مدیریت ثروت سنتی بهواسطه لایههای تسویه قدیمیِ کند، پرهزینه و جزیرهای محدود شده است؛ لایههایی که به بررسیهای تکراریِ دستیِ انطباق متکیاند. عبدال رافای گادیت توضیح میدهد که چگونه معماری بلاکچین لایه ۱ که از ابتدا برای این کار ساخته شده، این ناکارآمدیهای سیستماتیک را برطرف میکند.
چرا توکنسازی رمزارزی شکست میخورد—و یک اشتباهی که نهادها همچنان مرتکب میشوند

نکات کلیدی
- مالی سنتی به بررسیهای دستی متکی است، اما زیگنالی برای ایجاد اختلال در این روند به بیش از ۵۰۰,۰۰۰ کاربر مقیاس یافته است.
- عبدال رافای گادیت توضیح میدهد که چگونه زیگچین قواعد انطباق را بهصورت بومی درون داراییها ادغام میکند تا تسویه را سادهسازی کند.
- بهجای استفاده از توکنهای سفتهبازانه، لایه ۱های نسل بعدی تلاش میکنند عرضه را با ۱۰۰٪ مطلوبیتِ قابلاندازهگیری همراستا کنند.
پل زدن میان مالی سنتی و زیرساخت غیرمتمرکز
برای دههها، بخشهای پشتیبان مدیریت ثروت جهانی بر موتورِ بیسروصدایی کار کردهاند که هم پرهزینه است و هم بهشدت تکهتکه. صندوقهای نهادی سنتی همچنان به لایههای تسویه قدیمی و پیچیده گره خوردهاند—سیستمهایی که در آنها تسویه یک دارایی یا راستیآزمایی یک سرمایهگذار واحد میتواند روزها طول بکشد و به کوهی از کاغذبازی نیاز دارد.
با حرکت جهان مالی بهسوی توکنیزهسازی داراییهای دنیای واقعی (RWAها) و اعتبار خصوصی، صنعت با مانعی بنیادین روبهرو است: چگونه در عین پایبندی به انطباق، امنیت و بهرهوریِ فوقالعاده، مقیاسپذیر شود.
برای درک راهحل، با عبدال رافای گادیت، همبنیانگذار زیگنالی و شبکه لایه ۱ زیگچین گفتوگو کردیم. گادیت با سابقهای در بانکداری تراکنش در استاندارد چارترد و خروجهای موفق فناوری مانند Cloudways (۳۵۰ میلیون دلار)، میان مالی سنتی و زیرساخت غیرمتمرکز پل میزند. دیدگاه او: جهش بلاکچین «سرعت» نیست، بلکه تغییری ساختاری در نحوه مهندسی اعتماد و انطباق است.
در چارچوبهای بانکداری سنتی، انطباق بهعنوان فرایندی پسینی و واکنشی تلقی میشود. وقتی یک دارایی دستبهدست میشود، زنجیرهای از بررسیهای دستی به راه میافتد.
گادیت میگوید: «انطباقِ قدیمی پرهزینه است چون هیچکس به آخرین بررسی اعتماد نمیکند، بنابراین همه آن را تکرار میکنند. و در نتیجه یک واسطه بعد از دیگری همان چیزی را راستیآزمایی میکند که واسطه قبلی قبلاً راستیآزمایی کرده است. این واقعاً ناکارآمد است.»
از آنجا که مشارکتکنندگان در سیلوهای دادهای عمل میکنند، هر طرف باید وضعیت انطباق را بهصورت دستی از نو بازسازی کند. نتیجه، بازیِ کند و خطاپذیرِ «تلفنِ سازمانی» است.
در حالیکه زیرساخت سنتی به کنترلهای بیرونی متکی است، بلاکچینهای لایه ۱ که از ابتدا برای این کار ساخته شدهاند، انطباق را مستقیماً در خودِ دارایی ادغام میکنند. در این معماری، الزامات احراز صلاحیت، محدودیتهای جغرافیایی و قوانین انتقال در پایگاههای داده جداگانه شرکتها زندگی نمیکنند—بلکه همراهِ توکن حرکت میکنند.
گادیت توضیح میدهد: «روی زنجیره، قواعد صلاحیت و انتقال همراهِ دارایی سفر میکنند. و چون دارایی از قبل میداند چه کسی میتواند آن را نگه دارد و چگونه اجازه دارد جابهجا شود، هر بار که دستبهدست میشود دیگر نیازی به بازسازی چیزی نیست.»
این ادغام، اجرا، مالکیت، تسویه و تطبیق را در یک وضعیت واحدِ قابلراستیآزمایی ادغام میکند.
«انطباق دیگر بهصورت کاغذبازی پشتِ تراکنش کشیده نمیشود و به بخشی از زیرساختی تبدیل میشود که تراکنش روی آن اجرا میشود. دستاورد واقعی سرعت نیست… بلکه این است که ناشران، توزیعکنندگان، متولیان، و سرمایهگذاران بالاخره به همان منبع واحدِ حقیقت نگاه میکنند، بهجای اینکه پنج نسخه کمی متفاوت از آن را بازسازی کنند.»
تخصیصدهندگان نهادی همچنان نسبت به توکنهای سفتهبازانهِ کاربردی بدبیناند. پل زدن بر این شکاف مستلزم کنار گذاشتن مدلهای مبتنی بر هیجان و جایگزینی آنها با معیارهای قابلاندازهگیریِ مبتنی بر مطلوبیت است.
گادیت اشاره میکند: «نهادها واقعاً به زبان حاکمیتی واکنش نشان نمیدهند؛ به چیزی واکنش نشان میدهند که قابلاندازهگیری باشد. یک توکن باید مطلوبیت داشته باشد. باید به استفاده واقعی، جریان کارمزد واقعی وصل باشد و اگر نتوان آن را به هیچکدام از اینها گره زد، واقعاً خیلی اهمیت ندارد.»
بهجای استفاده از انتشار (emissions) برای اجاره موقت نقدینگی، مدلهای پایدار تقاضای توکن را مستقیماً به فعالیت تراکنشی، کارمزدهای شبکه و بازخریدهای برنامهریزیشده گره میزنند.
گادیت میافزاید: «اگر بتوانید تخصیصدهندگان را وادار کنید عرضه، انتشار، جذب کارمزد و بازخریدها را همانطور بخوانند که رقیقسازی یا تخصیص سرمایه را در یک شرکت بورسی میخوانند، این خیلی کمک میکند. از آن آزمون عبور کنید، آنوقت وارد گفتوگو میشوید.»
برداشت اشتباه درباره RWA: توکن آخرین قدم است
در همین حال، با نگاه سرمایه نهادی به توکنیزهسازی RWA، یک برداشت اشتباه مهم همچنان پابرجاست. بسیاری از فعالان بازار فرض میکنند مانع اصلی توکنیزهسازی یک مانع فنی است—صرفاً مینت کردن خودِ توکن. به گفته گادیت، این نگاه اساساً نکته اصلیِ سرمایهپذیر شدنِ یک دارایی را نادیده میگیرد.
«همه چیزهایی که واقعاً مهماند زیرِ آن قرار دارند: مالکیت حقوقی، ساختارهایی که اگر چیزی شکست بخورد هم پابرجا بمانند، اینکه چه کسی واجد شرایط نگهداری دارایی است، امانتداری، خدماتدهی، ارزشگذاری، و اینکه آیا بازخرید واقعاً وقتی کسی آن را درخواست میکند کار میکند یا نه. یک توکن نمیتواند یک دارایی ضعیف یا یک ساختار ضعیف را نجات دهد؛ فقط یک چیز ضعیف را سریعتر جابهجا میکند.»
حل این اصطکاک نیازمند طراحی شبکههایی است که چارچوبهای حقوقی و مقرراتیِ زیربنایی بهصورت عمیق در DNA دفترکل تنیده شده باشند. به گفته گادیت، این همان جایی است که زیگچین خود را در آن موقعیتیابی میکند—با همراستا کردن سرعت بلاکچین با استانداردهای مقرراتی در سطح نهادی.
بهجای اینکه از بازیگران سنتی خواسته شود استانداردهای قدیمی را دور بزنند، شبکههای مالی نسل بعدی باید انطباق را مستقیماً در لولهکشی سیستم بسازند.
در حالیکه زیگنالی موفقیت خود را بر یک لایه کاربردی بنا کرد—با مقیاسدهی تا ۵۰۰,۰۰۰ کاربر و بیش از ۱۰ میلیارد دلار حجم—حرکت بهسوی یک لایه ۱ اختصاصی مبتنی بر Cosmos SDK یک تکامل معماری طبیعی برای پشتیبانی از مقیاسپذیری نهادی بود.
گادیت توضیح میدهد: «وقتی با نهادهای بزرگتر کار کردیم، روشن شد که گلوگاه برنامه کاربردی نیست، بلکه زیرساخت زیرِ آن است. هرقدر هم یک برنامه خوب ساخته شده باشد، باز هم به قواعد شخص دیگری برای تسویه، صدور دارایی، امانتداری و نهاییسازی متکی است. میتوانید تجربه کاربری را مدام بهتر کنید، اما باز هم خودتان را محدود به تصمیمهایی میبینید که پایینتر در پشته گرفته شدهاند.»
توسعه یک لایه ۱ سفارشی اجازه میدهد انطباق، صدور دارایی، نقدینگی و توزیع بهصورت بومی در پروتکل پایه کدنویسی شوند.
با این حال، ساخت این سطح از زیرساخت نهادی به چیزی بیش از قراردادهای هوشمند نیاز دارد؛ به یک محیط مقرراتی فعال و آیندهنگر نیاز دارد. فعالیت از امارات متحده عربی، به گادیت جایگاهی ردیف اول در یکی از سریعترین هابهای در حال رشد داراییهای دیجیتال جهان داده است.
گادیت بهجای نگاه کردن به رگولاتورها بهعنوان مانع، اکوسیستم یکپارچه امارات متحده عربی (UAE) را یک همکار کلیدی میبیند.
گادیت میگوید: «DIFC و چارچوب گستردهتر امارات، رگولاتورها، ساختارهای صندوق، متولیان و شبکههای بلاکچین را در یک اکوسیستم واحد کنار هم میآورند،» و این «ساخت محصولات نهادی را بهصورت مشارکتی، بهجای موازی، بسیار آسانتر میکند.»
با همراستا کردن انطباق رویزنجیره، توکنومیکس شبیه سهام و محیطهای مقرراتی حمایتی، شکاف میان مالی قدیمی و بلاکچین همچنان در حال بسته شدن است.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.
















