راب هادیک، شریک عمومی در Dragonfly، معتقد است استیبلکوینها وارد مرحلهای تازه میشوند. در حالی که USDT و USDC امروز همچنان غالب هستند، او استدلال میکند که رقابت رو به رشد از سوی بانکها، فینتکها و ناشران جدید در نهایت دوگانهحاکم استیبلکوینها را میشکند و بازاری متنوعتر را بر پایه موارد استفاده مشخص ایجاد میکند.
راب هادیک هشدار میدهد تتر و سیرکل با فشار فزاینده از سوی استیبلکوینهای جدید روبهرو هستند

نکات کلیدی
- راب هادیک از Dragonfly میگوید USDT و USDC برای سالها بهعنوان یک دوگانه استیبلکوینی باقی نخواهند ماند.
- Paxos، Agora و فینتکها میتوانند از طریق پرداختها، حوالهها و زیرساختهای انطباق، سهم بازار بگیرند.
- هادیک میگوید استیبلکوینها تنها حدود ۵٪ توسعه یافتهاند و رشد عمده هنوز در پیش است.
راب هادیکِ Dragonfly میگوید دوگانه USDT-USDC موج بعدی را دوام نخواهد آورد
بازار استیبلکوین ممکن است امروز متمرکز به نظر برسد، اما برخی سرمایهگذاران باور دارند ساختار آن فقط موقتی است. راب هادیک، شریک عمومی در شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر کریپتویی Dragonfly، استدلال میکند که موج بعدی رشد استیبلکوینها کمتر از مسیر انتشار و درآمد ذخایر و بیشتر از مسیر پرداختها، توزیع، انطباق و فعالیت مالی دنیای واقعی هدایت خواهد شد.
از نگاه او، این صنعت هنوز در مراحل ابتدایی است و تازهواردهایی از بانکها و فینتکها گرفته تا ناشران بومیِ کریپتو در حال جایگیری هستند تا سلطه USDT و USDC را به چالش بکشند.
او گفت: «اجتنابناپذیر است که فضای استیبلکوین همچنان رقابتیتر شود. چند سال دیگر در یک دوگانه نخواهیم بود.» فشار از چند جهت میآید.
نهادهای مالی سنتی در حال بررسی استیبلکوینها هستند. فینتکها آنها را در محصولات موجود ادغام میکنند. ناشران جدید توکنهای انعطافپذیرتری طراحی میکنند. همچنین شایعاتی درباره تلاشهای کنسرسیومی با مشارکت بازیگران بزرگ پرداخت مانند Visa و Mastercard مطرح شده است.
شکستن دوگانه در یک بُعد واحد رخ نخواهد داد. ممکن است فوراً در ارزش بازار نمایان نشود. در عوض، چالشگران شاید ابتدا از طریق حجم تراکنش، پذیرش توسط پذیرندگان (Merchant)، سلطه منطقهای یا جریانهای مشخص کسبوکاری جای پا باز کنند.
هادیک آسیبپذیری ویژهای را در سمت توزیع میان پذیرندگان و کسبوکارها میبیند. اگر تازهواردها بتوانند استیبلکوینهای خود را در جریانهای واقعی پرداخت جا بدهند، پذیرش و حجم میتواند سریعتر از ارزش بازار رشد کند.
نقاط ضعف تتر و سیرکل
USDT و USDC هرکدام نقاط قوتی دارند، اما هادیک در حوزههای مقررات، جغرافیا، سود (Yield)، توزیع و تجربه محصول آسیبپذیریهایی میبیند.
برای تتر، فشارهای نظارتی در برخی نقاط جهان همچنان چالشبرانگیز است. برای بازار گستردهتر، تقسیم سود به موضوعی مورد مناقشه تبدیل شده است. بانکها ممکن است در برابر آن مقاومت کنند، اما بسیاری از کاربران در سراسر جهان به نوعی مشارکت اقتصادی عادت کردهاند.
تجربه محصول میدان باز دیگری است. استیبلکوینها هنوز برای بسیاری از کاربران و کسبوکارهای جریان اصلی، از نظر دسترسی، انتقال، تطبیق حسابها (Reconcile) و ادغام در گردشکارهای موجود دشوار هستند. این موضوع فضا ایجاد میکند برای چالشگرانی که تجربه را سادهتر، امنتر و از نظر تجاری کاربردیتر کنند.
جغرافیا ممکن است بهویژه مهم باشد. هادیک اشاره کرد که استیبلکوینها همین حالا در کریدورهای بزرگ حواله مانند آمریکا به هند و آمریکا به مکزیک استفاده میشوند. با این حال، اگر یک چالشگر زیرساخت برتری در این کریدورها بسازد، میتواند بهتدریج از جایگاه تتر در بازارهای نوظهور کم کند؛ جایی که USDT همچنان عمیقاً ریشهدار است.
مزیت چالشگران
نسل بعدی استیبلکوینها ممکن است مزیتهایی داشته باشد که بازیگران تثبیتشده نتوانند بهسادگی کپی کنند. به گفته هادیک، بزرگترین مزیت، همراستایی مشوقها همراه با انعطافپذیری زیرساخت است.
یک ناشر جدید میتواند از صفر بر پایه پشتوانه نهادی، وثیقهگذاری کامل، پشتیبانی دیفایِ چندزنجیرهای، سفارشیسازی تجاری و جایگاهگیری نظارتی طراحی کند. این به چالشگران اجازه میدهد موارد استفاده مشخص را هدف بگیرند، بدون آنکه همه محدودیتهای ساختار فعلی بازار را به ارث ببرند.
هادیک به شرکتهایی مانند Paxos و Agora اشاره کرد بهعنوان نمونههایی از بازیگرانی که راهکارهای استیبلکوین انعطافپذیرتر و ترکیبپذیرتر (Composable) توسعه میدهند. این محصولات ممکن است برای پسانداز، جابهجایی وثیقه، تسویه FX یا سایر موارد استفاده مالی تخصصی بهینه شده باشند.
این مسیر آسان نخواهد بود. ایجاد نقدشوندگی همچنان دشوار است و توزیع حتی دشوارتر. اما اگر یک ناشر جدید در یک کریدور، پلتفرم یا گردشکار کسبوکاری مشخص جای پا پیدا کند، بالقوه میتواند از همانجا گسترش یابد.
ناشران خنثی هنوز اهمیت دارند
با ورود بانکها، فینتکها، شرکتهای بومیِ کریپتو و پلتفرمهای بزرگ به بازار، یک پرسش کلیدی این است که آیا استیبلکوینها به محصولات حلقهبسته (Closed-loop) تبدیل میشوند یا به زیرساخت مالی خنثی.
هادیک همچنان معتقد است استیبلکوینهای خنثیِ صادرشده توسط نهادهای غیربانکی و فینتکی میتوانند سهم قابلتوجهی را به دست آورند. استدلال او این است که پویاییهای رقابتی باعث میشود سیستمهای بسته نتوانند بدون حضور یک طرف خنثیِ معتبر در میانه، بهراحتی با یکدیگر تراکنش کنند.
به همین دلیل تکامل ناشرانی مانند Circle، Tether، Paxos و Agora مهم است. آنها دیگر صرفاً توکن منتشر نمیکنند. آنها در حال گسترش به حوزه پرداختها، زیرساخت فینتک و خدمات مالی جهانی هستند.
دولتها موضوع دیگری هستند. هادیک استیبلکوینهای صادرشده توسط دولت را به ارزهای دیجیتال بانک مرکزی نزدیکتر میبیند؛ یک دسته محصول جداگانه با مبادلههای متفاوت در اعتماد، حریم خصوصی و برنامهپذیری. از نگاه او، استیبلکوینها و CBDCها نباید یکسان تلقی شوند.
آینده محتملتر این نیست که یک استیبلکوین جای همه را بگیرد. بلکه تکثیر توکنهای هدفمحور است. برخی برای پسانداز ساخته میشوند. برخی دیگر سرعت، انطباق، تسویه، نقدشوندگی یا جریانهای پرداخت منطقهای را در اولویت میگذارند. اکثرشان شکست خواهند خورد. آنهایی که دوام میآورند، به چیزی بیش از یک نماد (Ticker) و یک حساب ذخیره نیاز دارند. آنها به توزیع، اعتماد، نقدشوندگی، شفافیت نظارتی و دلیلی برای وجود داشتن نیاز خواهند داشت.
دوگانه USDT-USDC ممکن است در کوتاهمدت قدرتمند بماند، اما هادیک رقابت را اجتنابناپذیر میبیند. بانکها، فینتکها، ناشران بومیِ کریپتو و ارائهدهندگان زیرساخت خنثی همگی به سوی همان فرصت حرکت میکنند.
همانطور که در مقالهای قبلی گفته شد، هادیک گفت: «ما شاید هنوز فقط حدود ۵٪ مسیر را طی کردهایم.» این شاید روشنترین جمعبندی از بازار استیبلکوین امروز باشد.
















