ارائه توسط
Interview

مدیرعامل BitMEX می‌گوید قانون‌گذاری درها را باز می‌کند، اما نقدینگی همچنان برندگان را تعیین می‌کند

رویداد لیکوییدیشن خشونت‌بار در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ کمتر دربارهٔ حرکت قیمت بود و بیشتر یک آزمون تشخیصی بود که ریسک‌های سیستمیِ ناشی از تکه‌تکه‌بودن عمیق ساختاریِ کریپتو را در میان سیستم‌های وثیقه‌ایِ متمرکز، غیرمتمرکز و ازهم‌گسیخته آشکار کرد.

نویسنده
اشتراک
مدیرعامل BitMEX می‌گوید قانون‌گذاری درها را باز می‌کند، اما نقدینگی همچنان برندگان را تعیین می‌کند

نکات کلیدی

  • در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، لیکوییدیشن‌های آبشاری تکه‌تکه‌بودن شدید ساختاری در سراسر بسترهای کریپتو را آشکار کرد.
  • در حالی که صرافی‌های رقیب طی سقوط ۲۰۲۵ با تأخیرهای API مواجه شدند، سیستم‌های BitMEX طبق طراحی عمل کردند.
  • حجم آتیِ معاملات مشتقه به سمت پلتفرم‌های مورداعتماد یا چارچوب‌های قانون‌گذاری‌شده‌ای مانند MiFID II جابه‌جا خواهد شد.

ریسک سیستمی و تکه‌تکه‌بودن بازار

وقتی بازارهای کریپتو دچار لیکوییدیشن‌های خشونت‌بار می‌شوند، توجه عمومی بر اعداد تیترها متمرکز می‌شود—میلیاردها دلار محو‌شده از اوپن اینترست، کندل‌های تند و افت‌های سریع قیمت. اما برای بسترهای معاملهٔ دارایی‌های دیجیتال، یک شست‌وشوی بازار آزمون تشخیصیِ پرفشارِ لوله‌کشیِ زیرساختیِ پنهان است.

لیکوییدیشن‌های ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ یادآوریِ صریحی از این واقعیت بود. به گفتهٔ استفان لوتس، مدیرعامل BitMEX Group، این رویداد آسیب‌پذیری‌های ساختاریِ بازارهای مدرن کریپتو را آشکار کرد و نشان داد که تاب‌آوری عملیاتی و فهم جزئی‌نگر از مکانیک پلتفرم‌ها، در زمان اوج‌گیری نوسان، عوامل واقعیِ بقا هستند.

در حالی که روایت پیرامون بلوغ کریپتو معمولاً بر حجم و عمق متمرکز است، فشار آبشاریِ ۱۰ اکتبر ریسک‌های تکه‌تکه‌بودن عمیق ساختاری را آشکار کرد. برخلاف مالی سنتی که در آن اتاق‌های پایاپای متمرکز شوک‌های سیستمی را ضربه‌گیری می‌کنند، نقدینگی کریپتو همچنان به‌شدت میان پلتفرم‌های متمرکز، پروتکل‌های غیرمتمرکز، بازارگردان‌های اختصاصی و سیستم‌های وثیقه‌ایِ ازهم‌گسیخته تقسیم شده است.

لوتس گفت: «بزرگ‌ترین آشکارسازی [در ۱۰ اکتبر] این نبود که بازارها می‌توانند خشونت‌بار حرکت کنند؛ این را از قبل می‌دانیم. درس مهم‌تر این بود که اکوسیستم چقدر به‌هم متصل شده و فشار با چه سرعتی می‌تواند در میان بسترها، محصولات و مشارکت‌کنندگان پخش شود.»

آربیتراژورها و الگوریتم‌های اجرا تقریباً به‌صورت آنی فشار را در سراسر این ماتریس جهانی منتقل می‌کنند. در این محیط، بقای یک بستر کاملاً به پایداری سیستم تحت بارِ اوج وابسته است.

لوتس معتقد است که در دوره‌های آرام‌تر، معامله‌گران مکانیک صرافی را بدیهی فرض می‌کنند. او استدلال کرد ویژگی‌هایی مانند مدل‌های قیمت‌گذاری قرارداد، موتورهای لیکوییدیشن و توالی‌های کاهش خودکار اهرم (ADL) مانند نویز پس‌زمینه تلقی می‌شوند.

همان‌طور که فلاش ۱۰ اکتبر ثابت کرد، این جزئیات یک ضرورت مدیریت ریسک هستند. وقتی نقدینگی نازک می‌شود، شیوهٔ مشخصی که یک صرافی با مارجین کال‌ها و قیمت‌گذاری قرارداد برخورد می‌کند تعیین می‌کند یک موقعیت دوام می‌آورد یا با لیکوییدیشن ناگهانی مواجه می‌شود.

لوتس تأکید کرد: «هنگام استفاده از یک صرافی، مهم است زیرساخت اصلی معاملات، سازوکارهای کاهش خودکار اهرم و روش‌شناسی قیمت‌گذاری قرارداد آن را درک کنید. این عوامل ممکن است در شرایط عادی بازار ثانویه به نظر برسند، اما در دوره‌های فشار حیاتی می‌شوند.»

تاب‌آوری زیر فشار

وقتی نوسان جهش می‌کند، زیرساخت صرافی با دو مانع روبه‌رو می‌شود: افزایش عظیم ترافیک API از سوی میزهای خودکار که می‌کوشند موقعیت‌ها را تنظیم کنند، و دفتر سفارشِ به‌سرعت در حال تغییر که موتور ریسک پلتفرم را می‌آزماید. اگر یک بستر فریز کند یا افت کیفیت API را تجربه کند، معامله‌گران کور می‌شوند. واگرایی عملکرد صرافی‌ها در ۱۰ اکتبر این انتخاب‌های مهندسی را زیر نورافکن برد.

لوتس گفت: «در حالی که برخی بسترها دچار اختلال شدند، سیستم‌های BitMEX در طول رویداد طبق طراحی عمل کردند»، و این عملکرد را تأییدی بر قابلیت اتکای در سطح نهادی دانست. «وقتی آن فرایندها به‌روشنی درک شوند و تحت شرایط واقعی آزمایش شوند، بازارها سریع‌تر بازیابی می‌شوند.»

منتقدان استدلال می‌کنند شوک‌هایی با این ابعاد اغلب آسیب جدی وارد می‌کنند و زخم‌های قابل مشاهده‌ای بر اعتبار بازار به جا می‌گذارند. پس از رویداد ۱۰ اکتبر، گفت‌وگو خیلی زود تحت سلطهٔ یک عادت آشنای صنعت قرار گرفت: مقصرجویی. به‌جای اتحاد، صنعت به اردوگاه‌های متقابل شکاف خورد—معامله‌گران صرافی‌ها را مقصر دانستند و صرافی‌ها بازارگردان‌ها را.

مدیرعامل BitMEX این اصطکاک را پیامد اجتناب‌ناپذیر صنعتی می‌داند که هنوز جای پای خود را محکم می‌کند. او توضیح داد: «شوک‌های بزرگ بازار همیشه روایت‌های رقیب ایجاد می‌کنند، چون مشارکت‌کنندگان همان رویداد را از منظرهای بسیار متفاوت تجربه می‌کنند. در مالی سنتی، دهه‌ها تکامل ساختار بازار چارچوب‌های جاافتاده‌تری برای تحلیل شکست‌ها ایجاد کرده است. کریپتو هنوز در زمان واقعی در حال ساختن آن چارچوب‌هاست.»

در بازاری به‌هم‌پیوسته که در آن لیکوییدیشن‌های آبشاری ده‌ها پلتفرم را درگیر می‌کند، نسبت‌دادن بحران به یک قربانیِ واحد از نظر ریاضی ایراد دارد. لوتس می‌گوید پاسخ‌گویی واقعی مستلزم عبور از روایت‌های قبیله‌ای و حرکت به سوی شفافیت و حلقه‌های بازخورد مهندسی است.

لوتس گفت: «پاسخ‌گویی معنادار با شفافیت آغاز می‌شود. مشارکت‌کنندگان باید حاضر باشند توضیح دهند چه اتفاقی افتاد، اطلاعات مرتبط را افشا کنند و نشان دهند چه تغییراتی در حال اجراست. رویکرد سازنده‌تر این است که مشخص کنیم فرایندها کجا شکست خوردند، کنترل‌ها کجا ناکافی بودند و این ضعف‌ها چگونه می‌تواند برطرف شود.»

این سازوکار خوداصلاح‌گر سابقهٔ تاریخی دارد. لوتس گفت: «در حالی که صنعت هنوز جای پای خود را محکم می‌کند، چنین گام‌های رو به جلویی به‌وضوح در ماجرای FTX نشان داده شد؛ جایی که اثبات ذخایر برای همهٔ صرافی‌ها به شرطی غیرقابل مذاکره تبدیل شد. درس‌های مشابه همچنان آموخته خواهد شد و در بلندمدت به بهبودهای ملموس‌تری منجر می‌شود.»

نبرد چهارطرفه و تجمیع

این بلوغ عملیاتی هم‌زمان با یک تغییر ساختاری عظیم در بازار قراردادهای آتی دائمی رخ می‌دهد—ابزاری که BitMEX آن را پیشگام شد. چیزی که زمانی زمین بازی انحصاری صرافی‌های متمرکز برون‌مرزی (CEXها) بود، اکنون به میدان نبردی شدید و چندجبهه تبدیل شده است. امروز، چشم‌انداز با رقابت چهارطرفه‌ای میان پلتفرم‌های دائمی غیرمتمرکز (Perp DEXها)، غول‌های سنتیِ برون‌مرزی، بسترهای داخلیِ به‌شدت قانون‌گذاری‌شده و قدرت‌های مالی سنتیِ قدیمی (TradFi) مانند CME Group و ICE شکل می‌گیرد.

در حالی که این تکه‌تکه‌بودن گزینه‌هایی متناسب با نیازهای عملیاتی مختلف ارائه می‌دهد، لوتس پیش‌بینی می‌کند تاریخ مالی در نهایت تجمیع قابل‌توجهی را رقم خواهد زد؛ مشابه رونق معاملات الکترونیکی در دههٔ ۱۹۹۰.

لوتس گفت: «در حالی که هر طرف در حوزه‌ای خاص تخصص دارد، معتقدم در بلندمدت احتمالاً شاهد تجمیع خواهیم بود، زیرا جداکردن بسترهای معاملاتی در نهایت ناکارآمد است. هزینه‌های کمتر باعث ایجاد بسترهای بیشتری [در دههٔ ۹۰] شد، اما با گذشت زمان، نقدینگی و فعالیت معاملاتی به‌طور طبیعی پیرامون پلتفرم‌هایی متمرکز شد که اعتماد، اعتبار، تاب‌آوری عملیاتی و اجرای کارآمد را نشان دادند.»

فعلاً ماهیت بی‌مرز دارایی‌های دیجیتال به این معناست که این چشم‌انداز چندمدلی پابرجا خواهد ماند. لوتس جمع‌بندی کرد: «کریپتو هنوز بازاری نسبتاً جوان و جهانی است، بنابراین انواع مختلف بسترها همچنان در کنار هم وجود خواهند داشت. با این حال، با بلوغ بازار، انتظار دارم سهم رو به رشدی از فعالیت معاملاتی پیرامون بسترهایی متمرکز شود که به‌طور پیوسته اعتماد کاربران را به دست می‌آورند، مدیریت ریسک قوی نشان می‌دهند و قابلیت اتکای خود را در چندین چرخهٔ بازار ثابت می‌کنند.»

هم‌زمان با پیش‌رفتن این تجمیع، نبرد برای سهم بازار مشتقه‌ها به‌طور فزاینده‌ای در میدان‌های نبرد قانون‌گذاری دنبال می‌شود. در رویدادهایی مانند Paris Blockchain Week اخیر، یک موضوع تکرارشونده تضاد ساختاری میان حوزه‌های قضاییِ مبتنی بر اجرای سخت‌گیرانه و حوزه‌های مبتنی بر چارچوب بود.

در اروپا، گفت‌وگو حول ادغام نهادی از طریق چارچوب‌هایی مانند دستورالعمل بازارهای ابزارهای مالی II (MiFID II) می‌چرخد، در کنار اجرای موازیِ گاردریل‌های ویژهٔ کریپتو. در حالی که این ساختارهای سنتی بارهای سخت‌گیرانهٔ انطباق را به همراه دارند، اما قابلیت پیش‌بینی ارائه می‌کنند.

لوتس گفت: «MiFID II کامل نیست، اما چیزی را فراهم می‌کند که نهادها به‌شدت برایش ارزش قائل‌اند: شفافیت. بازارها زمانی بهترین عملکرد را دارند که مشارکت‌کنندگان قواعد بازی را بفهمند. اروپا عموماً رویکردی ساختاریافته‌تر به قانون‌گذاری دارایی‌های دیجیتال اتخاذ کرده و این برای اپراتورهای منطبق فرصت ایجاد می‌کند.»

پیش‌شرطِ محصولات رقابتی

صرفِ انطباق تضمین‌کنندهٔ ورود ناگهانی سرمایه نیست. پرسش برای بخش مشتقه‌ها این است که آیا معامله‌گران اروپایی به‌طور طبیعی برای معاملهٔ پرپچوال‌ها به بسترهای قانون‌گذاری‌شدهٔ داخل کشور مهاجرت می‌کنند، یا سرمایه را در خارج از کشور پارک‌شده نگه می‌دارند. لوتس اشاره می‌کند که قانون‌گذاری صرفاً یک پیش‌شرط است، نه یک محصول.

لوتس تأکید کرد: «این‌که آیا معامله‌گران اروپایی به بسترهای داخل کشور مهاجرت می‌کنند یا نه، به چیزی بیش از قانون‌گذاری بستگی دارد. نقدینگی، کیفیت محصول، اجرا و تجربهٔ کاربری عوامل تعیین‌کننده باقی می‌مانند. قانون‌گذاری ممکن است در را باز کند، اما صرافی‌ها هنوز باید محصولات رقابتی ارائه دهند. با این حال، در گذر زمان انتظار دارم با افزایش مشارکت نهادی، بخش معناداری از حجم اروپا به سمت بسترهای قانون‌گذاری‌شده حرکت کند.»

مسیر نهایی به سوی ساختار بازار بالغ مستلزم تغییر تمرکز از مقصرشناسی به مقاوم‌سازی زیرساخت و یافتن نقاط مشترک است.

لوتس استدلال کرد: «مهم‌ترین چیز این است که صنعت کمتر بر مقصر دانستن تمرکز کند و بیشتر بر این‌که چه چیزهایی می‌تواند بهبود یابد. هر اختلال مهمی باید در نهایت به زیرساخت قوی‌تر، کنترل‌های بهتر و استانداردهای شفاف‌تر منجر شود.»

امیدبخش این‌که نقشهٔ راه این گذار از تعارض به هماهنگی هم‌اکنون در جبههٔ قانون‌گذاری در حال شکل‌گیری است. لوتس به توسعهٔ جاریِ قانون CLARITY Act در ایالات متحده به‌عنوان نمونه‌ای ملموس اشاره کرد. این تلاش قانون‌گذاری نشان می‌دهد که حتی طرف‌هایی که به‌طور سنتی در تقابل بوده‌اند—مانند نهادهای قانون‌گذار سخت‌گیر و صرافی‌های بومیِ کریپتو—در حال یافتن زمینهٔ مشترک برای ایجاد استانداردهای قابل‌پیش‌بینیِ سراسرِ صنعت هستند.

در نهایت، رویدادهایی مانند فلاش ۱۰ اکتبر یک نقطهٔ عطف دردناک اما ضروری هستند. بسترها، مشارکت‌کنندگان و حوزه‌های قضایی‌ای که در بلندمدت شکوفا می‌شوند، کسانی خواهند بود که نوسان را نه فرصتی برای سرزنش، بلکه فرمانی برای ساخت زیرساخت عملیاتیِ گلوله‌نخور تلقی می‌کنند.

برچسب‌ها در این داستان