در نخستین انجمن سرمایهگذاران انرژی (EIF) در دالاس در ۲۳ ژوئیه، رونق هوش مصنوعی کمتر شبیه یک داستان نرمافزاری بود و بیشتر به یک توسعه عظیم زیرساخت انرژی میمانست.
حکم مگاواتی EIF: هر مزرعه استخراج بیتکوین برای هوش مصنوعی آماده نیست

این مقاله نخستینبار در Miner Weekly منتشر شد؛ خبرنامهای هفتگی از Blocksbridge Consulting که تازهترین اخبار حوزه انرژی، محاسبات، زیرساخت و تحلیل داده را از The Energy Mag گزینش میکند. نسخه اصلی مقاله را میتوانید اینجا ببینید.
در سراسر پنلهای EIF، تولیدکنندگان برق، شرکتهای خدماترسان (Utilities)، توسعهدهندگان دیتاسنتر، ماینرها، سرمایهگذاران و سیاستگذاران بارها به همان محدودیتهای فیزیکی بازگشتند: تولید، صفهای اتصال به شبکه، انتقال، پستها، سرمایش، زمانهای تحویل تجهیزات، سرمایه، مجوزها و حمایت عمومی. تقاضا برای محاسبات شاید با مدلها و تراشهها آغاز شود، اما در نهایت تحقق آن به الکترونها در یک مکان مشخص و در یک بازه زمانیِ تجاریِ قابلاستفاده نیاز دارد.
هیچ بخش واحدی از اقتصاد انرژی بهتنهایی نمیتواند آن مسئله را حل کند. از شرکتهای خدماترسان خواسته میشود بارهایی را در مقیاس و سرعتی بپذیرند که برای آن ساخته نشدهاند. توسعهدهندگان تجدیدپذیر به مشتریانی برای خروجی نیاز دارند که در غیر این صورت محدود یا قطع میشود. تولیدکنندگان برق به اطمینان نیاز دارند که تقاضای جدید از سرمایهگذاری در تولید پشتیبانی خواهد کرد. اپراتورهای دیتاسنتر به ظرفیت قطعی و افزونگی نیاز دارند. سرمایهگذاران قراردادهایی میخواهند که بتواند میلیاردها دلار زیرساخت را پشتیبانی کند. مقامهای محلی و ساکنان پاسخهای معتبر درباره نرخها، آب، صدا، مالیات و اشتغال میخواهند.
استخراج بیتکوین بهعنوان یکی از چند پل میان انرژی و محاسبات وارد این گفتوگوی گستردهتر شد. ماینرها سالهاست برقِ کماستفاده را پیدا کردهاند، بارهای ماژولار مستقر کردهاند و وقتی شبکهها تحت فشار قرار میگیرند عملیات را کاهش دادهاند. این تجربه به برخی اپراتورها در حالی که توسعهدهندگان هوش مصنوعی بهدنبال زمینِ برقدار هستند، مزیت آغازین میدهد.
اما پیام گستردهتر EIF این بود که کنترل یک اتصال به شبکه فقط آغاز کار است. زمینی که برق دارد، خودبهخود به یک پردیس هوش مصنوعیِ قابل تأمین مالی تبدیل نمیشود. ممکن است همچنان فاقد فیبر، سرمایش با چگالی بالا، ظرفیت انتقال، تجهیزات، مجوزها، مستأجرِ دارای اعتبار یا رضایت جامعه باشد.
«زیرساخت فیزیکی به زیرساخت اجتماعی هم نیاز دارد»، نیشانت شارما، بنیانگذار EIF و Blocks Bridge گفت و نیاز به اعتماد عمومی و مشارکت جامعه را در کنار توسعه برق توصیف کرد.
این تمایز دارد بازار را مرتب میکند. برخی پروژههای انرژی از پردیسهای عظیم مقیاسِ هوش مصنوعی پشتیبانی خواهند کرد. برخی دیگر شاید برای استنتاج توزیعشده، استخراج انعطافپذیر بیتکوین، خدمات شبکه یا تقاضای صنعتیِ پشتِ کنتور مناسبتر باشند. برخی نیز بیشترین ارزش را بهعنوان داراییِ برق و زمین برای توسعهدهندهای دیگر خواهند داشت تا بسازد.
از این رو EIF کمتر یک پیشبینی واحد ارائه کرد و بیشتر نقشهای از پشته نوظهورِ محاسبات-انرژی — و گلوگاههایی که میتواند تعیین کند چه کسی ارزش آن را تصاحب میکند.
جایگاه استخراج در تغییر گستردهترِ برق
الکساندر نویمولر از Cambridge Centre for Alternative Finance یافتههای اولیه از نسخه بعدی پژوهش کمبریج درباره استخراج دیجیتال را پیشنمایش کرد. او گفت پیمایش زیربنایی بیش از نیمی از فعالیت جهانی استخراج بیتکوین را نمایندگی میکند.
از جمله یافتههای اولیه ارائهشده در EIF:
- برآورد مصرف سالانه برق استخراج بین ژوئن ۲۰۲۴ تا دسامبر ۲۰۲۵ از ۱۳۸ تراواتساعت به حدود ۱۹۰ تراواتساعت افزایش یافت.
- برآورد انتشار آلایندگی به حدود ۴۸ میلیون تن متریک معادل CO₂ از حدود ۴۰ میلیون افزایش یافت.
- سهم کمکربنِ برآوردی از ترکیب برق استخراج به *۵۹.۴%* از ۵۲.۴% افزایش یافت.
- حدود ۱۰% از پاسخدهندگان گفتند که پیشتر بخشی از برق را به هوش مصنوعی یا محاسبات شتابیافته اختصاص دادهاند.
- بیش از ۴۰% از پاسخدهندگانِ باقیمانده گفتند که بهطور فعال در حال بررسی تنوعبخشی به هوش مصنوعی یا HPC هستند.
- نزدیک به ۹ نفر از هر ۱۰ پاسخدهنده انتظار داشتند تنوعبخشی به AI/HPC به یک موضوع راهبردی صنعت تبدیل شود.
این ارائه دوگانگی صنعت را به تصویر کشید. ماینرها یک منبع درآمد دیگر میخواهند، اما بسیاری نمیخواهند این کار کسبوکار استخراجی را که در وهله اول سبد برقشان را به آن مدیوناند، بیثبات کند.
لایه فیزیکی، محل معامله است
مایک آلفرد، بنیانگذار و شریک مدیریتی Alpine Fox، در گفتوگوی کنار شومینه EIF توضیح داد چرا باور دارد ماینرهای دارای برق فراوان دوباره بهعنوان سرمایهگذاریهای زیرساختِ هوش مصنوعی بازتعریف میشوند.
آلفرد گفت: «فکر میکنم ۲۰ یا ۳۰ سال خیلی خوب برای ساخت برق، دیتاسنترها و دیگر قابلیتها و زیرساختها برای هوش مصنوعی پیش رو داریم. فکر میکنم تگزاس مکه است. فکر میکنم تگزاس مهمترین بازار دیتاسنتر در جهان است.»
استدلال او این بود که ماینرهایی که زمانی زمین و برق را وقتی این داراییها کمارزش بودند تثبیت کردند، اکنون میتوانند از همان موقعیتها برای دنبالکردن درآمد قراردادی دیتاسنتر استفاده کنند. آلفرد با اشاره به شرکتهایی که از استخراج به زیرساخت هوش مصنوعی میروند، این گذار را چنین توصیف کرد: «از یک کسبوکار سفتهبازانه روی قیمت کالایی بیتکوین به یک کسبوکار قراردادی، تکرارپذیر و مبتنی بر هوش مصنوعی.»
آلفرد همچنین هشدار داد که انتخاب مدل کسبوکار برندگان و بازندگان این بخش را از هم جدا خواهد کرد.
او گفت: «شکاف بزرگ در کسبوکار دیتاسنتر بین کسانی که از استخراج بیتکوین شروع کردند و حالا در هوش مصنوعی هستند این است که آیا خودتان GPUها را مالک میشوید یا نه. اگر انتخاب کنید مالکشان باشید، بهتر است دلیل خوبی داشته باشید. بالقوه سودآورتر است، اما بالقوه هم پرریسکتر.»
برای ماینرهایی که بهدنبال مدلی کمتر وابسته به فناوری هستند، آلفرد به کولوکیشن اشاره کرد: مستأجر مالک GPUها، سرورها و رکهاست، در حالی که شرکت زیرساخت برق، سرمایش، اتصالپذیری و ساختمان را فراهم میکند.
او گفت: «آن مدل بیشتر شبیه یک REIT است. بیشتر شبیه یک کسبوکار املاک است. خیلی محافظهکارانهتر است. تأمین مالیاش آسانتر است.»
مگاواتها به ذخیره راهبردی تبدیل شدهاند
شفافترین نقطه توافق در EIF این بود که اکنون «سرعتِ رسیدن به برق» تعیین میکند چه کسی میتواند برای پروژههای هوش مصنوعی رقابت کند.
جان بلیزر، مدیرعامل Soluna (NASDAQ: SLNH) Holdings، مدلی را شرح داد که بر یافتن تأسیسات محاسباتی در کنار داراییهای تولیدِ تجدیدپذیر بنا شده است؛ داراییهایی که خروجیشان محدود یا قطع میشود. سولونا بهجای ورود از صفر به یک صف اتصال جدید، تلاش میکند اتصال موجودِ یک نیروگاه را اصلاح کند و بار دیتاسنتر را اضافه کند.
بلیزر گفت این رویکرد میتواند کسری از زمانی را که برای گرفتن یک اتصال جدید به شبکه لازم است، نیاز داشته باشد. تز بزرگتر سولونا این است که تولید محدودشدهِ باد و خورشید «منبعی از انرژی است که جلوی چشم پنهان شده»: برقی که شاید به شبکه نرسد، اما میتواند با محاسباتِ هممکان پولیسازی شود.
ارزش فقط به الکترونها محدود نیست. یک سایت قابلاستفاده برای هوش مصنوعی به دسترسی انتقال یا توزیع، فیبر، آب یا طراحی جایگزین سرمایش، اخذ مجوزها، تجهیزات و مسیر معتبر برای راهاندازی نیاز دارد. این، یک اتصال موجود را به نوعی املاک راهبردی تبدیل میکند.
چندین پنلیست همچنین استدلال کردند که فاز بعدی ممکن است از موج اولِ پردیسهای عظیم هوش مصنوعی توزیعشدهتر باشد. خوشههایی از تأسیسات ۱۰ تا ۲۰ مگاواتی گاهی میتوانند سریعتر متصل شوند، سرمایه اولیه کمتری بخواهند و افزونگی جغرافیایی فراهم کنند. تأسیسات کوچکتر همچنین ممکن است به مشتریان استنتاج نزدیکتر باشند و از بخشی از ارتقاهای انتقالی مرتبط با پردیسهای در مقیاس گیگاوات اجتناب کنند.
این مدل برای ماینرها آشنا خواهد بود. این صنعت سالها دیتاسنترهای ماژولار را هرجا که برق موجود بود مستقر میکرد، نه اینکه منتظر مکانهای ایدهآل بماند.
«مولت» با واقعیت عملیاتی روبهرو میشود
یک پنل، راهبرد ترکیبی را با نامی بهیادماندنی تکرار کرد: مولت — هوش مصنوعی در جلو، استخراج بیتکوین در عقب.
فرض ماجرا ساده است. استخراج میتواند یک موقعیت برق را پولیسازی کند در حالی که یک توسعهدهنده سایت را برای یک مستأجر هوش مصنوعی آماده میکند. اگر اجارهای با ارزش بالاتر امضا شود، اپراتور بخشی یا تمام موقعیت را تبدیل میکند. تا آن زمان، ناوگان ASIC درآمد ایجاد میکند بهجای آنکه اتصال بلااستفاده بماند.
این راهبرد به شرکتهای عمومی استخراج کمک کرده سرمایهگذاران را قانع کنند که آنها را کمتر بر پایه هشپرایس و بیشتر بر پایه مگاواتهای تحت کنترل ارزشگذاری کنند. یک مجری پنل به توسعه کنتاکیِ TeraWulf (NASDAQ: WULF) و یک اجاره هوش مصنوعیِ گزارششده با مدت طولانی اشاره کرد و آن را شاهدی دانست که یک سایت سابق استخراج میتواند به دارایی بزرگ هوش مصنوعی تبدیل شود.
اما پنلیستها بر سر اینکه مولت یک مدل عملیاتی پایدار است یا صرفاً پلی میان کسبوکارها، اختلاف داشتند. استخراج بیتکوین و هوش مصنوعی مطالبات متفاوتی از زیرساخت دارند:
- استخراج میتواند وقفهها را تحمل کند و اغلب میتواند با کاهش بار هنگام تحت فشار بودن شبکه درآمد کسب کند.
- مشتریان هوش مصنوعی معمولاً برق قطعی، توافقنامههای سطح خدمت سختگیرانه و افزونگی بهمراتب بیشتر میخواهند.
- کانتینرهای استخراج را میتوان سریع مستقر کرد و بهصورت ماژول تعویض کرد.
- تأسیسات هوش مصنوعی به سامانههای گرانقیمت سرمایش، شبکهسازی و برقرسانی نیاز دارند که برای افزایش سریع چگالی رک طراحی شدهاند.
- یک سایت استخراج میتواند در یک «حفره» دورافتاده برق با اتصالپذیری محدود کار کند.
- بارهای کاری هوش مصنوعی اغلب به فیبر قابلتوجه، نیروی کار ماهر و دسترسی به مشتریان یا هابهای شبکه نیاز دارند.
جمعبندی عملی این بود که تنها بخشی از سبدهای برقِ ماینرها واجد شرایط توسعه هوش مصنوعی سطح بالا خواهند بود. باقیِ آنها همچنان ارزش دارد، اما ممکن است بهعنوان بار استخراج انعطافپذیر، ظرفیت توازنبخشی شبکه یا گزینهای برای توسعه آینده ارزشمندتر باشد تا بهعنوان یک پردیس هایپراسکیلِ وعدهدادهشده.
محدودیتی که هیچکس نمیتواند با مهندسی حذفش کند
EIF با هشداری درباره پذیرش اجتماعی آغاز شد و با همان هم پایان یافت.
پروژههای دیتاسنتر با پرسشهایی درباره قیمت برق، آب، صدا، استخدام محلی، مشوقهای مالیاتی و تعداد مشاغل دائمیای که ایجاد میکنند مواجه میشوند. سخنرانان گفتند توسعهدهندگان غالباً خیلی دیر میرسند — بعد از آنکه ساکنان از طریق شبکههای اجتماعی یا اطلاعیه برگزاری جلسه عمومی با پروژه مواجه شدهاند.
کرتیس هریس از Compass Mining استدلال کرد که توسعهدهندگان باید در جوامع «زود و مکرر» حاضر شوند، خیلی پیش از یک جلسه رسمی. هریس گفت: «مشکل تو نیستی، ماییم»، و نقد را متوجه صنعت کرد. «ما هستیم که باید بهتر باشیم.»
او به تلاش ارتباطی یک شرکت در نمایشگاه شهرستانی در آیووا اشاره کرد که بر سه ادعا تأکید داشت که ساکنان میتوانند مستقیم ارزیابی کنند: عملیات وقتی شرکت خدماترسان محلی درخواست کند کاهش بار میدهد، دستگاههای استخراجش آب مصرف نمیکنند، و پیمانکاران و تکنسینهای محلی را به کار میگیرد.
جرد پترسن، نماینده ایالتی تگزاس، نیز به همین ترتیب استدلال کرد که لابیگری در آستین جایگزین حمایت محلی نیست. او گفت فعالان صنعت باید پایه مالیاتی، تأمین مالی مدارس، رابطه با شبکه و طراحی واقعی آبِ یک پروژه را با اصطلاحاتی توضیح دهند که برای ساکنان معنادار باشد.
پیام ناراحتکننده اما سازگار بود: صنعت نمیتواند فرض کند پروژهای که از نظر فنی درست است، حتماً تأیید سیاسی میگیرد. مشارکت با جامعه یک تمرین روابطعمومی نیست که در پایان چسبانده شود. بخشی از توسعه است.
این درس به همان اندازه درباره استخراج و هوش مصنوعی صادق است. ساکنان شاید بین دو فناوری تمایز بگذارند، اما اغلب آنها را به یک شکل تجربه میکنند — بهعنوان بارهای صنعتی بزرگ که دنبال زمین، برق و رضایت عمومیاند.
آنچه از EIF برداشت کردیم
این انجمن یک نقشه واحد برای فاز بعدی صنعت استخراج تولید نکرد. مجموعهای از آزمونها تولید کرد.
برق ارزشمند است، اما فقط اگر بتوان آن را در یک زمانبندیِ تجاریِ مفید تحویل داد. یک سایت استخراج میتواند به سایت هوش مصنوعی تبدیل شود، اما فقط اگر سرمایش، اتصالپذیری، افزونگی و موقعیت آن استانداردی بسیار بالاتر را برآورده کند. قراردادهای هوش مصنوعی میتوانند درآمد را باثبات کنند، اما قابلیت تأمین مالی آنها به مشتری بستگی دارد. تولید تجدیدپذیر میتواند از محاسبات پشتیبانی کند، اما ناپیوستگی و قطعشدن باید در مدل عملیاتی طراحی شود. تگزاس میتواند مرکز محاسبات بماند، اما فقط اگر تولید، انتقال، صدور مجوز و رضایت محلی همگام پیش بروند.
ماینرهایی که برای چرخه بعدی بهترین موقعیت را دارند شاید کسانی نباشند که بزرگترین خط لوله هوش مصنوعی را اعلام میکنند. شاید آنهایی باشند که مگاواتهایشان را صادقانهتر طبقهبندی میکنند:
- کدام سایتها باید معدن باقی بمانند؛
- کدامها میتوانند از محاسبات انعطافپذیر یا توزیعشده پشتیبانی کنند؛
- کدامها تبدیل کامل به هوش مصنوعی را توجیه میکنند؛
- و کدامها بهعنوان داراییِ برق و زمین که به دیگری فروخته یا اجاره داده میشود، بیشترین ارزش را دارند.
این داستان از تبدیلشدنِ هر ماینر به یک شرکت هوش مصنوعی کمتر نمایشی است. اما همچنین سرمایهپذیرتر است.
این مقاله نخستینبار در Miner Weekly منتشر شد؛ خبرنامهای هفتگی از Blocksbridge Consulting که تازهترین اخبار حوزه انرژی، محاسبات، زیرساخت و تحلیل داده را از The Energy Mag گزینش میکند. نسخه اصلی مقاله را میتوانید اینجا ببینید.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.















