۰۲۹ به بعد اهمیت پیدا میکند، و آن هم فقط اگر دولت بعدی خصمانهتر باشد.
آیا «قانون CLARITY» واقعاً برای رشد قیمت بیتکوین لازم است (یا نه)؟

نکات کلیدی
- قانون CLARITY ممکن است برای وضعیت نظارتیِ موجود بیتکوین حفاظت حقوقی بیشتری ایجاد کند، اما بعید است مستقیماً قیمت بیتکوین را بالا ببرد.
- قوانین سرمایهای بانکهای آمریکا برای بیتکوین میتواند در صورت مساعدتر شدن، نسبت به این قانون اثر بیشتری بر تقاضا بگذارد.
- بزرگترین ارزش بلندمدت این لایحه برای بیتکوین میتواند پس از ۲۰۲۹ آشکار شود؛ با سختتر کردنِ لغو سیاستهای نظارتیِ حمایتی توسط یک دولت آینده.
روز سهشنبه در سنا، رأیگیری برای خاتمه بحث (cloture) درباره قانون CLARITY شکست خورد. در Polymarket، این موضوع احتمال تبدیل شدن لایحه به قانون در همین سال را به ۵٪ رساند؛ در حالیکه در روز رأیگیری ۱۵٪ بود. همان روز، قیمت بیتکوین به سمت ۷۵٬۰۰۰ دلار افت کرد و در یک روز ۱٪ کاهش یافت. بازار در این تردید بود که آیا این حرکت به رأی ناموفق مرتبط است یا به انتظار افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا در روز بعد، چهارشنبه. در هر صورت، در طول امسال BTC همگام با احتمال تصویب این لایحه حرکت نکرده است. گاهی به اخبار کنگره واکنش نشان داده؛ گاهی هم نه.
و شاید برای این همبستگیِ نامنظم دلیلی وجود داشته باشد، چون بیتکوین از قبل بسیاری از چیزهایی را که این لایحه ارائه میکند، دارد.
قانونی کردنِ چیزی که از قبل وجود دارد
به طور خلاصه، قانون CLARITY، در کنار سایر موارد، قرار است قواعد فدرال برای بازارهای داراییهای کریپتو تعیین کند و مشخص کند کدام توکنها زیر نظر کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) قرار میگیرند و کدامها زیر نظر کمیسیون معاملات آتی کالایی (CFTC)، و همچنین اینکه بانکها و صرافیها چه کارهایی میتوانند انجام دهند.
در حالیکه خود لایحه اصلاً نامی از بیتکوین نمیبرد، محبوبترین ارز دیجیتال همین حالا هم از سوی نهادهای ناظر بهعنوان «کالای دیجیتال» تلقی میشود؛ چیزی که این لایحه آن را بهعنوان داراییِ مبتنی بر بلاکچین تعریف میکند که هر کسی میتواند بدون واسطه مالک آن باشد و با آن تراکنش انجام دهد.
نهادهای ناظر از پیش چندین امتیاز به بیتکوین دادهاند که به پذیرش و تقاضای آن کمک میکند. احتمالاً بزرگترینِ آنها ETFهای اسپات بیتکوین است که نهادهای ناظر در ژانویه ۲۰۲۴ آنها را تأیید کردند و از آن زمان به بازیگری کلیدی در بازار BTC تبدیل شدهاند. در مارس ۲۰۲۶، هم SEC و هم CFTC بهطور رسمی تأیید کردند که بیتکوین یک کالا است؛ امری که همچنین به بازار کمک میکند محصولات سرمایهگذاری جدیدِ مرتبط با بیتکوین توسعه دهد، مانند قراردادهای آتی دائمی در یک صرافیِ تحت نظارت آمریکا که به قیمت اسپات بیتکوین گره خورده است.
بنابراین، چندین بازیگر بازار BTC اهمیت قانون CLARITY را مشخصاً برای بیتکوین کماهمیت دانستهاند.
چه کسی به «شفافیت» نیاز دارد؟
«بیتکوین به CLARITY نیاز ندارد. آمریکا به شفافیت نیاز دارد»، مایکل سیلور از Strategy گفت در ماه اوت گذشته؛ در حالی که همچنان از این لایحه حمایت میکرد و میگفت «بیتکوین با قانونگذاری یا بدون آن موفق میشود.»
آنتونی پامپلیانو، کارآفرین، سرمایهگذار و حامی بیتکوین نیز میگوید بیتکوین برای موفقیت به قانون CLARITY نیاز ندارد؛ در حالیکه آرتور هیز، همبنیانگذار صندوق Maelstrom و صرافی BitMEX، گفت «بیتکوین از ۲۰۰۹ تا امروز به قانون Clarity نیاز نداشت؛ در آینده هم به آن نیاز ندارد.»
«کریپتو بدون قانون Clarity هم مشکلی نخواهد داشت. ما خوششانسیم که دو نهاد، SEC و CFTC، را داریم که همه کارکنان عالی و اختیارات لازم برای انجام کار را در اختیار دارند»، جیک چروینسکی، مدیرعامل Hyperliquid Policy Center، جمعبندی کرد.
تغییر مهمتری برای قیمت بیتکوین در راه است
این لایحه همچنان میتواند از پذیرش BTC و محصولات آن حمایت کند. برای مثال، حق بانکها برای نگهداری بیتکوین بهنمایندگی از مشتریان و ارائه خدمات وامدهی، پرداخت، خدمات مرتبط با مشتقات و سایر خدمات را وارد قانون میکند. این احتمالاً به اندازه تغییر قواعد سرمایهای بانکها تقاضا برای بیتکوین را افزایش نمیدهد، زیرا لایحه به بانکها اجازه میدهد بیتکوین را فقط برای مقاصدی مانند کارمزدها، مدیریت ریسک و تسویه نگهداری کنند. بنابراین، مانع اصلی برای آغاز خرید بیتکوین توسط بانکها همچنان باقی میماند.
اکنون، طبق استاندارد جهانی بازل، یک بانک باید دستکم ۱ میلیون دلار سرمایه نگه دارد تا ۱ میلیون دلار بیتکوین را پشتیبانی کند. با این حال، آمریکا این قاعده را نپذیرفته و نهادهای ناظر داخلی هم هنوز قواعد سرمایهای خود را برای بیتکوینی که بانکها نگه میدارند نهایی نکردهاند. در همین حال، کمیته بازل در حال بازبینی این قاعده است، و لابیگرهای صنعت بیتکوین و برخی سناتورها نیز روی این موضوع کار میکنند. اگر این قاعده به شکل مساعدتری تغییر کند، ممکن است بیش از قانون CLARITY بر تقاضا برای بیتکوین اثر بگذارد.
علاوه بر این، اگر این لایحه امسال به قانون تبدیل شود، در عمل تا اواخر ۲۰۲۷ چیز زیادی واقعاً تغییر نخواهد کرد. بخش عمده این قانون تنها ۳۶۰ روز پس از امضا آغاز میشود.
حفاظت در برابر تغییرات سیاستی و حمایت از آلتکوینها
پس این همه هیاهو درباره چیست؟ قویترین ارزش قانون CLARITY این است که بسیاری از تصمیمات نظارتی را با وارد کردنشان به قانون، دائمی میکند. برای بیتکوین، این موضوع عمدتاً درباره وضعیت کالاییِ آن و مجوزهای بانکها است.
اگر دولت بعدی، پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در نوامبر ۲۰۲۸، برخورد دوستانهتری با بیتکوین نداشته باشد، لغو سیاستهای حمایتی پس از تبدیل شدنشان به قانون دشوارتر خواهد بود.
افزون بر این، در حالیکه تقاضای جدید ایجاد نمیکند، قانون CLARITY میتواند سیستم داراییهای کریپتو را برای مشتریان امنتر و شفافتر کند و همچنین از توسعهدهندگان بیتکوین، ماینرها، و BTCهای خودحضانتیِ غیرفعال محافظت کند، اگر کسی تلاش کند کوینهای «رها شده» را مصادره کند؛ همانطور که بازار امسال شاهدش بود.
در همین حال، بازار آلتکوینها، مانند XRP، ممکن است بیشتر از این لایحه بهره ببرد، زیرا تغییر دادن قواعد آن داراییها را نیز سختتر میکند. این هم میتواند بخشی از سرمایهای را که در غیر این صورت میتوانست وارد بیتکوین شود، به سمت دیگری بکشاند.
بیتکوین یک داراییِ بازار جهانی است
بنابراین، این لایحه همانطور که هست، هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت برای قیمت بیتکوین کمتر مرتبط است؛ و بزرگترین ریسکهای نظارتیِ (تا اینجا عمدتاً نظری) عمدتاً پس از ژانویه ۲۰۲۹ مطرح میشوند، زمانی که رئیسجمهور بعدی آمریکا وارد کاخ سفید میشود. با این حال، در حالیکه محتوای لایحه در کوتاهمدت کمتر مرتبط است، احساسات بازار پیرامون رأیگیری همچنان ممکن است بر قیمت بیتکوین اثر بگذارد.
سایر تغییرات نظارتی، مانند قاعده بازلِ ذکرشده در بالا، میتواند بیشتر بر تقاضا برای بیتکوین و در نتیجه قیمت آن اثر بگذارد؛ در حالیکه بازار عوامل متحرک بسیاری دیگری هم دارد که میتواند روی BTC اثر بگذارد. افزون بر این، آمریکا با وجود اینکه یک بازار پیشرو برای BTC است، همچنان فقط یکی از بازارهای جهان است و تحولات آنجا نیز میتواند بر بیتکوین اثر بگذارد.
«میبینم که آمریکا با شکست Clarity Act در حال فروش است (در Coinbase). در همین حال، بخش غالبترِ جهانیِ آفشور همچنان در حال انباشت است (در Binance). صعودی است»، تحلیلگر بیتکوین ویلی وو اشاره کرد پس از رأی ناموفق به این قانون.
در پایان، همه پیشبینیهای صعودی بلندمدت برای قیمت بیتکوین، حتی از سوی بازیگران صنعت در آمریکا، بیتکوین را تا سال ۲۰۳۰ بالقوه در سطح صدها هزار دلار یا حتی ۱ میلیون دلار میبینند. این برآوردهای بلندمدت صرفنظر از اینکه قانون CLARITY به قانون تبدیل شود یا نه، ارائه شدهاند.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.












