نوشتهٔ دنی سندرز، مدیر ارشد بازرگانی، ترزور
محتوای حمایتشده
این مقاله نظری توسط Trezor حمایت مالی شده است. دیدگاههای بیانشده متعلق به نویسنده ذکرشده است و نظر تحریریه Bitcoin.com News را نشان نمیدهد.
ترزور: همیشه کسی کلیدهای شما را در اختیار دارد. باید آن شخص شما باشید.

اگر کیفپول سختافزاری دارید و چند روز گذشته را با نگرانی گذراندهاید، کاملاً درک میکنم. رخداد اخیر Coldcard جدی بود و آدمهای واقعی پول واقعی از دست دادند؛ چیزی که هرگز نباید ساده از کنارش گذشت. یک شرکت در یکی از وظایف بنیادی کیفپول سختافزاری—تولید تصادفیّتِ قوی برای سید—اشتباه جدی کرد و این به افراد واقعی زیادی آسیب زد. اما در عین حال، این اتفاق شکافی در ایدهٔ نگهداری شخصی (self-custody) نبود و به این معنا هم نیست که دیگر نمیتوان به کیفپولهای سختافزاری بهطور کلی اعتماد کرد.
ارزش دارد روشن و بیسروصدا دربارهٔ اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاد صحبت کنیم. کیفپولهایی که خالی شدند، در همان لحظهٔ ساختهشدن با تصادفیّت ضعیف ایجاد شده بودند. این یک نقص مشخص در محصول یک شرکت مشخص است و هیچ اثری روی نحوهٔ تولید کلیدها در دستگاههای دیگر سازندگان ندارد. اگر کیفپول شما از ابتدا درست ساخته شده باشد، هیچچیز در این رخداد به شما مربوط نمیشود. داراییهای شما دقیقاً همانجایی هستند که یک هفته پیش بودند، محافظتشده با همان چیزی که قبلاً از آنها محافظت میکرد.
پس اولین چیزی که میخواهم بگویم این است: نگذارید ترس، چیدمان شما را از نو طراحی کند. ترس مهندس خوبی نیست. آدمها را وادار میکند پیچیدگیهایی را اضافه کنند که درکش نمیکنند، و پیچیدگیای که درکش نمیکنید خودش نوعی ریسک است.
این روزها خیلی دربارهٔ کیفپولهای چندامضایی صحبت میشود؛ از آن نوع که برای جابهجایی دارایی به چند کلید نیاز دارند. مولتیسیگ واقعاً ابزار خوبی است و برای کسی که مقدار بسیار زیادی بیتکوین نگه میدارد میتواند کاملاً منطقی باشد، چون یعنی هیچ دستگاه واحدی و هیچ فروشندهٔ واحدی نمیتواند همهچیز را به خطر بیندازد. ترزور از سال ۲۰۱۴ از مولتیسیگ پشتیبانی کرده و یکی از پرکاربردترین دستگاهها در این نوع چیدمانهاست. اما برای بسیاری از افراد بیش از نیازشان است. قرار نیست همهٔ بیتکوین تا ابد قفل شود و برای کوینهایی که واقعاً استفاده میکنید، مولتیسیگ خیلی سریع به جای کمک، تبدیل به بار میشود. برای خیلیها، یک چیدمان سادهٔ تکامضایی کار را خوب راه میاندازد: یک سید، درست نوشتهشده و امن نگهداریشده. شفاف و قابل مدیریت. مولتیسیگ همچنین «دامهای واقعی» هم دارد: از افتادن زیر آستانهٔ لازم یا ساختِ درست، تا دشواری واقعیِ پشتیبانگیری و بازیابی صحیح، و نسخههایی که مدیریتشان آسان است هم هزینهٔ سالانه دارند. خلاصه اینکه برای همه مناسب نیست.
و اگر تازه وارد این موضوع هستید، لطفاً نگذارید یک هفتهٔ بد قبل از اینکه شروع کنید شما را بترساند. نگهداری شخصی یک مهارت است و مثل هر مهارتی، تمرین بیشتر از وحشت پاداش دارد. کوچک شروع کنید.
همیشه کسی کلیدهای شما را در اختیار دارد
واکنش دیگری هم به این رخداد هست که آن را درک میکنم، اما میخواهم با ملایمت با آن مخالفت کنم. در روزهای پس از انتشار خبر، مقداری بیتکوین دوباره به صرافیها و محصولات امانی منتقل شده، چون بعضیها تصمیم گرفتهاند اینکه یک شرکت از کوینهایشان نگهداری کند سادهتر و امنتر به نظر میرسد. این واکنش انسانی است. اما فکر میکنم درس را برعکس میگیرد.
نکتهای هست که هرطور هم چیدمان کنید از بین نمیرود: همیشه کسی کلیدهای بیتکوین شما را در اختیار دارد. تنها سؤال این است که چه کسی. اگر شما نباشید، یک شرکت است و شما به آن شرکت اعتماد میکنید که صادق باشد، توانمند باشد و فردا هم سرِ پا باشد.
بارها دیدهایم وقتی این اعتماد اشتباه باشد چه میشود. صرافیها هک شدهاند. متولیان (custodian) سقوط کردهاند. کسانی که باور داشتند کوینهایشان نزد دیگری امن است، خیلی دیر فهمیدهاند که کوینها اساساً هیچوقت واقعاً در دست خودشان نبوده. تمام دلیل وجود بیتکوین این است که پولتان واقعاً مال خودتان باشد، نه یک عددی که یک شرکت به شما نشان میدهد و قول میدهد امن است. در اختیار داشتن کلیدهای خودتان یعنی همین وعده را به دست خودتان گرفتن.
در این مرحله یک خوانندهٔ منصف ممکن است بگوید: اما از من خواسته میشود به جای صرافی به یک شرکت کیفپول اعتماد کنم، پس تفاوت واقعی چیست؟ سؤال خوبی است و پاسخ آن مهم است. وقتی کوینهایتان را نزد یک متولی میگذارید، خودِ کوینها را تحویل میدهید. به آن شرکت اعتماد میکنید که نقدشونده بماند، صادق بماند و فردا هم وجود داشته باشد؛ و اگر شکست بخورد، پول شما هم با آن از بین میرود. وقتی از کیفپول سختافزاری استفاده میکنید، هرگز کوینها را به کسی تحویل نمیدهید. شما آنها را در اختیار دارید. چیزی که به آن تکیه میکنید محدودتر است: اینکه ابزار درست ساخته شده باشد. و چون کد ما برای بررسی همه باز است، این چیزی است که شما یا یک کارشناس مستقل واقعاً میتوانید بررسی کنید، نه یک جهش ایمانی. یک نوع اعتماد قابل راستیآزمایی است. دیگری را فقط باید امید داشته باشید که درست بهجا بوده است.
این به این معنا نیست که نگهداری شخصی هیچ مسئولیتی ندارد. روشن است که دارد. اما این مسئولیت بهایِ واقعاً مالک چیزی بودن است و ما فکر میکنیم پرداختنش میارزد. سپردن کلیدها به یک متولی ریسک را از بین نمیبرد. فقط آن را به جایی منتقل میکند که نمیتوانید ببینید و کنترل کنید، و شما را دوباره داخل همان سیستمی میگذارد که بیتکوین برای فرار از آن ساخته شد.
کار ما این است که مالکیت را ساده جلوه دهیم
اگر مسئولیت، گیرِ صادقانهٔ نگهداری شخصی است، پس کاری که ارزش انجام دارد این است که این مسئولیت سبک به نظر برسد. این بخشی است که از همه بیشتر برایم مهم است و دلیل انجام این کار همین است.
مدتها این صنعت بیسروصدا پذیرفته بود که نگهداری شخصی گزینهٔ سخت و کمی ترسناک است و راحتی همیشه متعلق به صرافیها خواهد بود. من به مرور به خلافِ آنچه این فرض القا میکند رسیدهام. راحتی بیش از آنکه سختی بتواند، تعیین کرده مردم بیتکوینشان را کجا نگه میدارند. بیشتر افراد کوینهایشان را روی صرافی نمیگذارند چون ریسک شکست آن صرافی را سنجیدهاند و تصمیم گرفتهاند میارزد. آنها آنجا میگذارند چون سی ثانیه طول کشید و آشنا به نظر میرسید. اگر میخواهیم افراد بیشتری مالک کلیدهایشان باشند، پاسخ این نیست که به آنها موعظه کنیم چرا باید. پاسخ این است که مالکیتِ کلیدها را آنقدر طبیعی و بیزحمت کنیم که مثل اپهایی باشد که هر روز استفاده میکنند.
این استانداردی است که ما در سراسر این صنعت خودمان را به آن متعهد میدانیم: نه نگهداری شخصیای که فقط برای عدهٔ فنی ممکن باشد، بلکه نگهداری شخصیای که برای هر کسی بدیهی و آسان احساس شود. امنیت هرگز دربارهٔ این نبود که یک چیدمان چقدر «هاردکور» یا پرزرقوبرق به نظر میرسد—تاسریختنها، ایربیگپها و باقی موارد. این چیزها میتوانند حس امنیتی بدهند که همیشه با واقعیت همخوان نیست. مهم این است که نسخهٔ روزمرهٔ نگهداری شخصی را درست انجام دهیم، چون همان نسخهای است که بیشتر مردم واقعاً استفاده میکنند. یک کیفپول تکامضاییِ محکم یک خط مبنای کاملاً خوب است و هرکس بخواهد میتواند از آنجا به بعد مقیاس را بالا ببرد.
به ما اعتماد نکنید. ما را راستیآزمایی کنید.
یک رشتهٔ دیگر هم در تمام این گفتگو جاری است و بعد از چنین رخدادی مهمتر میشود، نه کماهمیتتر. اگر قرار است کلیدهای خودتان را نگه دارید، حق دارید بدانید ابزاری که به آن تکیه میکنید واقعاً همان کاری را میکند که ادعا میکند. و راه صادقانه برای بهدست آوردن این اعتماد این نیست که آن را طلب کنیم؛ بلکه این است که به مردم اجازه دهیم بررسی کنند.
به همین دلیل است که فریمور ما و طراحی دستگاههایمان متنباز است. هر کسی میتواند دقیقاً بخواند یک ترزور چگونه کار میکند، از جمله دقیقاً چطور تصادفیّتی را میسازد که از دارایی شما محافظت میکند. صرفِ باز بودن بهتنهایی سپر جادویی نیست و من نسبت به هر کسی که بگوید هست محتاط میشوم. کدِ باز فقط وقتی کمک میکند که آدمها واقعاً به آن نگاه کنند و دیگران روی آن چیزی بسازند، که چشمهای بیشتری را به سمت کد میکشد. پس ما هر کاری میکنیم تا مطمئن شویم این اتفاق میافتد.
ما برنامهٔ باگبانتی اجرا میکنیم که به پژوهشگران مستقل پول میدهد تا ایرادها را پیدا کنند و گزارش دهند؛ چیزی که «کسی میتواند این را بررسی کند» را به یک دلیل واقعی برای تلاش کردن تبدیل میکند. و چون کد عمومی است، درِ نظارت و موشکافی هر روز باز است، نه فقط در مواقعی که یک شرکت تصمیم میگیرد کسی را دعوت کند.
شفافیت چیزی نیست که آخر کار به سیستم پیچ و مهره کنیم. از همان ابتدا شکلدهندهٔ نحوهٔ ساخت ماست. هدف بیتکوین هرگز این نبود که مجبور شوید به مجموعهٔ جدیدی از نهادها بهجای قدیمیها اعتماد کنید. هدف این بود که اصلاً مجبور نباشید کورکورانه اعتماد کنید. باید بتوانید راستیآزمایی کنید. شرکت کیفپولی که از شما ایمان میخواهد و در عین حال سازوکارش را پنهان نگه میدارد، کاملاً از این نکته غافل شده است.
مسئولیت، خودِ نکته است
پس نه، این هفتهٔ دشوار به این معنا نیست که کیفپولهای سختافزاری خراباند، و به این معنا هم نیست که نگهداری شخصی اشتباه بوده است. یعنی همان چیزی که همیشه یعنی. مالکِ پول خود بودن چیزی از شما میخواهد. این ضعفِ ایده نیست. این فقط معنای مالکیت است. و یک هفتهٔ سخت مثل این، بیش از آنکه فقط درد ایجاد کند، کل این صنعت را وادار میکند ممیزیهای عمیقتری انجام دهد و سؤالهای سختتری بپرسد، با نظارت بیشتر روی این کد نسبت به هر زمان دیگری—از سوی پژوهشگران، ابزارهای جدید، و جامعهٔ گستردهتر. امروز شاید اینطور به نظر نرسد، اما نگهداری شخصی بیسروصدا دارد قویتر میشود، سریعتر از تقریباً هر بخش دیگری از این فضا.
قرار است کسی کلیدهای بیتکوین شما را در اختیار داشته باشد. گویاست که در هفتهٔ گذشته ما از افراد جدید زیادی در ترزور استقبال کردهایم؛ تعداد قابلتوجهی از آنها از Coldcard آمدهاند، کسانی که به نگهداری شخصی اهمیت میدهند و هیچ قصدی برای کنار گذاشتنش ندارند. ما از آنها همانطور مراقبت میکنیم که در دوازده سال گذشته از همه مراقبت کردهایم: با امن نگهداشتنشان. بعد از همه چیزهایی که همهمان شاهدش بودهایم، هنوز باور دارم امنترین دستها برای بیتکوین شما دستهای خودتان است. پول شما، بالاخره و بهطور کامل مالِ خودتان.
_________________________________________________________________________
Bitcoin.com هیچ مسئولیت یا تعهدی را نمیپذیرد و مسئول نخواهد بود، چه بهطور مستقیم و چه غیرمستقیم، در قبال هرگونه زیان، خسارت، ادعا، هزینه یا مخارج از هر نوع، چه واقعی، چه ادعایی یا تبعی، که ناشی از یا مرتبط با استفاده از، یا اتکا به، هرگونه محتوا، کالا یا خدماتی باشد که در این مقاله به آنها اشاره شده است. هرگونه اتکا به چنین اطلاعاتی صرفاً و بهطور کامل بر عهدهٔ خود خواننده و با ریسک اوست.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.










