ارائه توسط
Opinion & Analysis

محتوای حمایت‌شده

این مقاله نظری توسط Trezor حمایت مالی شده است. دیدگاه‌های بیان‌شده متعلق به نویسنده ذکرشده است و نظر تحریریه Bitcoin.com News را نشان نمی‌دهد.

ترزور: اگر کلیدها را در اختیار ندارید، بیت‌کوین را مالک نیستید

دوازده سال پس از ارسال نخستین کیف پول سخت‌افزاری، نگه‌داری بیت‌کوینِ خودتان هرگز تا این حد آسان نبوده است؛ و در عین حال، افراد بیشتری نسبت به هر زمان دیگری این کار را به شخص دیگری می‌سپارند.

نویسنده
اشتراک
ترزور: اگر کلیدها را در اختیار ندارید، بیت‌کوین را مالک نیستید

میان مالکیت بیت‌کوین و مالکیتِ «حق مطالبه»‌ی بیت‌کوین تفاوت وجود دارد، و بیشترِ کسانی که فکر می‌کنند آن را در اختیار دارند، در واقع حق مطالبه را در اختیار دارند. سکه‌هایشان نزد یک صرافی، کارگزار یا صندوق قرار دارد. چیزی که واقعاً دارند یک ثبت در دفترکلِ شخص دیگری است و وعده‌ای که بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. بیشترِ وقت‌ها آن وعده پابرجاست. مشکل اینجاست که در روزهایی که این‌طور نیست چه رخ می‌دهد، و وقتی آن روز فرا برسد شما چقدر کم حق اظهار نظر دارید.

تابستان امسال نسخه‌ای از این موضوع را در سراسر اروپا دیدیم. وقتی قواعد جدید رمزارزی اتحادیه اروپا به‌طور کامل اجرایی شد، چندین صرافی که به‌موقع مجوز نگرفته بودند مجبور شدند ارائه خدماتِ تحت‌نظارت به کاربران اتحادیه اروپا را متوقف کنند؛ بزرگ‌ترینِ آن‌ها یک‌شبه میلیون‌ها مشتری را تحت تأثیر قرار داد. نه هکی در کار بود، نه کلاهبرداری، نه خطایی علیه هیچ فردی. صرفاً سرویس تغییر کرد. به مردم گفته شد می‌توانند وجوه خود را برداشت کنند، اما حتی همین هم ارزش دارد با دقت بررسی شود: توانایی خارج کردن پول، چیزی بود که پلتفرم‌ها در جریان یک جمع‌کردنِ منظمِ فعالیت‌ها انتخاب کردند باز نگه دارند. این حقِ کاربران نبود. در چنین موقعیت‌هایی پنجره‌های برداشت می‌توانند کند، ناقص یا دسترسی‌ناپذیر باشند و فقط تا زمانی وجود دارند که شرکت تصمیم بگیرد آن‌ها را ارائه کند. این‌که آیا می‌توانستید معامله کنید، جابه‌جا کنید یا در نهایت به دارایی‌هایتان دسترسی داشته باشید، به تصمیم‌هایی برمی‌گشت که در اتاق‌هایی گرفته می‌شد که آن کاربران در آن حضور نداشتند.

این، خودحضانتی در یک جمله است: وقتی دسترسی شما به پولِ خودتان از مسیر یک شرکت می‌گذرد، این دسترسی فقط به همان اندازه قابل اتکا است که خودِ آن شرکت. توانِ پرداختش، امنیتش، مجوزهایش، تصمیم‌هایش و هر آنچه یک دادگاه یا نهاد ناظر به آن دستور می‌دهد. شما هیچ‌کدام از این‌ها را کنترل نمی‌کنید و هرکدام می‌تواند بین شما و سکه‌هایتان قرار بگیرد. خودحضانتی شرکت را به‌طور کامل از معادله حذف می‌کند. سکه‌هایی که روی دستگاهِ خودتان نگه‌داری می‌شوند، نمی‌توانند در ورشکستگی مسدود شوند، در هکِ سرورهای شخص دیگری از بین بروند، با تصمیمِ صدور مجوز محدود شوند، یا به این دلیل در دسترس نباشند که یک کسب‌وکار تصمیم گرفته عرضه‌اش را تغییر دهد. هیچ طرفِ مقابلِی برای شکست خوردن وجود ندارد، چون طرفِ مقابل وجود ندارد. کلیدها مال شماست و بدون توجه به این‌که برای دیگران چه اتفاقی می‌افتد، همچنان کار می‌کنند.

ترزور دقیقاً برای حذف همین وابستگی به طرفِ مقابل ساخته شد. دوازده سال پیش در همین روز، بنیان‌گذاران ما، مارک پالایتینوس و پاول روسناک، نخستین کیف پول سخت‌افزاری را ارسال کردند و دسته‌بندی‌ای را ایجاد کردند که پیش از آن وجود نداشت. آن‌ها نمی‌خواستند یک گجت بسازند. مسئله‌ای داشتند که به هیچ راه دیگری نمی‌توانستند حلش کنند.

مسئله این بود که نگه‌داری امنِ سکه‌های خودتان برای یک فرد معمولی تقریباً غیرممکن بود. بنیان‌گذاران ما مهندسانی بودند که با لینوکس کار می‌کردند و کم‌وبیش می‌توانستند بیت‌کوینِ خود را امن نگه دارند، و حتی برای آن‌ها هم قطعیت نداشت. اگر برای آن‌ها سخت بود، برای همه‌ی دیگران ناامیدکننده بود. راه‌حلی که به آن رسیدند این بود که کلید خصوصی را به‌کلی از رایانه‌ی متصل به اینترنت جدا کنند و آن را به یک دستگاه کوچکِ اختصاصی منتقل کنند. کلید روی آن دستگاه تولید می‌شود و هرگز آن را ترک نمی‌کند. دستگاه هرگز به اینترنت وصل نمی‌شود. وقتی تراکنشی انجام می‌دهید، به دستگاه ارسال می‌شود، داخلِ همان دستگاه امضا می‌شود و سپس در حالی که از قبل تأیید شده است برمی‌گردد؛ بنابراین رازی که کنترلِ سکه‌های شما را در دست دارد هرگز در معرضِ یک رایانه، یک تلفن یا یک شبکه قرار نمی‌گیرد. این اصل در دوازده سال گذشته، در تمام محصولاتی که از آن زمان ساخته‌ایم، تغییر نکرده است؛ چون هرگز «یک قابلیت» نبود. تمامِ هدف همین است.

آنچه تغییر کرده، تهدید است. در سال ۲۰۱۴ مانعِ خودحضانتی «سختی» بود. امروز مانع «اقناع» است. هرگز تا این حد نگه‌داری کلیدهای خودتان آسان نبوده، و با ملایمت دارند مردم را از انجام دادنِ آن منصرف می‌کنند.

رایج‌ترین شکلش صندوق قابل معامله در بورس است. اکنون ده‌ها میلیارد دلار بیت‌کوین در ساختارهای ETF نقطه‌ای قرار دارد، برای افرادی نگه‌داری می‌شود که می‌خواستند در معرضِ آن قرار بگیرند، بدون مسئولیتِ نگه‌داریِ آن توسط خودشان. به‌عنوان یک مسیرِ ورود برای کسانی که در غیر این صورت هرگز به کریپتو دست نمی‌زدند، این محصولات واقعاً مفید بوده‌اند و جایگاه خود را دارند. اما سهمِ ETF بیت‌کوین نیست. این «در معرضِ قیمت بودن» است، که برای شما توسط یک نهاد نگه‌داری می‌شود، درون همان نظام مالی سنتی که بیت‌کوین برای ارائه‌ی جایگزینی برای آن ساخته شد. شما یک حق مطالبه دارید. شما مالکِ دارایی نیستید. نمی‌توانید آن را از پلتفرم خارج کنید، خودتان جابه‌جایش کنید، خرجش کنید، یا کلیدهایش را در اختیار داشته باشید. این همان مشکلِ صرافی است، فقط با کت‌وشلوار.

همکارم دنی سندرز، مدیر ارشد بازرگانی ترزور (CCO)، اوایل امسال صریح گفت: بدترین نتیجه برای این صنعت این خواهد بود که همه تصمیم بگیرند فقط آن را در ETF بگذارند و اسمش را مالکیتِ بیت‌کوین بگذارند. اعداد نشان می‌دهند این روند تا چه حد می‌تواند پیش برود. از میان حدود ۶۰۰ میلیون کاربر رمزارز در سراسر جهان، تنها حدود ۱۰ درصد کلیدهای خود را نگه می‌دارند و فقط ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر از کیف پول سخت‌افزاری استفاده می‌کنند. اکثریتِ قاطع همین حالا هم به شخص دیگری اعتماد کرده‌اند تا چیزی را نگه دارد که فکر می‌کنند مالکِ آن هستند.

داستانِ مقرراتِ تابستان و روند ETF، یک درس واحد را از دو جهت نشان می‌دهند. یکی نشان می‌دهد دسترسی چگونه با نیروهایی خارج از کنترلِ شما تغییر می‌کند. دیگری از شما دعوت می‌کند داوطلبانه همین ترتیبات را بپذیرید. هر دو باعث می‌شوند به‌جای خودِ چیز، یک وعده در دست داشته باشید. دیده‌ایم پایانِ این مسیر کجاست. وقتی FTX در سال ۲۰۲۲ فروپاشید، کسانی که همه چیز را از دست دادند بی‌پروا نبودند. آن‌ها صرفاً به یک متولیِ نگه‌داری اعتماد کرده بودند؛ کاری که تقریباً همه در کریپتو به‌طور پنهانی به انجامش تشویق می‌شوند.

اگر خودحضانتی تا این حد آشکارا پاسخ است، چرا این‌قدر افراد کمی آن را انجام می‌دهند؟ اینجا صنعت ما باید صادق باشد. سال‌ها این فرض وجود داشت که وقتی سخت‌افزار به اندازه کافی خوب شود، مردم آن را می‌پذیرند، و این فرض کل چالش را فنی می‌دید. اما هرگز فقط فنی نبود. مانعِ واقعی اعتماد بود. این‌که به کسی بگویید تنها خودِ او مسئول پولش است، بدون هیچ شرکتی که اگر مشکلی پیش آمد بتواند با آن تماس بگیرد، حرفِ سنگینی است؛ و برای مدت طولانی صنعت به جای روبه‌رو شدن با این احساس، از کنار آن رد می‌شد. کاری که اهمیت داشت فقط ساختِ دستگاه‌های امن نبود. این بود که آن‌قدر اعتماد به دست آوریم که مردم احساس کنند آماده‌اند از آن‌ها استفاده کنند.

آن کار نتیجه داده است. خودحضانتی امروز هیچ شباهتی به تمرینِ خط فرمانی ندارد که بنیان‌گذاران ما با آن شروع کردند. با ابزارهای درست واقعاً قابل دسترس است، و اکنون میلیون‌ها نفر کلیدهای خود را مدیریت می‌کنند بدون این‌که حتی یک خط کد لمس کنند. دستگاه بخشِ سخت را انجام می‌دهد. آنچه می‌ماند، بیشتر از آن‌که مشکلِ قابلیت استفاده باشد، مشکلِ آگاهی است: بیشتر مردم هنوز نمی‌دانند چقدر پیشرفت کرده، یا این‌که گزینه‌ی امن‌تر اکنون همان گزینه‌ی ساده هم هست.

پس این دوازدهمین سالگرد واقعاً درباره یک دستگاه نیست. نخستین کیف پول سخت‌افزاری مهم بود چون ثابت کرد می‌توان یک اصل را ساخت: این‌که یک فرد عادی بتواند پولِ خودش را نگه دارد، بدون این‌که کسی وسط ایستاده باشد. دوازده سال بعد، این اصل تحت فشار بیشتری است نسبت به زمانی که تقریباً هیچ‌کس نمی‌توانست به آن عمل کند؛ چون فشارِ امروز «راحتی» است. راحتی استدلالی قانع‌کننده‌تر از سختیِ گذشته است. به جای این‌که فقط تاریخ را علامت بزنیم، آن را صرف انجامِ همان کاری می‌کنیم که برایش وجود داریم. این هفته هفتهٔ خودحضانتی ترزور است؛ تلاشی برای این‌که افراد بیشتری از حاشیه بیرون بیایند و کلیدهای خودشان را نگه دارند.

پاسخ این نیست که مردم را درباره ایدئولوژی موعظه کنیم. پاسخ این است که خودحضانتی را هر روز قابل‌دسترس‌تر، بهتر فهمیدنی‌تر، و غیرممکن برای رد کردن به‌عنوان گزینه‌ی سخت کنیم، چون دیگر سخت نیست. مقررات همچنان شکل می‌دهند که چه کسی چه چیزی می‌تواند ارائه کند. صرافی‌ها همچنان تصمیم‌هایی خواهند گرفت که مشتریانشان نمی‌توانند از قبل ببینند. هیچ‌کدام از این‌ها به کلیدی که فقط شما در اختیار دارید دست نمی‌زند. دوازده سال پیش ما این را ممکن کردیم. وظیفه‌ی امروز این است که مطمئن شویم همه از آن خبر دارند و به سراغش می‌روند، پیش از آن‌که به سختی یاد بگیرند چرا مهم است.

_________________________________________________________________________

Bitcoin.com هیچ مسئولیت یا تعهدی را نمی‌پذیرد و مسئول نخواهد بود—چه مستقیم و چه غیرمستقیم—در قبال هرگونه زیان، خسارت، ادعا، هزینه یا مخارج از هر نوع، چه واقعی، چه ادعایی یا تبعی، که از استفاده از یا اتکا به هرگونه محتوا، کالا یا خدماتی که در این مقاله به آن‌ها اشاره شده ناشی شود یا با آن مرتبط باشد. هرگونه اتکا به چنین اطلاعاتی کاملاً به عهده‌ی خودِ خواننده است.

این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمه‌های خودکار ممکن است حاوی نادرستی‌هایی باشند، به‌ویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.