برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، گفت جابهجایی ۱۱ میلیارد دلاری طلای بانک مرکزی هلند نشان میدهد که امور مالی سنتی با چه کندی ارزش را جابهجا میکند. این بانک برای جابهجایی ۸۶ تُن متریک از انتقالهای فیزیکی و معاملات بازار استفاده کرد.
مدیرعامل ریپل، جابهجایی ۱۱ میلیارد دلاری طلای هلندی را یک نمونهکاربرد ایدهآل برای کریپتو میداند

نکات کلیدی
- گارلینگهاوس جابهجایی طلا را یک نمونهکاربرد ایدهآل برای کریپتو خواند.
- بیشترِ ۸۶ تُن متریک در نیویورک فروخته و در لندن دوباره خریداری شد.
- این عملیات دسترسی به طلا را در صورت وقوع یک بحران بالقوه بهبود داد.
گارلینگهاوس لجستیک طلا را با انتقالهای کریپتو مقایسه میکند
برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، در ۴ سپتامبر استدلال کرد که عملیات چندماهه طلای بانک De Nederlandsche Bank (DNB)، بانک مرکزی هلند، محدودیتهای زیرساخت مالی سنتی را آشکار کرد. او در پستی در پلتفرم اجتماعی X، این فرایند را با توانایی کریپتو برای انتقال جهانی ارزش مقایسه کرد و بازار طلای فیزیکی را در مرکز بحثی گستردهتر درباره سامانههای تسویهحساب مدرن قرار داد.
گارلینگهاوس نوشت: «یادآوری خوبی از اینکه امروز امور مالی هنوز چطور کار میکند… بانک مرکزی هلند همین حالا ماهها وقت صرف کرد تا ۱۱ میلیارد دلار طلا را از نیویورک به لندن منتقل کند.» این عملیات بین ماههای مارس تا آگوست حدود ۸۶ تُن را از ذخایری که در نیویورک و اتاوا نگهداری میشد به لندن منتقل کرد. جزئیات در بیانیه ۲ سپتامبر DNB منتشر شد.
مدیر اجرایی ریپل، پیشرفت رمزارز از سال ۲۰۱۳ را با روشهایی مقایسه کرد که بانکهای مرکزی همچنان برای جابهجا کردن ذخایر فیزیکی به کار میبرند. او گفت کریپتو از یک آزمایش کوچک به یک طبقه دارایی چندتریلیوندلاری تبدیل شده که زیرساخت مالی و نقدشوندگی بازار از آن پشتیبانی میکند.
او توصیف کرد: «در بیش از ۱۰ سال بین این دو روایت، کریپتو از یک آزمایش ۱.۵ میلیارد دلاری به یک طبقه دارایی ۲.۷ تریلیون دلاری + زیرساخت مالی با نقدشوندگی واقعی پشت آن تبدیل شد»، و افزود:
«چیزی که تغییر نکرد: بانکهای مرکزی (و راستش بخش بزرگی از دنیا) هنوز ارزش را همانطور جابهجا میکنند که در دهه ۱۹۴۰ انجام میدادند.»
نزدیک به ۷۰٪ از طلای درگیر در این عملیات بین دو شهر جابهجا نشد. DNB حدود ۵۹ تُن متریک از طلای نگهداریشده در نیویورک را فروخت و معادل همان مقدار را در لندن خریداری کرد؛ جایی که طلای مطابق با استانداردهای بینالمللی بازار، معاملهپذیرتر تلقی میشود.
بیش از ۲۷ تُن متریک بهصورت فیزیکی از ایالات متحده و کانادا به تأسیسات DNB در زایستِ هلند منتقل شد. سپس مقدار مشابهی از طلای مطابق استاندارد از زایست به لندن منتقل شد تا نیازی به ذوبِ مجدد شمشهای آمریکای شمالی نباشد. DNB گفت این رویکرد ترکیبی، ریسکهای یک جابهجایی پیچیده را توزیع کرد، هزینهها را کنترل نمود و تجربه کار با هر دو نوع انتقال فیزیکی و مبتنی بر بازار را فراهم آورد.
بانکهای مرکزی طلا را نزدیک به مراکز بزرگ معاملاتی نگه میدارند
سهم لندن از ذخایر طلای هلند پس از این عملیات از ۱۸.۱٪ به ۳۲.۱٪ افزایش یافت. سهم نیویورک از ۳۱.۳٪ به ۱۸.۵٪ کاهش پیدا کرد و سهم اتاوا از ۱۹.۷٪ به ۱۸.۵٪ افت کرد. DNB مقدار ۳۰.۸٪ را در زایست نگه داشت و مجموع ذخایر خود را بدون تغییر و برابر با ۶۱۲.۴ تُن متریک حفظ کرد؛ ارزشی که در پایان سال ۲۰۲۵ معادل ۷۲.۲ میلیارد یورو برآورد شد.
این جابهجایی بازتابدهنده نقش پایدار طلا در ذخایر رسمی است، نه عقبنشینی از این فلز. بانکهای مرکزی در ماه مه خالصاً ۴۱ تُن متریک به ذخایر افزودند و روند انباشت را ادامه دادند؛ روندی که در آن ۴۵٪ از مدیران ذخایرِ مورد نظرسنجی انتظار داشتند مؤسساتشان طلا را بیشتر طی ۱۲ ماه بعد خریداری کنند. DNB طلا را «لنگر اعتماد» در برابر ریسکهای سیستمیِ شدید توصیف کرد.
آلمان پس از پذیرش یک برنامه جدید نگهداری در سال ۲۰۱۳، عملیات فیزیکی بزرگتری انجام داد. بوندسبانک آلمان ۶۷۴ تُن را طی چهار سال از پاریس و نیویورک به فرانکفورت منتقل کرد و برنامه را در سال ۲۰۱۷ به پایان رساند. مجموع شامل ۳۷۴ تُن متریک از پاریس و ۳۰۰ تُن از نیویورک بود.
نمونهکاربرد کریپتو بر انتقال ارزش متمرکز است، نه شمش طلا
مدیر اجرایی ریپل، کریپتو را بهعنوان روشی جایگزین برای ذخیرهسازی و انتقال ارزش مطرح کرد، نه روشی برای حملونقل شمشهای فیزیکی. رمزارزها اجازه میدهند واحدهای مالکیت در شبکههای دیجیتال جابهجا شوند، بدون آنکه شیء فیزیکیِ زیربنایی ارسال شود؛ در حالی که داراییهای دیجیتال میتوانند از طریق سامانههای مبتنی بر بلاکچین ذخیره، مبادله و برای پرداختها استفاده شوند.
این استدلال با تمرکز گستردهتر ریپل بر جایگزین کردن فرایندهای کندِ نهادی با زیرساخت بلاکچین همراستا است. گارلینگهاوس پیشتر فرصتی را برای وارد کردن داراییهای دیجیتال به ۱۶ تریلیون دلار جریانهای سالانه پرداخت و فعالیتهای تسویه/کلیرینگ در سراسر کسبوکارهایی که ریپل خریداری کرده شناسایی کرده بود، هرچند زمانی که او در ژوئن درباره این ارقام صحبت کرد، کریپتو تقریباً هیچ سهمی از آن حجم را تشکیل نمیداد.
این مقایسه، عملیات هلند را بهعنوان نمونهای از جابهجایی ارزش از طریق شبکههای حضانت فیزیکی و معاملات بازار ترسیم کرد؛ جایی که یک سامانه دیجیتال میتوانست نمایه توکنیزهشدهای از ارزش را بسیار سریعتر منتقل کند.
«این یک نمونهکاربرد ایدهآل برای کریپتو است — ذخیرهسازی و سپس جابهجایی آنی، امنِ ارزش در سراسر جهان با هزینهای ناچیز یا تقریباً صفر. چطور هنوز مردم با این میجنگند؟!»
دیگر مدیران حوزه کریپتو نیز از محدودیتهای فیزیکی طلا برای ترویج داراییهای مبتنی بر بلاکچین استفاده کردهاند. جک مالرز، مدیرعامل Twenty One Capital، در آوریل استدلال کرد که ذخایر بیتکوین را میتوان بهصورت عمومی روی زنجیره (آنچین) راستیآزمایی کرد، در حالی که نگهداری شمش به متولیان، حسابرسیها و سوابق نهادی وابسته است. یک توکن نماینده طلا همچنان به حضانت امن، حقوق مالکیتِ بهرسمیتشناختهشده، نقدشوندگی بازار و فرایند بازخرید قابلاعتماد نیاز خواهد داشت.
عملیات DNB هدفی متفاوت از انتقال دیجیتال ارزش را دنبال میکرد. بانک مرکزی طلای ذخیره فیزیکی را در لندن بازچینش کرد تا این فلز در صورت وقوع یک بحران شدید، آسانتر معامله شود، در حالی که مجموع داراییهایش را بدون تغییر نگه داشت.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.












