این سرمقاله مربوط به نسخه این هفته خبرنامه «Week in Review» است که جمعه برای مشترکان ارسال میشود. برای دریافت خبرنامه مشترک شوید تا این سرمقاله هفتگی را همان لحظهای که تمام میشود دریافت کنید. این خبرنامه همچنین بزرگترین خبرهای هفته را، همراه با یک نظر درباره هر خبر، شامل میشود.
با وجود موانع پیشروی Tradfi، نشانههای کف فراوان است – مرور هفته

از جمعه گذشته، بیتکوین از حدود ۶۴٬۰۰۰ دلار تا بالای ۶۶٬۵۰۰ دلار بالا رفت و سپس تا صبح زود جمعه به ۶۵ هزار دلار کاهش یافت. بیتکوین با وجود اینکه سهام آمریکا نوسانی و بهطور کلی پایینتر بود، همچنان سرحال ماند؛ افتی که عمدتاً بهوسیله غولهای فناوری با ارزش بازار بسیار بالا رقم خورد. سه ریسک بر بازار سهام سنگینی میکرد: نگرانی از هزینههای سرمایهای (capex) هوش مصنوعی، افزایش قیمت نفت، و بالا رفتن بازده اوراق قرضه.
در حالی که نگرانیهای هوش مصنوعیِ هفته گذشته حول Kimi K3 میچرخید، این هفته نگرانیها دقیقاً درباره دغدغه capex ناشی از افشاگریهای گزارشهای فصلی درآمدی بود. پس از ثبت اولین فصل با جریان نقدی آزاد منفی در دستکم یک دهه، گوگل (آلفابت) تنها برای دومین بار از آوریل، پایینتر از میانگین متحرک ۱۰۰روزه خود بسته شد. تسلا بهدلیل هزینه capex هوش مصنوعی و عدم تحقق سود، ۱۴٪ سقوط کرد. یک بار دیگر بازار با این پرسش دستوپنجه نرم میکند که آیا هایپراسکیلرها میتوانند این تعهدات عظیم capex را در حالی که جریان نقدی آزاد سقوط میکند تأمین مالی کنند یا نه. حتی اگر بتوانند، سهامشان از این به بعد باید چگونه قیمتگذاری شود؟ برخی فرصت میبینند، مثل مورد گوگل، چون تقاضا برای هوش مصنوعی هنوز بسیار بیشتر از عرضه است و برای مدت قابلتوجهی هم همینطور خواهد ماند.
نفت تا بالای ۱۰۰ دلار بهازای هر بشکه بالا رفت و باعث ترس از پیشبینیهای بهشدت بالاتر برای قیمت نفت شد. با این حال گاوهای نفت باید مراقب باشند؛ قیمت میتواند با یک اعلامیه ترامپ فروبپاشد. بدیهی است که قیمتهای بالاتر نفت در ابتدا تورمی هستند و احتمال کاهش نرخ بهره از سوی فدرالرزرو را کمتر میکنند.
بازدههای بالای پایدار اوراق قرضه آمریکا نیز احتمال کاهشهای نزدیکمدت فدرالرزرو را کمتر میکند. وقتی بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا اکنون برای طولانیترین دوره از سال ۲۰۰۷ تاکنون بالای ۵٪ معامله شده، این موضوع برای داراییهای پرریسک یک مانع است. خوشبختانه نشانههایی وجود دارد که ترس از بازدهها شاید به سقف رسیده باشد—دستکم موقتاً. در واقع، فروش اخیر در بازار اوراق ممکن است یک فرصت خرید نسلی ایجاد کرده باشد.
برویم سراغ کریپتو؛ فراخوانهای «کفسازی» در حال افزایش است! بسیاری از این فراخوانها بر اساس حس و حال یا حس ششم هستند، اما برخی دیگر از داده برای سیگنالهای کف استفاده میکنند. جایی در میانه، کسانی مثل DonAlt قرار دارند که بر اساس سنتیمنت آمیخته با تکنیکال عمل میکنند. یا Algod که از اینکه کیفیت پروژهها نسبت به پنج سال پیش چقدر بهتر شده شگفتزده است و فکر میکند چند ۱۰۰۰برابریِ دیدهنشده هم آن بیرون هست. حتی Pledditor که همیشه بدبین است هم ظاهراً دارد صعودی میشود.
قبل از ادامه دادن درباره سیگنالهای صعودی کف، بد نیست یک هشدار بدهیم. Astekz هشدار میدهد احتمالاً لازم است تا پیش از پایان سال یک ریزش تند دیگر را هم تاب بیاورید قبل از آن نوسان V-شکل «تا بهشتها». تازه همه مانعهای بازار سهام و کلاناقتصادی که بالاتر گفتیم هم به کنار.
ادامه بدهیم. شاید قابلاعتمادترین سیگنال کف از همه، مرگ خزانههای دارایی دیجیتالِ برجسته (DATها) باشد. Satsuma Technology با حمایت Mark Moss رأی داد هر ۶۶۸ بیتکوین باقیماندهاش را بفروشد، سرمایه را برگرداند و تعطیل کند. جک مالرز اعلام کرد از مدیرعاملی Twenty One کنارهگیری میکند؛ یک DAT که میلیاردها دلار جذب کرد و طی ۱ سال ۹۲٪ از ارزش سهامداران را از دست داد. متیو سیگل یک فهرست در حال بهروزرسانی از DATهایی که استراتژیهای انباشت کریپتوی خود را کنار میگذارند نگه میدارد؛ نه از روی بدجنسی، بلکه چون این را نشانه خوبی میداند. فلیکس از Forward Guidance هم موافق است.
Strategy هم با تولید سیگنالهای کف خودش همکاری میکند. برای سومین هفته پیاپی، شرکت ذخیره دلاری خود را افزایش داد؛ این بار به میزان ۲۲۵ میلیون دلار.
یک کاتالیزور صعودی که همه زیر نظر دارند CLARITY است. بیتکوین پس از آنکه وزیر خزانهداری، بسنت، گفت این لایحه در فاصله یک یاردی است، رشد کرد. پیچیدگی از کاخ سفید آمد که الزامات اخلاقی را تأیید کرد. سناتور لومیس این الزامات اخلاقی را بهعنوان انتخاب استانداردی بالاتر از آنچه قانون الزام میکرد از سوی رئیسجمهور ستود. واکنش کلی را بگذارید اینطور بگوییم: مشتاقانه نبود.
یک حساب بزرگ در X مشاهده کرد که ترامپ از TRUMP و MELANIA میلیاردها دلار به جیب زد و بعد نردبان را از پشت سرش بالا کشید؛ در حالی که بعضی دیگر بهمراتب کممودبتر بودند. آستین کمپبل، که حزبی نیست، فکر میکند کل ماجرا یک «غیرراهحل» برای اخلاقیات است که احتمال تصویب CLARITY را کمتر میکند. از طرف دیگر، شاید در هر دو حالت برد باشد: شکست CLARITY میتواند یک «ویکِ تسلیم نهایی» را رقم بزند، اما اگر برخلاف انتظار به سمت مثبت غافلگیر کند، اصلاً در قیمتها لحاظ نشده است.
بزرگترین خبر بومیِ کریپتو در این هفته درباره اولین perp DEX جهان بود. BitMEX در حال تعطیل شدن است و از ۲۳ سپتامبر اجرایی میشود. خاطرهبازی تایملاین را پر کرد. Cobie بوومرِ درونش را بیرون کشید و تأمل کرد که جهانی که در آن بزرگ شدی دیگر وجود ندارد. بعضیها اولین لیکوئیدیشن و مارجینکالشان در BitMEX را به یاد آوردند؛ بعضی دیگر BitMEX را عامل تغییر همیشگی زندگیشان دانستند؛ و عدهای هم به داستانهای افسانهای برگشتند، مثل آن دفعه که آرتور هیز با خاموش کردن موتور لیکوئیدیشن جلوی صفر شدن بیتکوین را گرفت. البته همه هم احساساتی نبودند. BitMEX بسیاری را فقیر کرد!
در مقابل، دیفای زنده و سرحال است. تقریباً تمام سرزندگی اخیر نه از داراییهای دیجیتال بومیِ کریپتو (مثل BTC/ETH/SOL)، بلکه از داراییهای واقعی توکنیزهشده (RWAها) آمده است. Hyperliquid برای اولین بار در تاریخش در یک هفته، حجم بیشتری از RWAها نسبت به کریپتو تولید کرد و حجم RWA در Robinhood Chain شروع کرده به سهمیوار (پارابولیک) شدن. در موضوع RWAها، فرانک چاپارو اشاره کرد که پذیرش سهام توکنیزهشده کاملاً از بیتکوین جدا شده است. در حالی که BTC از ۱۲۰ هزار دلار به ۶۴ هزار دلار پایین آمد، سهام توکنیزهشده به رکورد ۲.۲۶ میلیارد دلار ارزش بازار آنچینی رسید.
RWAها و tradfi اثر محسوسی بر دیفای گذاشتهاند. لورنزو والنتِه، مدیر پژوهش در ARK Invest، بنیانگذاران دیفای را به دو دسته تقسیم میکند: بنیانگذاران قدیمی (Uniswap، Aave و غیره) و بنیانگذاران جدید دیفای. بنیانگذاران قدیمی مجبور بودند درسهای سخت زیادی یاد بگیرند و پروتکلهایشان تا امروز هم باید بار بسیاری از آن اشتباهات را به دوش بکشند. پروتکلهای آنها همچنین صرفاً برای کاربران بومیِ کریپتو طراحی شده بود. بنیانگذاران جدید درسهای آموختهشده را بدون آن بار اضافی به ارث بردند و بهطور فزایندهای نهادهای tradfi را بهعنوان مشتری هدف میگیرند. این به آن معنا نیست که توکنهایی مثل UNI نمیتوانند ارزشمند باشند، اما مسیر سختتری پیش رو دارند.
برخی از این درسها هنوز در جریاناند؛ مثل درسهای مربوط به تقسیم توکن-سهام. یک پست عالی این هفته استدلال میکرد که بحث توکن-سهام مدام بههم میریزد چون مردم فرض میکنند یک وظیفه قابلاجرا برای بیشینهسازی ارزش سهامدار وجود دارد که در واقع وجود ندارد. قاعده واقعی فقط یک جهتگیری است، نه یک دستور برای بیشینهسازی سود یا در غیر این صورت شکایت شدن. ونیز، درست پس از جذب سرمایه و جنجال بعدی، دو بهروزرسانی در توکنومیکس اعلام کرد که به نظر میرسید دارندگان توکن را راضی کرده است.
آخر هفته گذشته، Cobie که حالا مسئول محصولات معاملاتی Coinbase است، صادقانه و تازهنفس گفت Coinbase در طول تاریخ کمی در برج عاج بوده و از کاربران فاصله داشته—بهخصوص از کریپتونیتیوها. برایان آرمسترانگ، در پیِ ماجرای خرابکاریِ PFP، به انتقادها درباره اینکه L2 اتریوم Coinbase یعنی Base حمایت کافی نمیگیرد پاسخ داد و به همه یادآوری کرد که اینکه حساب X او را آلفا فرض کنید ریسک دارد.
دو روز بعد از تغییر بدفکرانه PFP آقای آرمسترانگ، ولاد تنف به آقای آرمسترانگ نشان داد یک مدیرعامل صرافی متمرکز (CEX) چطور باید میم بسازد. Robinhood Chain، رقیب L2 اتریومیِ Base، شاید تا حدی میمکوینها را دوباره زنده کرده باشد، اما وقتی افرادی مثل Bold دوباره وسوسه میشوند برگردند، معمولاً یعنی کار تمام است.
در موضوع اتریوم، امید مالکَان یک مقاله عالی منتشر کرد که استدلال شبکههای واقعاً غیرمتمرکز را توضیح میدهد. اتریوم با همه ایرادهایش دومین شبکه غیرمتمرکزترین است (یا حتی غیرمتمرکزترین، بسته به اینکه از چه کسی بپرسید). اریک وورهیس آن را مطلبی عالی خواند و استدلال کرد اتریوم باید برندسازی کمونیستیِ برابریطلبانه با تکشاخِ تولد هشتسالگیِ بچگانه را کنار بگذارد و ماکیاولیستی کدنویسی کند؛ بهسوی مقاومتی بیرحمانه در برابر دشمنان. کاملاً موافقم!
در پایان، چند داستان مرتبط با فعالیتهای از نظر قانونی مشکوک یا کاملاً غیرقانونی. پرداختهای کریپتویی در صنعت روبهانفجارِ پپتیدها—که هنوز آزموده نشده—جا باز کردهاند. پرداختهای کریپتویی به فروشندگان پپتیدِ بازار خاکستری در فصل اول به ۳۲ میلیون دلار رسید و برخی تأمینکنندگان هیچ چیز دیگری را نمیپذیرند. پولیمارکت، پیشتاز بازارهای پیشبینی، پایش معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی خود را از طریق ارائهدهنده داده آنچینی Dune تقویت کرده است. معاملات نهانی با فراگیرتر شدن بازارهای پیشبینی، فقط مشکل بزرگتری خواهد شد.
یک مدل جدید از حمله کریپتویی دارد دستبهدست میشود: یک فرد جذاب از شما میخواهد گوشیِ باز (آنلاک) خود را برای ردوبدل کردن اطلاعات (یا بهانهای مشابه) قرض بدهید و بلافاصله کریپتوی شما را برای خودش میفرستد؛ همانطور که یک مسافر در یک کلاب ساحلی بالی به بهای ۱۸۹ سول (حدود ۱۴٬۰۰۰ دلار) یاد گرفت. یادتان باشد، دادن گوشی آنلاکِ دارای کریپتو مثل این است که کیف پولتان را تحویل بدهید.
مراقب باشید؛ حتی میلیاردرهایی مثل ولاد تنف هم نمیتوانند از دست هکرها فرار کنند. حساب X او هک شد و گفته میشود کیفپولهای داخلی در عرض پانزده دقیقه، ارقام هفترقمی از سفتهبازان میمکوین خارج کردند.
-دیوید سنسیل
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.















