انسانها عاشق تعریف کردن داستاناند. یک داستان خوب چیزی را درباره جهانی که تجربهاش میکنیم توضیح میدهد، در حالی که همچنان قابلدسترس و آسانفهم میماند. بنابراین نباید عجیب باشد که داستان صعود بیتکوین درون نهادها بهشکل مرتب و خطی روایت شده است.
وامگیرندگان شایستهٔ وامدهندگانی هستند که بیتکوین را درک میکنند

مقاله دیدگاهی پیشِرو توسط مت لوونگو، بنیانگذار و مدیرعامل Thesis*، استودیوی سرمایهگذاریِ پشت Mezo، tBTC و Lolli، نوشته شده است. او که پیشینهاش توسعهدهندگی است، از سال ۲۰۱۴ در بیتکوین میسازد و Fold را همبنیانگذاری کرده است؛ شرکتی که اکنون بهصورت عمومی در نزدک معامله میشود. تحت رهبری او، Thesis* از a16z، Polychain، ParaFi و Pantera سرمایه جذب کرده است. Mezo، تمرکز فعلی او، از تلاش خودش برای گرفتن وام مسکنِ مبتنی بر وثیقه بیتکوین و این درک که بیتکوین هنوز بازار اعتباریِ کارآمدی ندارد، شکل گرفت. او درباره امور مالیِ خودامانتی، وامدهیِ بومیِ بیتکوین، و آنچه پس از CeFi میآید مینویسد و سخنرانی میکند.
آنچه در عمل در میدان رخ میدهد، آشفتهتر و بسیار انسانیتر است. از زمانی که SEC محصولات قابلمعامله در بورسِ بیتکوینِ نقدی را تأیید کرد، FASB به سمت حسابداری ارزش منصفانه برای داراییهای کریپتویی حرکت کرد، و Cantor Fitzgerald یک کسبوکار تأمین مالی بیتکوین راهاندازی کرد، بازار در اجازه دادن به شرکتها برای مالکیت بیتکوین بسیار بهتر شده است. اما هنوز یاد نگرفته است چگونه بهخوبی در برابر آن وام بدهد.
هر نام بزرگ و عمومی که از یک محصول جدید بیتکوینی رونمایی میکند، دومینوی دیگری است که سر جای خود میافتد. اما پشت آن بیانیه خبری، سالها آمادهسازیِ آرام و بینامونشان وجود داشته است.
کسی در داخلِ سازمان از قبل موضوع را فهمیده است. سالهاست بیتکوین داشته است. کار را انجام داده است. میداند معنایش چیست. آن یقین را با خود به شرکت میآورد. آن را وارد گفتگوها، چرخههای برنامهریزی، تمرینهای ریسک و بحثهای خزانهداری میکند.
مهمتر از آن، بیتکوینرها همهجا هستند.
در بیمه. در سرمایهگذاری خطرپذیر. در لجستیک. در پرداخت. در نقشهای عملیاتی داخل کسبوکارهایی که هرگز خودشان را «بومیِ کریپتو» توصیف نمیکنند.
وقتی شروع کنید بیتکوینرها را بهعنوان یک شبکه توزیعشده درون نهادهای موجود ببینید، فرصت شکل دیگری به خود میگیرد.
از نو شروع کنید
در دهه گذشته، ساختن در بیتکوین بر «درِ ورودی» تمرکز داشت.
چطور مردم را وارد میکنید؟
چطور به آنها کمک میکنید بخرند؟
چطور به آنها کمک میکنید پسانداز کنند؟
چطور خودامانتی را کمتر ترسناک میکنید؟
همه اینها مهم بود. بخش زیادی از آن هنوز هم هست. اما اکنون چالش دیگری وجود دارد که بازار زمان کافی برای ساختنِ راهحلهایش نگذاشته است.
بعد از اینکه بیتکوین از قبل در ترازنامه باشد چه میشود؟
وقتی مانع دیگر «یقین» نباشد و «بهرهوری سرمایه» باشد چه؟
تعداد رو به رشدی از شرکتها همین حالا هم به این نقطه نزدیکتر از چیزی هستند که خودشان فکر میکنند. دارایی را دارند. کسی را در داخل شرکت دارند که میفهمد چرا مهم است. چیزی که هنوز ندارند، یک نظام مالی است که بلد باشد آنها را اعتبارسنجی کند.
این همان تغییری است که این بازار هنوز آن را دستکم میگیرد. بیتکوین در حال بلوغ است: از داراییای که مردم میخرند به وثیقهای که کسبوکارها باید بتوانند بر پایه آن تأمین مالی بگیرند.
بازار در ارائه «قرارگیری در معرض بیتکوین» بسیار خوب شده است. اما برای حمایت از شرکتهایی که از قبل آن را نگه میدارند، بسیار کمتر کار کرده است.
وقتی آن شرکتها به دنبال اعتبار میروند، وارد بازاری میشوند که وامگیریِ مبتنی بر وثیقه بیتکوین هنوز بهطور غیرمعمول کمیاب است. و وقتی هم موجود باشد، نرخها اغلب تنبیهیاند (>9%). بیتکوین شاید یکی از نقدشوندهترین و پاکترین انواع وثیقه در جهان باشد، اما به محض اینکه یک کسبوکار میکوشد در برابر آن وام بگیرد، بازار هنوز با آن تصمیم مثل چیزی عجیبوغریب برخورد میکند.
وامگیرندگان شایسته وامدهندگانی هستند که آنها را بفهمند. و فهمیدن از اینجا شروع میشود که تشخیص دهیم این شرکتها واقعاً میخواهند چه کار کنند. برای طبقهای رو به رشد از کسبوکارها، بیتکوین بیش از یک پوشش ریسک است. دارد به بخشی از یک راهبرد سرمایهای پایدارتر تبدیل میشود؛ راهبردی که کمتر به بانکها، چرخههای نرخ بهره و انتخابهای سیاستیای وابسته است که کنترلی بر آنها ندارند.
سیستمی که از آن وام میگیرند برای آنها ساخته نشده بود
این فقدانِ توان اعتبارسنجی باعث شده کسبوکارها زیر فشار ترتیبات بدهیای قرار بگیرند که کیفیت وثیقهشان یا استحکام موقعیت بلندمدتشان را بازتاب نمیدهد. نرخها بیش از حد بالاست. شروط بیش از حد خشک و انعطافناپذیر است. و بازار اغلب نزدیکی به مرکزِ نظام پولی را بیشتر از انضباط یا تابآوری پاداش میدهد.
این اثر کانتیلون در عمل است.
هرچه به سرچشمه پول جدید نزدیکتر بنشینید، سرمایهتان ارزانتر است. هرچه دورتر باشید، بیشتر میپردازید. این یک «مالیاتِ نزدیکی» است و بیشتر شرکتها—بهویژه آنهایی که میخواهند با صبر بسازند و داراییهای سخت نگه دارند—در سمتِ اشتباه آن قرار دارند.
نتیجه این است که وامگیرندگان با وامدهندگانی جفت میشوند که واقعاً آنها یا وثیقهشان را نمیفهمند.
بیتکوین در را به روی ترتیبی متفاوت باز میکند.
اگر بیتکوین داراییِ بیرون از آن سیستم است، پس وامگرفتن در برابر آن نباید به همان نزدیکی سیاسی یا نهادیای نیاز داشته باشد که سیستم قدیمی مطالبه میکند. دلارهای مبتنی بر وثیقه بیتکوین لازم نیست هر اعوجاجِ بازارهای اعتباری فیات را به ارث ببرند. وامگیری در برابر وثیقه سخت در یک سیستم خنثی، با شروطی که به کیفیت آن وثیقه احترام میگذارد، باید امری عادی باشد.
دیدار با بازار در همانجایی که هست
در مسیر حرفهایام تا امروز، تمرکزم بر مفیدتر کردن بیتکوین بوده است. بارها و بارها مجبور شدهام به خودم یادآوری کنم که بیتکوینرها محدود به «ابرکدنویسهای مرموز» یا ماکسیمالیستهای خودامانتی نیستند.
بیتکوینرهای امروز در همهجای این پشته حضور دارند. بعضیها در خط فرمان زندگی میکنند. بعضی دیگر در صفحهگستردهها، ترازنامهها و ترمینالهای بلومبرگ. آنها سازندگان، اپراتورها، تیمهای خزانهداری و تصمیمگیرندگاناند. این مهم است؛ نه به این دلیل که صرفِ باور شخصی بازارها را تغییر میدهد، بلکه چون چیزی را تغییر میدهد که شرکتها حاضرند نگه دارند، از آن دفاع کنند و حول آن بسازند.
فرصت اکنون این است که بازار را همانجا که هست ملاقات کنیم.
برای برخی، این هنوز به معنای حاکمیت و خودامانتی است. برای دیگران، به معنای چیزی بنیادیتر و فوریتر است: بازارهای اعتباری که بتوانند بیتکوین را وثیقهای جدی تلقی کنند، حضانتی که نهادها بتوانند به آن اعتماد کنند، و ساختارهای وامی که قدرت دارایی را منعکس کند بهجای آنکه بهطور پیشفرض به فرضیات سیستم قدیمی برگردد. بازار در حال حرکت به آن سمت است—از حضانتیِ واجد صلاحیت تا تأمین مالی اختصاصیِ بیتکوین—اما هنوز زود است.
این همان لایه گمشده در بلوغ مالیِ بیتکوین است.
وثیقهها برابر ساخته نشدهاند، و دهه آینده روشن خواهد کرد که همه اعتبارها برابر نیستند. وقتی وثیقه تغییر میکند، بازارِ ساختهشده روی آن هم تغییر میکند. شرکتهایی که زودتر از بقیه این تغییر را بفهمند، نسبت به آنهایی که هنوز بیتکوین را یک شرطبندیِ جانبی میدانند نه یک داراییِ ترازنامهای، مزیت خواهند داشت.
فصل بعدی بیتکوین را این تعریف خواهد کرد که چه کسانی میتوانند در برابر آن وام بگیرند، روی آن بسازند، و با یقین آن را اعتبارسنجی کنند.
نهادهایی که این را بفهمند، فقط «قرارگیری در معرض بیتکوین» ارائه نخواهند کرد. آنها کمک خواهند کرد بازار اعتباریِ بعدی را تعریف کنند.

آنچه دیده نمیشود، قابل مصادره نیست – مرور هفتگی
نمایش قدرت بیتکوین این هفته ادامه یافت و پیش از آنکه با مقاومت مواجه شود، نزدیک بود به ۸۳٬۰۰۰ دلار برسد و در نهایت روی مرز ۸۰٬۰۰۰ دلار تثبیت شد. read more.
اکنون بخوانید
آنچه دیده نمیشود، قابل مصادره نیست – مرور هفتگی
نمایش قدرت بیتکوین این هفته ادامه یافت و پیش از آنکه با مقاومت مواجه شود، نزدیک بود به ۸۳٬۰۰۰ دلار برسد و در نهایت روی مرز ۸۰٬۰۰۰ دلار تثبیت شد. read more.
اکنون بخوانید
آنچه دیده نمیشود، قابل مصادره نیست – مرور هفتگی
اکنون بخوانیدنمایش قدرت بیتکوین این هفته ادامه یافت و پیش از آنکه با مقاومت مواجه شود، نزدیک بود به ۸۳٬۰۰۰ دلار برسد و در نهایت روی مرز ۸۰٬۰۰۰ دلار تثبیت شد. read more.














