وقتی ترافیک بیتکوین سنگین میشود، یک بلاکِ پر شبکه را متوقف نمیکند؛ بلکه فضای بعدیِ در دسترس را به یک مزایدهٔ زنده تبدیل میکند که در آن فوریت، قیمت دارد.
وقتی یک بلاک بیتکوین پر میشود چه اتفاقی میافتد؟ هر بایت یک مزایدهٔ زندهٔ کارمزد را شعلهور میکند

نکات کلیدی
- سقف بلاکهای بیتکوین ۴ میلیون واحد وزن است و این موضوع پرداختهای با کارمزد پایینتر را مجبور میکند منتظر بمانند.
- Bitcoin Core 31.0 میتواند وقتی ممپولِ ۳۰۰ مگابایتیِ یک نود پر میشود، بستههای ضعیف را بیرون بیندازد.
- وقتی ازدحام ادامه دارد، کاربران بیتکوین ۳ مسیر برای افزایش کارمزد دارند: RBF، CPFP و شتابدهندههای استخراج.
صف پیش از بلاک شکل میگیرد
یک سکوِ مترو شلوغ در ساعت شلوغی را تصور کنید. هر مسافر بلیت معتبر دارد، اما قطاری که میرسد ظرفیت محدودی دارد. در بیتکوین، یک تراکنش ابتدا وارد ممپولِ یک نود میشود؛ ناحیهای موقت برای نگهداری پرداختهای معتبری که هنوز تأیید نشدهاند. نکتهٔ مهم این است که هیچ ممپولِ واحد و جهانیای وجود ندارد. هر نود نسخهٔ خودش را نگه میدارد، سیاستهای محلی خودش را اعمال میکند و ممکن است مجموعهای کمی متفاوت از تراکنشهای در انتظار را ببیند.

پر شدن یک بلاک و پر شدن یک ممپول نیز دو رویداد متفاوتاند. بلاکهای بیتکوین بر اساس اجماع به ۴ میلیون واحد وزن محدود هستند؛ معیاری که ساختار دادهٔ تراکنشها را در نظر میگیرد. نودهای Bitcoin Core بهطور پیشفرض حدود ۳۰۰ مگابایت حافظه برای ممپولهای محلی خود اجازه میدهند و ممکن است تراکنشها را تا ۳۳۶ ساعت نگه دارند. یک بلاک میتواند پر شود در حالی که هنوز تراکنشهای زیادی در حافظه باقی ماندهاند و منتظر قطار بعدی هستند.
یک بلاکِ پر، انتظار را به مزایده تبدیل میکند
ماینرها معمولاً تراکنشها را بر اساس سن انتخاب نمیکنند. آنها قالبهای بلاک را بر مبنای کارمزدها، وزن تراکنش و وابستگیهای بین پرداختها میسازند. واحد عملی که کاربران میبینند «ساتوشی بهازای هر بایت مجازی» یا sat/vB است. نرخ بالاتر برای همان فضای کمیاب بلاک، درآمد بیشتری برای ماینرها فراهم میکند؛ بنابراین قویترین بستههای کارمزدی معمولاً زودتر حرکت میکنند.
این یعنی پرداختی که زودتر ارسال شده میتواند بعد از پرداختی که چند دقیقه بعد ارسال شده تأیید شود. یک تراکنش با کارمزد بالا ممکن است بهطور گسترده در شبکه پخش شود و در قالبهای بعدیِ ماینرها جا بگیرد. یک تراکنش با کارمزد پایین میتواند پایینتر از حد آستانه باقی بماند، حتی پس از گذشت چند بلاک. برآوردهای تأیید کمک میکنند، اما تضمین نیستند؛ چون تراکنشهای جدید پیوسته میرسند و خود بلاکها نیز با فواصل نامنظم ظاهر میشوند.
وقتی تعداد کافی از تراکنشهای در انتظار برای هر بلاک رقابت کنند، ممپول کمتر شبیه یک صف مؤدبانه و بیشتر شبیه فهرست ارتقای صندلی در فرودگاه میشود. مسافران جدید با پرداخت بهتر میتوانند پیشنهادهای ضعیفتر را کنار بزنند. اگر یک نود Bitcoin Core به سقف حافظهٔ پیکربندیشدهاش برسد، ضعیفترین گروهِ بههمپیوستهٔ تراکنشها را از نظر اقتصادی هرس میکند و یک کفِ کارمزدِ محلیِ شناور را بالا میبرد. تراکنشِ بیرونانداختهشده نامعتبر نیست و بلاکچین آن را لغو نکرده است. آن نود صرفاً حمل آن را متوقف کرده است.
ازدحام به کیف پول میرسد
برای یک کاربر معمولی، نخستین پیامد تأخیر است. یک کیف پول ممکن است بگوید پرداخت برای ساعتها در حالت «در انتظار» است، در حالی که تراکنشهای جدیدتر تأیید میشوند. برای یک معاملهگر، صرافی یا میز خزانهداری، این تأخیر میتواند واریز به صرافی را عقب بیندازد، جابهجایی وثیقه را کند کند، انتقال آربیتراژ را مختل کند یا در یک بازار سریع، وجوه را در دسترس قرار ندهد.
از آنجا که کارمزدها عمدتاً به وزن تراکنش گره خوردهاند نه به ارزش انتقالیافته، یک پرداخت ۵۰ دلاری و یک انتقال ۵ میلیون دلاری میتوانند وقتی ساختار تراکنشهایشان مشابه است با شرایطی نزدیک به هم رقابت کنند. هرچه انتقال حساستر به زمان باشد، کمپرداختکردن میتواند گرانتر تمام شود.

پیامد دوم، بازار کارمزدِ بالاتر است. بیتکوین مانند کارمزد پایهٔ سطح پروتکل در اتریوم ندارد. در عوض، کاربران بر سر نرخ کارمزدِ حاشیهایای رقابت میکنند که ماینرها میتوانند در بلاک بعدی جا بدهند، و در عین حال هر نود نیز یک کفِ پذیرش محلی نگه میدارد. تحت فشار، آن کفِ پویا میتواند بسیار بالاتر از تنظیم رلهٔ پایهٔ نرمافزار بالا برود. کارمزدی که دیروز نشان داده میشد—یا حتی ۲۰ دقیقه قبل—ممکن است دیگر همان سرعت تأیید را نخرد.
پیامد سوم، عدم قطعیت پیش از تسویه است. دیدن یک تراکنش در یک بلاک اکسپلورر نشان میدهد که برخی نودها از آن خبر دارند، نه اینکه لزوماً هر ماینری آن را میبیند. یک پرداختِ تأییدنشده میتواند جایگزین شود، بیرون انداخته شود یا از دید یک نود ناپدید شود، در حالی که همچنان یک خرجِ ممکن و معتبر باقی میماند. کسبوکارهایی که کالا را آزاد میکنند، حسابها را بستانکار میکنند یا واریز را در صفر تأیید نهایی تلقی میکنند، ریسکی را میپذیرند که ازدحام میتواند آن را محسوستر کند.
چند راه برای نجات یک پرداخت گیرکرده
خود بیتکوین به کاربران دو راه اصلی برای قیمتگذاریِ دوبارهٔ یک پرداختِ بهتعویقافتاده میدهد. «جایگزینی با کارمزد» که با نام RBF شناخته میشود، به خرجکننده اجازه میدهد یک تراکنش تأییدنشده را با تراکنشی که کارمزد بیشتری میپردازد جایگزین کند. آن را مثل لغو یک پیشنهادِ پایین و ثبت یک پیشنهادِ قویتر برای همان صندلی در نظر بگیرید. «فرزند-هزینهٔ-والد را میپردازد» یا CPFP مسیر دیگری را میرود: یک خروجیِ قابلخرج از تراکنشِ بهتعویقافتاده در یک تراکنشِ فرزندِ جدید با کارمزد بالا استفاده میشود و به ماینرها انگیزه میدهد والد و فرزند را با هم وارد بلاک کنند.
هیچکدام جادو نیست. جایگزینیِ RBF باید سیاست نود را برآورده کند و بهاندازهای بپردازد که هم از تراکنشی که جایگزینش میشود و هم از بازار فعلی جلو بزند. فرزندِ CPFP باید نرخ کارمزدِ ترکیبیِ کل بسته را بالا ببرد، نه اینکه صرفاً بهتنهایی گران به نظر برسد. در بازاری که سریعاً رو به افزایش است، یک افزایشِ modest هم میتواند پرداخت را همچنان پایینتر از آستانهٔ در حال حرکت نگه دارد. هدف واقعی، حداقل کارمزد رله نیست؛ بلکه نرخ کارمزدی است نزدیک به دمِ بلاکِ بعدیِ محتمل.

خارج از این دو گزینه، شتابدهندههای استخراج سرویسهایی هستند که برخی استخرهای استخراج بیتکوین ارائه میکنند تا کاربران بتوانند وقتی تراکنش با کارمزد پایین در ممپول گیر کرده است، آن را برای بررسیِ اولویتدار ارسال کنند. بهجای تغییر قواعد اجماع بیتکوین، شتابدهنده صرفاً از ماینرهای مشارکتکننده میخواهد آن تراکنش را در یکی از بلاکهای بعدیای که استخراج میکنند بگنجانند. برخی شتابدهندهها رایگاناند اما شرایط احراز دارند، و برخی دیگر کارمزد میگیرند یا میخواهند تراکنش حداقل نرخ کارمزد مشخصی را داشته باشد.
Core 31.0 ماشینآلات را تغییر میدهد، نه سقف را
Bitcoin Core 31.0 بخشی از ماشینآلات پشت آن رقابت را تغییر میدهد. «ممپول خوشهای» آن تراکنشهای تأییدنشدهٔ بههممتصل را گروهبندی میکند و آنها را بر اساس نرخ کارمزدی مرتب میکند که انتظار میرود آن گروه با آن استخراج شود. محدودیتهای پیشفرض خوشه ۶۴ تراکنش و ۱۰۱ کیلوبایت در اندازهٔ مجازی است. هدف طراحی این است که ساخت بلاک، بیروناندازی، رلهٔ تراکنش و تصمیمهای جایگزینی را بهبود دهد، بدون آنکه سقف اجماعِ ۴ میلیون واحد وزن بیتکوین را تغییر دهد.

کار مهندسی دیگری نیز تلاش میکند هزینهٔ جابهجاییِ بلاکهای کامل را در شبکه کاهش دهد. رلهٔ بلاکِ فشرده به یک نود اجازه میدهد بخش زیادی از یک بلاک جدید را از روی تراکنشهایی که از قبل دارد بازسازی کند و داده و زمان لازم برای انتشار آن را کاهش دهد. این مهم است زیرا انتشار کندتر میتواند ریسک این را بالا ببرد که دو ماینر برای مدت کوتاهی بر روی نوکهای متفاوت زنجیره بسازند. ظرفیت بیشتر بلاک ممکن است فشار کارمزد کوتاهمدت را کاهش دهد، اما میتواند نیازهای پهنای باند، اعتبارسنجی و انتشار را هم افزایش دهد.
درس عملی ساده است. وقتی یک بلاک بیتکوین پر است، هیچ چیز خراب نمیشود و هیچ تراکنشی به خاطر انتظار کشیدن ارشدیت نمیگیرد. ماینرها معتبرترین بستههای از نظر اقتصادی جذاب را که جا میشوند تأیید میکنند، در حالی که پرداختهای ارزانتر در انتظار میمانند، دوباره قیمتگذاری میشوند یا دامنهٔ رلهٔ خود را از دست میدهند. برای سرمایهگذاران و کسبوکارها، کارمزد یک تمبر پستی نیست؛ بلکه یک پیشنهاد برای فضای کمیابِ تسویه است. زمان تأیید را بهعنوان یک احتمال در نظر بگیرید و پیش از آنکه یک تأخیر معمولی به یک مشکل عملیاتی پرهزینه تبدیل شود، شرایط فعلی کارمزد را زیر نظر داشته باشید.
منبع تصویر قهرمان/ویژه: mempool.space
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.
















