در طول سالها، تحلیل جرمیابی بلاکچین حدود ۱.۱ میلیون بیتکوین را که اکنون نزدیک به ۷۳ میلیارد دلار ارزش دارد، به ساتوشی ناکاموتو، خالق ناشناس بیتکوین با نام مستعار، نسبت داده است؛ و کل این ذخیره از سال ۲۰۱۰ تاکنون دستنخورده باقی مانده است.
دادههای آنچین گنجینه ۱.۱ میلیون BTC ساتوشی را قفل میکند — ۳ نظریه درباره اینکه چرا هرگز جابهجا نمیشود

نکات کلیدی
- الگوی پاتوشیِ پژوهشگر سرجیو لرنر حدود ۱.۱ میلیون BTC را با اطمینان آماریِ نزدیک به قطعیت، در ۲۲٬۰۰۰ آدرس به ساتوشی نسبت داد.
- آخرین انتقال ثبتشده بیتکوینِ ساتوشی، حدود ۱۶ سال پیش، ارسال ۳۲.۵۱ BTC به توسعهدهنده مایک هرن بود.
- اگر سهم ۵.۴۷ درصدی ساتوشی از کل عرضه BTC زمانی جابهجا شود، ناظران بازار انتظار اختلال فوری بازار و احتمال افشای هویت را دارند.
اعداد چه چیزی را نشان میدهند
این برآورد، داراییهای ساتوشی را حدود ۱.۰۹ میلیون تا ۱.۱ میلیون BTC قرار میدهد که معادل حدود ۵.۴۷٪ از سقف عرضه ثابت ۲۱ میلیونی بیتکوین است. این سکهها میان حدود ۲۲٬۰۰۰ آدرس کیفپول مجزا توزیع شدهاند که هرکدام دقیقاً ۵۰ BTC از پاداشهای بلاکهای اولیه را نگه میدارند.

بر اساس دادههای آنچین که توسط تحلیلگران Arkham Intelligence و دیگر پژوهشگران مستقل بلاکچین بررسی شده، هیچ آدرسی در این خوشه طی بیش از ۱۵ سال گذشته تراکنش خروجی ثبت نکرده است.
الگوی پاتوشی
این داراییها خوداظهاری نبودند. آنها از طریق جرمیابی رمزنگاری بازسازی شدند؛ بهویژه توسط پژوهشگر بلاکچین سرجیو دمیان لرنر که یافتههای اولیه خود را در سال ۲۰۱۳ منتشر کرد و در سال ۲۰۲۰ بهروزرسانیشان نمود.
روش لرنر بر یک ناهنجاری متمرکز بود که آن را «الگوی پاتوشی» نامید؛ برگرفته از نامی که او برای ماینرِ غالبِ روزهای آغازین گذاشته بود. در نخستین سال بیتکوین، شبکه آنقدر کوچک بود که یک موجودیت حدود ۲۲٪ از همه بلاکهای استخراجشده را به خود اختصاص میداد.

لرنر فیلد ExtraNonce را از تراکنش کوینبیسِ نخستین ۵۰٬۰۰۰ بلاک استخراج کرد و آن مقادیر را در برابر ارتفاع بلاک ترسیم نمود. در حالی که اکثر ماینرهای اولیه توزیعهای پراکنده و نامنظم تولید میکردند، یک ماینر بخشهای خطی تند و پیوستهای برجای گذاشت که نشاندهنده یک دستگاه واحد، یا خوشهای از دستگاههای همگامسازیشده، در یافتن بلاکها با سرعت و ثباتی استثنایی بود.
این الگو مستقیماً تا بلاک ۰، بلاک پیدایش (Genesis Block) که در ۳ ژانویه ۲۰۰۹ استخراج شد، دنبال میشود.
نرمافزار سفارشی، نه کلاینت عمومی
تحلیلهای بیشتر روی مقادیر نانس تأیید کرد که ماینر غالبِ اولیه از کلاینت عمومی Bitcoin v0.1 استفاده نمیکرد. نرمافزار استاندارد فضای نانسِ ۳۲بیتی را بهصورت ترتیبی اسکن میکرد. بلاکهای پاتوشی توزیعی محدود در «کمارزشترین بایت» (LSB) نانس نشان میدادند.
تحلیلگران نتیجه گرفتند که این موضوع بازتابدهنده یک راهاندازی سفارشیِ چندریسمانی (multi-threaded) است. به هر ریسمان یک زیربازه مشخص از LSB برای اسکن اختصاص داده شده بود تا از انجام کار تکراری میان فرایندهای موازی جلوگیری شود. این معماری، اثر انگشتی غیرتصادفی برجا گذاشت که برای همیشه روی بلاکچین حک شده است.

ترکیبِ خوشهبندی شیب ExtraNonce و محدودیتهای ریسمانبندیِ LSB باعث شده پژوهشگران با اطمینان آماری بالا به این نتیجه برسند که یک موجودیت در مراحل آغازین شبکه حدود ۱.۱ میلیون BTC استخراج کرده است. حوالی بلاک ۵۴٬۰۰۰، در اواخر ۲۰۱۰، امضای پاتوشی بهطور کامل ناپدید میشود که با خروج ساتوشی از پروژه همزمان است.
آدرس پیدایش
شناختهشدهترین آدرس در این خوشه 1A1zP1eP5QGefi2DMPTfTL5SLmv7DivfNa است که پاداش ۵۰ BTC بلاک پیدایش را دریافت کرد. بهدلیل نحوه کدنویسی بلاک اول، آن سکههای اولیه قابل خرجکردن نیستند. جامعه از آن زمان بهعنوان ادای احترام، BTCهای بیشتری به این آدرس فرستاده است. هیچ انتقال خروجیای تاکنون از آن ثبت نشده است.

آدرس استخراجِ بلاک پیدایش تا تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱۰۷.۲۲۲۱۰۳۰۳ BTC در اختیار دارد که امروز ارزشی معادل ۷.۱۱ میلیون دلار دارد.
دو تراکنش شناختهشده
ساتوشی در زمانی که هنوز روی شبکه فعال بود، در دو موردِ مستند بیتکوین ارسال کرد.
در ۱۲ ژانویه ۲۰۰۹، نه روز پس از بلاک پیدایش، ساتوشی برای آزمودن شبکه ۱۰ BTC به رمزنگار هال فینی فرستاد. آرکام همچنین اشاره کرده که آخرین خروجیِ شناختهشده ساتوشی که حدود ۱۶ سال پیش ثبت شده، شامل انتقال ۳۲.۵۱ BTC به توسعهدهنده مایک هرن بوده است.
هرن در ۱۸ آوریل ۲۰۰۹ نوشت: «سلام ساتوشی، من ۳۲.۵۱ کوین برایت فرستادم، آدرس بیتکوینم 1JuEjh9znXwqsy5RrnKqgzqY4Ldg7r
ناکاموتو اضافه کرد:
«بیتکوین از EC-DSA استفاده میکند که برای فشرده نگهداشتن زنجیره بلاک بهاندازهای که با فناوری امروز عملی باشد ضروری بود، چون امضاهایش یک مرتبه بزرگی از RSA کوچکتر است. اما EC-DSA مثل RSA نمیتواند پیامها را رمزنگاری کند؛ فقط میتواند برای تأیید امضاها بهکار رود.»
ساتوشی در آوریل ۲۰۱۱ ایمیل نهاییای فرستاد و گفت که «به سراغ چیزهای دیگری رفته» است. از آن زمان، این سکهها جابهجا نشدهاند.
چرا سکهها سر جای خود میمانند
سه توضیح، گفتوگو میان پژوهشگران و دارندگان بلندمدت بیتکوین را تحت سلطه دارد.
- کلیدهای گمشده: در سال ۲۰۰۹، بیتکوین هیچ ارزش پولی نداشت و ابزارهای استاندارد مدیریت کلید وجود نداشت. کلیدهای خصوصیِ ذخیرهشده روی هارددیسک ممکن است پیش از آنکه شبکه جا بیفتد پاک شده یا از دست رفته باشند.
- مرگ: اگر ساتوشی یک فرد بوده که از آن زمان درگذشته است—از جمله گزینههایی مانند هال فینی و سایفرپانک لن ساسامن (هر دو درگذشته)—ممکن است کلیدها دیگر وجود نداشته باشند.
- انتخاب ایدئولوژیک: نظریه سوم میگوید ساتوشی زنده است و عمداً از جابهجا کردن سکهها خودداری میکند تا روایتِ غیرمتمرکز بودن شبکه را محافظت کند.
جابهجایی چه معنایی خواهد داشت
اگر هر بیتکوینی از خوشه پاتوشی منتقل شود، اثر آن بر بازار فوری و شدید خواهد بود. این رویداد یک فرض رایج را از میان برمیدارد که این عرضه برای همیشه از گردش خارج است و یک شوک بزرگ نقدشوندگی وارد میکند.
همچنین تحلیل زنجیره را فعال خواهد کرد. هر انتقال خروجی دادههای مسیریابی را آشکار میکند و میتواند هویت ساتوشی را به یک صرافی یا سرویس کیفپولی که نیازمند احراز هویت KYC است پیوند بزند.
فعلاً، سکههای خفته همانجا که همیشه بودهاند باقی ماندهاند؛ روی دفترکل عمومی نقشهبرداریشده و قابل مشاهدهاند، اما برای هرکسی جز آنکه—اگر اصلاً کسی—هنوز کلیدها را در اختیار دارد، دستنیافتنی هستند.
















