ارائه توسط

بیت‌کوین به سولانا: چگونه ۸ شبکهٔ رمزارزی به اجماع می‌رسند

هر بلاکچینی در نهایت به یک دیوار سخت می‌خورد: هزاران رایانهٔ مستقل باید بدون داورِ مرکزی که تصمیم بگیرد کدام نسخه برنده است، بر سر یک تاریخچهٔ واحد به توافق برسند. به این فرایند «الگوریتم اجماع» گفته می‌شود و طراحی آن تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند تراکنش‌ها را اضافه کند، نسخه‌های رقیبِ دفترکل چگونه تعیین‌تکلیف می‌شوند و یک پرداخت چه زمانی عملاً قفل و قطعی می‌شود.

نویسنده
اشتراک
بیت‌کوین به سولانا: چگونه ۸ شبکهٔ رمزارزی به اجماع می‌رسند

نکات کلیدی

  • بیت‌کوین «اجماع ناکاموتو» را به‌عنوان مدل اولیهٔ کریپتو تثبیت کرد.
  • اتریوم و چند شبکهٔ دیگر، ماینینگ را با سهام‌گذاری، کمیته‌ها یا اعتبارسنج‌های مورداعتماد جایگزین می‌کنند.
  • سولانا انتظار دارد با Agave 4.3 در ادامهٔ سال ۲۰۲۶ به Alpenglow برسد و طراحی اجماع خود را تغییر دهد.

بیت‌کوین مدلی را معرفی کرد که اکنون «اجماع ناکاموتو» نامیده می‌شود، اما اتریوم، BNB Smart Chain، XRP Ledger، سولانا و ترون مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتند، در حالی که دوج‌کوین و زی‌کش همچنان بسیار نزدیک‌تر به دستورالعمل اولیهٔ بیت‌کوین عمل می‌کنند. با کنار گذاشتن استیبل‌کوین‌ها، همهٔ این ارزهای دیجیتالی که در ادامه نام برده می‌شوند، از نظر ارزش بازار در میان برترین دارایی‌های دیجیتال قرار دارند.

الگوریتم اجماع واقعاً چه کاری انجام می‌دهد

یک بلاکچین اساساً یک دفتر حسابداری مشترک است که در سراسر رایانه‌های جهان تکثیر شده است. وقتی دو ماشین به‌طور هم‌زمان تراکنش‌های متفاوت یا بلاک‌های رقیب را ببینند، شبکه به یک قاعدهٔ سخت نیاز دارد تا تصمیم بگیرد کدام تاریخچه باقی می‌ماند. این کارِ الگوریتم اجماع است. این الگوریتم تعیین می‌کند چه کسی به‌روزرسانی بعدی را انجام می‌دهد، تاریخچه‌های رقیب چگونه رتبه‌بندی می‌شوند، چه چیزی مانع از آن می‌شود که کسی شبکه را با مشارکت‌کنندگان جعلی پر کند، و چه زمانی بازگرداندن یک تراکنش دشوار یا غیرممکن می‌شود. این جزئیات مهم‌اند، زیرا نامیدن یک زنجیره صرفاً به‌عنوان «اثبات کار» یا «اثبات سهام»، سازوکاری را که وقتی شبکه اختلاف نظر دارد تعیین می‌کند چه کسی برنده می‌شود، پنهان می‌کند.

اجماع ناکاموتو شبکهٔ باز بیت‌کوین را ممکن کرد

اجماع ناکاموتو یک دکمهٔ واحد نیست که بیت‌کوین فشار دهد یا یک الگوریتم نام‌گذاری‌شدهٔ مشخص در وایت‌پیپر ساتوشی ناکاموتو نیست. این یک پشته از قواعد است. ماینرها رقابت می‌کنند و با اثبات کار (PoW) درآمد به‌دست می‌آورند، نودهای کاری به‌طور مستقل بلاک‌های نامعتبر را رد می‌کنند، ماینرها برای کار معتبر پاداش می‌گیرند، و زنجیره‌های رقیب با پیروی از شاخهٔ معتبرِ دارای بیشترین کار محاسباتی انباشته‌شده حل‌وفصل می‌شوند.

Nakamoto Consensus diagram.
تصویر بالا اجماع ناکاموتو را در عمل نشان می‌دهد: ماینرها به‌دنبال زنجیره‌ای می‌روند که بیشترین اثبات کارِ انباشته‌شده را حمل می‌کند. وقتی دو بلاک تقریباً هم‌زمان ثبت می‌شوند، شبکه برای مدت کوتاهی دوشاخه می‌شود. نودها هر شاخه‌ای را که ابتدا به آن‌ها برسد ادامه می‌دهند، اما به‌محض اینکه یک طرف حتی یک بلاک جلو بیفتد، کارِ انباشتهٔ آن پیش می‌افتد. ماینرها سریع شاخهٔ کوتاه‌تر را رها می‌کنند و روی برنده متمرکز می‌شوند، چون سوزاندن هش‌پاور روی فورکی که در حال مرگ است یعنی سوزاندن پول.

دو ماینر می‌توانند تقریباً هم‌زمان بلاک پیدا کنند و برای مدت کوتاهی شبکه را دوشاخه کنند. بلاک موفق بعدی معمولاً یکی از شاخه‌ها را جلو می‌اندازد و شبکه دوباره همگرا می‌شود. این وضعیت «قطعیت احتمالاتی» ایجاد می‌کند: با انباشته شدن کار در بالای آن، معکوس کردن یک تراکنش به‌تدریج سخت‌تر می‌شود، اما بیت‌کوین هرگز پس از شش تأیید اعلام نمی‌کند که یک پرداخت غیرقابل‌برگشت است.

بیت‌کوین خط مبنای اجماع ناکاموتو را تعیین می‌کند

بیت‌کوین معیار است چون مدل از آنجا آغاز شد. ماینرهای PoW با SHA-256 در یک قرعه‌کشی محاسباتی غیرقابل‌پیش‌بینی شبیه به تاس انداختن رقابت می‌کنند و هدفشان تولید یک بلاک حدوداً هر ده دقیقه است. سختی هر ۲٬۰۱۶ بلاک بازتنظیم می‌شود، بنابراین تغییر قدرت ماینینگ به‌طور دائمی سرعت انتشار را عوض نمی‌کند. نودهای کاری از زنجیرهٔ معتبر با بیشترین کارِ تجمعی پیروی می‌کنند، نه صرفاً هر شاخه‌ای که بلاک‌های بیشتری دارد. هیچ تولیدکنندهٔ زمان‌بندی‌شده یا کمیتهٔ اعتبارسنجی وجود ندارد.

اتریوم ماینینگ را با اعتبارسنج‌ها و سهام جایگزین کرد

اتریوم در رویداد Merge، PoW را کنار گذاشت و ماینرها را با سامانهٔ اثبات سهام (PoS) جایگزین کرد؛ یک پروتکل اجماع ترکیبی با نام Gasper. زنجیره در اسلات‌های ۱۲ ثانیه‌ای اجرا می‌شود؛ اعتبارسنج‌ها با قفل‌کردن ETH بلاک پیشنهاد می‌دهند و به شاخه رأی می‌دهند. LMD-GHOST آخرین رأی‌های اعتبارسنج‌ها را بر اساس میزان سهام وزن‌دهی می‌کند تا شاخهٔ پیشتاز را تعیین کند، در حالی که Casper FFG قطعیتِ چک‌پوینتی را اضافه می‌کند.

Ethereum consensus
اتریوم هر ۱۲ ثانیه یک بلاک پیشنهاد می‌دهد و اجماع Gasper آن‌ها را در حدود ۱۲.۸ دقیقه به سمت قطعیت می‌برد.

در شرایط عادی، اتریوم در حدود دو اپک (epoch) یا تقریباً ۱۲.۸ دقیقه به قطعیت می‌رسد. تفاوت کلیدی با بیت‌کوین این است که قدرت اجماع از کجا می‌آید: بیت‌کوین کار محاسباتی را می‌شمارد، در حالی که اتریوم سهام اقتصادی را می‌شمارد که می‌تواند برای برخی اعمال اثباتاً متقلبانه جریمه یا «اسلش» شود.

BNB Smart Chain مسابقهٔ ماینینگ را با سرعت معامله می‌کند

اجماع BNB امروز عمدتاً یعنی BNB Smart Chain، چون BNB Beacon Chain در سال ۲۰۲۴ تعطیل شد. BSC از Proof-of-Staked-Authority استفاده می‌کند و به‌جای مسابقهٔ آزاد ماینینگ، سهام‌گذاری نمایندگی‌شده، تولید بلاک زمان‌بندی‌شده و رأی‌گیری اعتبارسنج‌ها را با هم ترکیب می‌کند. ساختار انتخابی آن ۴۵ اعتبارسنج دارد، شامل ۲۱ اعتبارسنج Cabinet و ۲۴ Candidate.

BNB Chain consensus
BNB Chain ماینینگِ باز را با سرعت معاوضه می‌کند و با ۴۵ اعتبارسنج منتخب و رأی‌گیری سریع BLS قطعیت را قفل می‌کند.

ارتقای Fermi در ژانویهٔ ۲۰۲۶ بازهٔ هدفِ بلاک را به ۴۵۰ میلی‌ثانیه کاهش داد، و رأی‌های اعتبارسنج با BLS می‌توانند بدون لایه‌های اثبات کار، قطعیت را قفل کنند.

دستاورد، سرعت است؛ اما بده‌بستان روشن است: مسئولیت اجماع بسیار بیشتر از بازار ماینینگِ بدون مجوزِ بیت‌کوین، بر دوش گروهی شناخته‌شده و محدود از اعتبارسنج‌های حرفه‌ای قرار می‌گیرد.

XRP Ledger فهرست‌های اعتماد را بخشی از اجماع می‌کند

XRP Ledger یا XRPL کاملاً مسیر دیگری می‌رود. نه ماینر PoW وجود دارد و نه سامانه‌های قرعه‌کشی PoS. سرورها «فهرست‌های نود یکتا» یا UNLها را نگه می‌دارند که شامل اعتبارسنج‌هایی است که به‌نظرشان احتمال تبانی‌شان کم است، و مشارکت‌کنندگان بارها مجموعه‌های پیشنهادیِ تراکنش را مقایسه می‌کنند تا تعداد کافی از اعتبارسنج‌های مورداعتماد به توافق برسند.

XRPL consensus
پنل فهرست اعتماد در بالا نشان می‌دهد چه چیزی واقعاً XRPL را پیش می‌برد: نه مسابقهٔ ماینینگ و نه قرعه‌کشی سهام‌گذاری؛ فقط فهرست اعتبارسنج‌های انتخاب‌شدهٔ هر سرور و دورهای تکراریِ پیشنهاد تا وقتی رأی‌ها همگرا شوند. وقتی چهار مورد از پنج اعتبارسنج موافق باشند، شبکه از آستانهٔ ۸۰٪ عبور می‌کند و دفترکل قفل می‌شود. این ساختار محاسباتِ زورمحور را با توافق اعتبارسنج‌ها معاوضه می‌کند و به XRPL اجازه می‌دهد تراکنش‌ها را بدون سوزاندن برق توسط ماینرها یا رقابت سهام‌گذاران برای پاداش بلاک، تسویه کند.

حدنصاب استاندارد اعتبارسنجی ۸۰٪ است و وقتی یک دفترکل از آن آستانه عبور کند، تحت مفروضات اعتماد خود نهایی تلقی می‌شود. معمولاً تسویه حدود چهار تا پنج ثانیه توصیف می‌شود. وابستگی کلیدی این است که آیا فهرست‌های اعتبارسنجِ مورداعتماد در سراسر شبکه صادق، در دسترس و به‌اندازهٔ کافی همپوشان باقی می‌مانند یا نه.

سولانا از یک ساعت، سهام و Tower BFT استفاده می‌کند

مدل proof-of-history سولانا اغلب با اثبات کار اشتباه گرفته می‌شود، اما کار دیگری انجام می‌دهد. proof-of-history مانند یک ساعت رمزنگاری‌شده عمل می‌کند و به تثبیت ترتیب رویدادها کمک می‌کند، در حالی که Tower BFT با وزن‌دهیِ سهام، رأی‌گیری و انتخاب فورک را مدیریت می‌کند. رهبران بر اساس سهام از پیش زمان‌بندی می‌شوند و وقتی شاخه‌های رقیب ظاهر شوند، اعتبارسنج‌ها رأی می‌دهند.

Solana consensus
تصویر بالا نشان می‌دهد سولانا چگونه زمان را نگه می‌دارد و بدون تبدیل کردن proof-of-history به یک سیستم رأی‌گیری به اجماع می‌رسد. یک دنبالهٔ پیوستهٔ هش مانند یک ساعت قابل‌راستی‌آزمایی عمل می‌کند و رویدادها را پیش از ورود اعتبارسنج‌ها به رأی‌گیری مرتب می‌کند. هر اسلات ۳۵۰ میلی‌ثانیه‌ای یک رهبرِ وزن‌دهی‌شده بر اساس سهام دارد، رأی‌های Tower BFT اعتبارسنج‌ها را به یک فورک متعهد می‌کند، و پس از ۳۱ تأیید، تراکنش‌ها در حدود ۱۲.۸ ثانیه به قطعیت می‌رسند.

در Tower، یک بلاک پس از دست‌کم ۳۱ فرزندِ تأییدشده نهایی می‌شود و با کادنس سنتیِ اسلات ۴۰۰ میلی‌ثانیه‌ای، قطعیت حدود ۱۲.۸ ثانیه‌ای ایجاد می‌کند. هفتهٔ گذشته، شبکه اخیراً کادنس اسلات را به ۳۵۰ میلی‌ثانیه کاهش داد.

ترون ۲۷ تولیدکنندهٔ منتخب را روی یک زمان‌بندی قرار می‌دهد

سامانهٔ دفترکل توزیع‌شدهٔ ترون هم شباهت‌ها و هم تفاوت‌هایی دارد. ترون از PoS نمایندگی‌شده استفاده می‌کند؛ دارندگان TRX به «نمایندگان ارشد» رأی می‌دهند و ۲۷ نفر اول به تولیدکنندگان فعال بلاک تبدیل می‌شوند. آن تولیدکنندگان در نوبت‌های زمان‌بندی‌شدهٔ سه‌ثانیه‌ای چرخش می‌کنند. پیش از قطعیت، ترون می‌تواند برای مرتب‌کردن نوک‌های رقیب به قاعدهٔ بلندترین زنجیره متکی شود، که شباهتی محدود به انتخاب زنجیره به سبک ناکاموتو به آن می‌دهد.

Tron Chain consensus
ترون ۲۷ نمایندهٔ ارشد را انتخاب می‌کند تا به‌صورت چرخشی بلاک‌ها را تولید کنند و برای قفل‌کردن قطعیت به ۱۹ تأیید نیاز دارد.

این شباهت در تسویه پایان می‌یابد. یک بلاک زمانی تثبیت می‌شود که دست‌کم ۱۹ نفر از ۲۷ نمایندهٔ فعال در آن ارتفاع یا بعد از آن بلاک تولید کرده باشند؛ که معمولاً قطعیت را حدود یک دقیقه پشتِ سرِ سرِ زنجیره نگه می‌دارد. اگر ۹ نماینده در دسترس نباشند یا همکاری نکنند، این آستانه قابل دستیابی نیست.

دوج‌کوین اجماع ناکاموتو را نگه می‌دارد اما سازوکار را تغییر می‌دهد

دوج‌کوین دقیقاً در خانوادهٔ اجماع ناکاموتو قرار می‌گیرد، هرچند سازوکار زیرِ پوسته‌اش با بیت‌کوین تفاوت چشمگیری دارد. به‌جای SHA-256 از اثبات کار Scrypt استفاده می‌کند و هدفش تولید بلاک جدید تقریباً هر دقیقه است. DigiShield سختی را بعد از هر بلاک تنظیم می‌کند که بسیار سریع‌تر از چرخهٔ تنظیم ۲٬۰۱۶ بلاکی بیت‌کوین است.

Dogecoin chain consensus
دوج‌کوین اثبات کار Scrypt و مرج‌ماینینگِ لایت‌کوین را با قاعدهٔ کارِ تجمعیِ ناکاموتو جفت می‌کند تا بلاک‌های تقریباً ۱ دقیقه‌ای را ایمن کند.

دوج‌کوین همچنین از Auxiliary Proof-of-Work یا مرج‌ماینینگ استفاده می‌کند و به ماینرهای Scrypt، به‌ویژه ماینرهای لایت‌کوین، اجازه می‌دهد کار سازگار را دوباره استفاده کنند تا به امنیت دوج‌کوین کمک کنند. این تغییرات اقتصاد ماینینگ را دگرگون می‌کند، نه منطق هسته‌ای را: ماینرها کار فراهم می‌کنند، کارِ تجمعی زنجیرهٔ برنده را تعیین می‌کند و با انباشته شدن اثبات کار بیشتر روی یک پرداخت، اطمینان از تراکنش افزایش می‌یابد.

زی‌کش مدل ناکاموتو را پشت فناوری حریم خصوصی‌اش حفظ می‌کند

زی‌کش با وجود اینکه بیشتر به‌خاطر حریم خصوصی شناخته می‌شود تا اجماع، همچنان سبک ناکاموتو باقی مانده است. از اثبات کار Equihash استفاده می‌کند، بلاک‌ها را هر ۷۵ ثانیه هدف‌گذاری می‌کند و از بلاکچین معتبر با بیشترین کارِ کل پیروی می‌کند. یک سامانهٔ سختی مشتق‌شده از Digishield بعد از هر بلاک تنظیم می‌شود و به زی‌کش اجازه می‌دهد نسبت به تغییرات ماینینگ سریع‌تر از پنجرهٔ تنظیم تقریباً دو هفته‌ای بیت‌کوین واکنش نشان دهد.

Zcash chain consensus
زی‌کش اثبات کارِ سبک ناکاموتو و انتخاب زنجیره بر پایهٔ کارِ تجمعی را حفظ می‌کند، اما حریم خصوصیِ تراکنش‌های شیلدشده را در کنار موتور اجماع سوار می‌کند. برخلاف دوج‌کوین، زی‌کش بیشتر از آنکه سازوکار را عوض کند، یک لایهٔ حریم خصوصی اضافه می‌کند که نودها آن را راستی‌آزمایی می‌کنند اما هرگز به انتخاب زنجیره دست نمی‌زند.

اثبات‌های دانایی صفر در پشت تراکنش‌های شیلدشده جایگزین اجماع نمی‌شوند. نودها آن‌ها را به‌عنوان بررسی‌های اعتبار اجرا می‌کنند، در حالی که ماینرها و اثبات کار همچنان تولید بلاک و انتخاب زنجیره را تعیین می‌کنند. بنابراین زی‌کش نیز مانند بیت‌کوین و دوج‌کوین به‌صورت احتمالاتی تسویه می‌کند و قطعیت مطلق در سطح پروتکل ندارد.

اجماع در واقع انتخابی دربارهٔ این است که به چه کسی باید اعتماد کرد

شکاف میان این شبکه‌ها عمیق‌تر از بحث آشنای اثبات کار در برابر اثبات سهام است. بیت‌کوین، دوج‌کوین و زی‌کش شرط می‌بندند که ماینرهای صادق می‌توانند کار محاسباتیِ بیشتری از مهاجم حفظ کنند. اتریوم بار را بر دوش سهام اقتصادی می‌گذارد. BNB Smart Chain، سولانا و ترون به گروه‌های اعتبارسنجِ تعریف‌شده یا انتخاب‌شده بر اساس سهام تکیه می‌کنند، در حالی که XRP Ledger فهرست‌های همپوشانِ اعتبارسنج‌های مورداعتماد را بخشی از خودِ امنیت می‌کند.

قطعیت سریع‌تر می‌تواند برای پرداخت‌ها، اپلیکیشن‌ها و معامله‌گری ارزشمند باشد، اما سرعت تضمین‌کنندهٔ امنیت نیست و اثبات کارِ کندتر هم خودبه‌خود امن‌تر نیست. پرسش کلیدی این است که مهاجم برای بازنویسی تاریخچه باید چه چیزی را کنترل کند و اگر آن فرض شکست بخورد، پروتکل چگونه واکنش نشان می‌دهد. همین تفاوت چیزی است که کاربران واقعاً تجربه می‌کنند.

دی‌پگ شدن استیبل‌کوین‌ها توضیح داده شد: وقتی یک دلار دیجیتال واقعاً از نسبت یک‌به‌یک خارج می‌شود چه اتفاقی می‌افتد

دی‌پگ شدن استیبل‌کوین‌ها توضیح داده شد: وقتی یک دلار دیجیتال واقعاً از نسبت یک‌به‌یک خارج می‌شود چه اتفاقی می‌افتد

USDC به ۰٫۸۷ دلار رسید، USDT به ۰٫۸۸ دلار رسید، xUSD به ۰٫۴۳ دلار رسید و UST به صفر رسید. پیگ‌های استیبل‌کوین چگونه کار می‌کنند، چرا می‌شکنند و داده‌های ۲۰۲۶ چه چیزی را نشان می‌دهد.

این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمه‌های خودکار ممکن است حاوی نادرستی‌هایی باشند، به‌ویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.

برچسب‌ها در این داستان