در اولین روزم، جلوی یک آکواریوم کوسه ایستاده بودم، در حالی که یک تیکر قیمت کریپتو مانند مار در امتداد سقفِ کلِ دفتر میخزید، و با خود فکر میکردم کجا سر از اینجا درآوردهام. یازده سال پس از افتتاح BitMEX، وقت آن است که پرده را پایین بکشیم.
بیتمکس، پایان یک دوران

پست مهمان زیر به قلم پیتر ویلکینسون، مدیرعامل صرافی کریپتو BitMEX نوشته شده است.
نام من پیتر ویلکینسون است، مدیرعامل فعلی BitMEX. من از بخش مالی سنتی به BitMEX پیوستم؛ جایی که بهعنوان وکیل داخلی در یک شرکت بیمه کار میکردم. از یک هدهانتر تماس جالبی دریافت کردم که BitMEX بهطور فوری به وکیل نیاز دارد. در اولین مصاحبهام از من پرسیدند چقدر سریع میتوانم شروع کنم و آیا میتوانند هزینه خروج من از دوره اعلام قبلی در شغل قبلیام را بپردازند. مشخص بود این یک شرکت معمولی نیست.
در آن مقطع، فقط آشنایی گذرایی با کریپتو داشتم. یک جستوجوی سریع انبوهی از پوشش خبری در بلومبرگ، والاستریت ژورنال و جاهای دیگر نشان داد — که بخش زیادی از آن درباره آرتور هیز بود. شرکت بهدنبال آن بود که شیوههای سنتیِ عملیات صرافی را بهطور اساسی تغییر دهد: تسویه فوری، معاملات ۲۴ ساعته و ساختار ریسکی که نگرانیِ مجبور بودن به بازپرداختِ تأمینکننده مارجین را حذف میکرد. چیزی که بهطور خاص جلب توجه میکرد، حضور آرتور هیز در شبکههای اجتماعی در X (توییتر سابق) و ابتکارهای جسورانه بازاریابی BitMEX بود — مثل پارک کردن لامبورگینیها بیرون محل برگزاری Consensus 2018 در نیویورک. باز هم، این کاملاً متفاوت با هر چیزی بود که در دنیای خشکِ مالی سنتی (TradFi) با آن روبهرو شده بودم.
با وجود هیاهوی پرزرقوبرق و حالوهوای «مختلکننده»ای که شرکت را احاطه کرده بود، چیزی که در روز اول مرا تحتتأثیر قرار داد این بود که همه در BitMEX چقدر جدی و متعهد بودند. معلوم بود که افراد واقعاً به کسبوکار و پیش بردن آن علاقه دارند. کلیشهای به نظر میرسد، اما حس میشد برایشان بیشتر از یک شغل است؛ آنها واقعاً مبلغ بودند.
با پیشزمینه مالی سنتی، به نوعی بیتفاوتی عادت داشتم که همزمان با جدیت وجود داشت؛ شاید هم با توجه به اینکه همه چیز بهطور سختگیرانهای تنظیمگری شده بود، اجتنابناپذیر بود. اما در BitMEX چنین بیتفاوتیای وجود نداشت و جدیت از تمرکز بر ارائه بهترین محصول ممکن میآمد؛ تعهدِ همه برای اینکه دستبهدست هم بدهند واقعاً چشمگشا بود. راستش انتظار داشتم با توجه به تصور رایجی که از کریپتو وجود دارد و اینکه گویی توسط «بچهها» اداره میشود، کمی فضای ریلکس ببینم، اما بیشتر از این نمیتوانستم اشتباه کنم.
قبل از اینکه بفهمم، آنجا بودم؛ در دفتر هنگکنگ نشسته بودم، محو تماشای کوسههایی که با وقار دور آکواریومشان میلغزیدند، بارِ کاملاً مجهز داخل محل، اتاقهای پوکر و ماهجونگ، و از خودم میپرسیدم چطور به اینجا رسیدهام. هرچند کمی گیجکننده بود، اما با دقت بیشتر، «فولادِ» زیرساخت عملیات را دیدم. در کنار آن زرقوبرقِ هزارهای، خطوط خاکستریِ شیک و یک تیکر قیمت کریپتو هم بود که دور تا دور سقفِ فضا میچرخید — تقریباً بیشتر شبیه یک صندوق پوشش ریسکِ پرداختکاریشده بود تا یک کسبوکار کریپتو.

اما همه چیز کوسه و مالیِ انقلابی نبود؛ مدت زیادی از ورودم نگذشته بود که در سال ۲۰۲۰، اقدام اجراییِ اکنون مشهورِ ایالات متحده علیه بنیانگذاران و شرکت رخ داد. این نخستین رویداد بزرگِ اجرای قانون علیه یک صرافی در این صنعت بود و در بدترین زمان ممکن اتفاق افتاد. ما تازه احراز هویت کامل (KYC) را اجرا کرده بودیم و اولین صرافیِ غیرآمریکایی بودیم که این کار را انجام داد؛ و همین هم از قبل به کسبوکار فشار وارد کرده بود. این اقدام توسط بنیانگذاران آغاز شد، چون با نگاه به آینده کسبوکار و ضرورت فعالیت تحت رژیمهای مختلف مجوزدهی، کار درست همین بود. وقتی اتهامات آمریکا مطرح شد، اجرای آن از قبل در جریان بود.
اجرای KYC باعث شد بسیاری از کاربران اصلی ما به پلتفرمهای دیگری که هنوز KYC نمیخواستند بروند. وقتی اتهامات ثبت شد، خیلی از مشتریان ما ترسیدند و برای برداشت داراییهایشان عجله کردند — بسیاریشان هم هرگز برنگشتند. این نگرانی وجود داشت که مقامات آمریکا پلتفرم BitMEX را مسدود کنند و موجودی مشتریان را قفل کنند. اگر چنین اتفاقی میافتاد، رسواکننده (و غیرقانونی) بود؛ اما آن زمان، دورانِ ترس واقعی بود و مردم دقیق نمیدانستند دولت آمریکا با کسبوکار یا صنعت چه خواهد کرد.
ما تازه داشتیم محصولات بومیِ بیتکوین مثل سوآپهای وام ISDA ماهانه را برای مشتریان نهادی عرضه میکردیم که بعد از مطرح شدن اتهامات عملاً از حرکت ایستاد. این در حالی بود که از قبل رقابت قدرتمندی در حال شکلگیری بود — با کپیبرداری از محصولات BitMEX و شکار کاربران ما. تازه این همزمان شد با کنار رفتن بنیانگذاران از نقشهای فعالشان در کسبوکار و واگذاری آن به یک تیم مدیریتی جدید با پیشزمینه مالی سنتی؛ تیمی که آن حضور صنعتیِ بنیانگذاران را برای کمک به بازاریابی کسبوکار نداشت.

حتی بعد از این ضربه سنگین، احساس میکردم — و هنوز هم میکنم — که BitMEX واقعاً ویژه بود. با آدمها، فرهنگ، و کاربرانمان (بهخصوص آنهایی که در Trollbox فعال بودند!) چیزی ساختیم که میشود به آن افتخار کرد. برای مثال، ما کارکنان وفادار زیادی داریم که بیش از پنج سال با ما بودهاند. این در کریپتو یک عمر است و خیلی چیزها درباره فرهنگ کسبوکار میگوید؛ جایی که همه با ذهنیت «اول کسبوکار» برای بینقص کردن کارها مشارکت میکنند.
با نگاه به گذشته، آن تعهد شاید عرضه محصولات ما را کند کرده باشد، چون اغلب کمالگرایی را به اجرا ترجیح میدادیم؛ اما این گواهی است بر اینکه افراد ما به کاری که انجام میدهند افتخار عظیمی دارند. ما هیچ SLA سختگیرانهای برای کارکنان نداشتیم که عدم تحققشان باعث صدور خودکارِ نامه اخطار از منابع انسانی شود؛ چیزی که ممکن است در برخی صرافیهای رقیب ببینید — و خوشحالم که نداشتیم، چون فرهنگ کاری بسیار همکارانهتر و شفافتری ایجاد کرد.
و همانطور که گفتم، Trollbox واقعاً درخشان است — جایی برای گپ زدن، غر زدن و شکایت کردن کاربرانمان (یا در حالت دیگر حتی بن شدن!). این موضوع، علاوه بر آنچه با کارکنان داشتیم، به شکلگیری حس واقعیِ جامعه در میان کاربران کمک کرد.
میگویند همه چیزهای خوب باید روزی تمام شوند. این ممکن است درست باشد یا نباشد، اما در نهایت درباره BitMEX همینطور شد. ما همگام با رقبا حرکت نکردیم. آنقدر عمیق روی گوشه-بازارِ مشتقات تمرکز کرده بودیم که سرمان را بالا نیاوردیم تا ببینیم کاربرانمان یک مکان واحد میخواهند برای معامله اسپات، کسب سود، نگهداری دارایی (custody) و معامله مشتقات — بهخصوص با استیبلکوینهایی مثل USDT. ما اواخرِ سال ۲۰۲۱ به «مهمانی USDT» پیوستیم، اما تا آن زمان از قبل سهم بازارمان در حال خونریزی بود.

همچنین با مفسران زیادی برخورد کردهام که اشاره میکنند با اینکه BitMEX سوآپ دائمی را ابداع کرد، اما ما هرگز تکرار و تکامل ندادیم یا با تمام قوا وارد رقابت نشدیم. با اینکه طرفدار «کارشناسهای خودخوانده» در شبکههای اجتماعی نیستم (و همانطور که هومر میگوید، بعد از وقوع یک رویداد حتی یک احمق هم داناست)، در این حرف مقداری حقیقت هست. در نهایت، یک چیزِ واحد نبود که باعث شد BitMEX به وضعیت امروز و جمع کردن پلتفرم برسد. به برخی از موارد مرتبط در بالا اشاره کردم، اما کسبوکار داروینی است و همه قرار نیست برای همیشه ادامه دهند.
به دستاوردهای BitMEX و تیممان بینهایت افتخار میکنم. اول و مهمتر از همه، ما از تمام وجوه مشتریان بهطور وسواسگونه محافظت کردیم. ما تنها صرافی هستیم که در تمام تاریخ فعالیتمان طی بیش از ۱۱ سال، هیچ سرمایهای را بهخاطر هک از دست نداده است. این گواهی است بر کار فوقالعادهای که همه — گذشته و حال — انجام دادهاند و امیدوارم مردم در آینده به آن بهعنوان چیزی ارزشمند نگاه کنند.
در نهایت، نقش بنیادینی است که در حمایت از چشمانداز بنیانگذاران درباره سوآپ دائمی ایفا کردیم؛ ابزاری که اکنون پُرمعاملهترین ابزار مالی در صنعت کریپتو است. تقلید، بهترین شکلِ تعریف و تمجید است؛ سوآپ دائمی اکنون نزد تکتک بازیگران فضای صرافیهای کریپتو در دسترس است و موتورخانه اهرم در کریپتو محسوب میشود. BitMEX شاید از این پس بخشی از چشمانداز کریپتو نباشد، اما اگر اطراف را نگاه کنید، بدون حضور آن، این فضا شبیه امروز نبود؛ و برایم افتخار است که از نزدیک شاهد رخ دادن همه اینها بودهام.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.












