دیوید شوارتز، مدیر ارشد فناوری افتخاری ریپل، میگوید SEC عملاً XRP را یک اوراق بهادار تلقی کرد، با وجود آنکه اذعان داشت این توکن کریپتویی ذاتاً اوراق بهادار نیست؛ و بدینترتیب برداشت یک وکیل سابق SEC از پرونده ریپل را به چالش کشید.
شوارتزِ ریپل میگوید SEC با وجود آنکه این رمزارز را «فقط کُد» خوانده بود، با XRP مانند یک اوراق بهادار رفتار کرد

نکات کلیدی
- دیوید شوارتز میگوید SEC با این استدلال که دارندگان از تلاشهای ریپل انتظار سود داشتند، XRP را مانند اوراق بهادار برخورد کرد.
- مارک فِیگِل، مدیر منطقهای سابق SEC، میگوید پرونده فروشهای XRP توسط ریپل را هدف گرفته بود، نه خودِ توکن کریپتو.
- اختلاف آنها بر این محور است که آیا نامیدن XRP بهعنوان «صرفاً کُد» بهطور معناداری نظریه حقوقی SEC را محدود میکرد یا نه.
شوارتز میگوید نظریه SEC درباره XRP فراتر از رفتار ریپل بود
اختلاف میان دیوید شوارتز، مدیر ارشد فناوری افتخاری ریپل، و مارک فِیگِل، مقام سابق SEC، در ۱۳ ژوئیه در X شکل گرفت و بر این موضوع متمرکز بود که آیا SEC فقط رویههای فروش ریپل را به چالش کشیده یا عملاً خودِ XRP را اوراق بهادار تلقی کرده است.
به گفته مقام سابق SEC، پرونده «علیه XRP نبود، فقط علیه ریپل بود.» او گفت SEC پذیرفته بود که XRP، بهعنوان کُد، ذاتاً اوراق بهادار نیست. بر اساس آن برداشت، تخلف از آنجا ناشی میشد که ریپل XRP را در شرایطی میفروخت که قراردادهای سرمایهگذاری ایجاد میکرد.

شوارتز این توصیف را رد کرد و آن را «تلاشی عجیب برای بازنویسی تاریخ» خواند. او در حالی که اذعان داشت SEC پذیرفته XRP بهخودیخود اوراق بهادار نیست، استدلال کرد نظریه حقوقی گستردهتر این نهاد همچنان با ادعای اینکه دارندگان از تلاشهای ریپل انتظار سود داشتند، XRP را مانند اوراق بهادار تلقی میکرد.
او همچنین گفت اسناد ارائهشده SEC، اظهارات عمومی و رأی دادگاه با برداشت فِیگِل در تضاد است و نشان میدهد استدلال این نهاد فراتر از رفتار فروش ریپل امتداد داشته است.

مقام سابق SEC از برداشت این نهاد دفاع میکند
مارک فِیگِل، وکیل بازنشسته، بیش از ۱۵ سال در SEC فعالیت کرد و از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ مدیر منطقهای دفتر سانفرانسیسکوی آن بود. او در طول ۲۸ سال فعالیت حقوقی خود در اجرای قوانین اوراق بهادار تخصص داشت و بر تحقیقات مرتبط با افشاهای شرکتهای عمومی، معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی و مشاوران سرمایهگذاری نظارت میکرد.
این پیشینه به برداشت او وزن میدهد. او ادعا کرد «تنها استدلال حقوقی» این نهاد این بود که «ریپل آن را بهعنوان اوراق بهادار فروخت.» او همچنین به پیروزی جزئی SEC اشاره کرد و تلویحاً گفت انتقاد باید متوجه رفتار ریپل باشد نه تلاشی برای طبقهبندی خودِ XRP بهعنوان اوراق بهادار.
مدیر ارشد فناوری افتخاری ریپل این تمایز را نپذیرفت و استدلال کرد توصیف XRP بهعنوان «صرفاً کُد» به معنای پذیرش این نیست که تنها روشهای فروش ریپل میتوانست نقض قوانین اوراق بهادار ایجاد کند. او نوشت:
“SEC در اینجا مطلقاً *نمیپذیرد* که همانطور که شما ادعا میکنید، تنها مسئله این است که آیا ریپل «آن را بهعنوان اوراق بهادار فروخته است».”
شوارتز توضیح داد: «این صرفاً به این معناست که XRP «بهخودیخود» اوراق بهادار نیست؛ یعنی فارغ از هر واقعیت و شرایط پیرامونی، جز ماهیت ذاتیاش بهعنوان یک توکن دیجیتال، لزوماً اوراق بهادار به شمار نمیآید.»
فروشهای صرافی برداشت فِیگِل را پیچیده میکند
پاسخ شوارتز تا حدی بر فروشهای برنامهریزیشده XRP توسط ریپل از طریق صرافیهای ارز دیجیتال متمرکز است. SEC ادعا کرد این معاملات عرضه اوراق بهادار بودهاند، با اینکه خریداران عموماً نمیدانستند آیا ریپل یا یکی دیگر از مشارکتکنندگان بازار این توکنها را به آنها فروخته است.
به گفته شوارتز، این موضوع را نمیتوان صرفاً با این توضیح بیان کرد که ریپل «آن را بهعنوان اوراق بهادار فروخته است.» خریداران در معاملات کورِ صرافی لزوماً در معرض اظهارات ریپل نبودند یا از هویت فروشنده آگاه نبودند.
او گفت در عوض، SEC از یک نظریه گستردهتر هاوی (Howey) استفاده کرد که بر اساس آن دارندگان XRP وارد یک بنگاه مشترک میشدند و بهطور معقول از تلاشهای ریپل انتظار سود داشتند. این استدلال خریداران را بدون نیاز به قرارداد مستقیم یا فروش قابلانتساب به یک شرکت مشخص، به ریپل پیوند میداد. شوارتز تأکید کرد:
«SEC قطعاً استدلال کرد که دارندگان XRP بهطور معقول از تلاشهای ریپل انتظار سود داشتند و عملاً شریک یک سرمایهگذاری مشترک بودند.»
او معتقد بود تنها چنین نظریه گستردهای میتواند فروشهای صرافی را نیز دربر بگیرد.
«صرفاً کُد» نظریه گستردهتر SEC درباره XRP را حلوفصل نکرد
از نگاه شوارتز، عبارت «صرفاً کُد» اهمیت حقوقی کمتری نسبت به آنچه فِیگِل القا میکند دارد. این امتیازدهی فقط ثابت میکرد که XRP به دلیل ویژگیهای فنیاش بهطور خودکار اوراق بهادار نیست.
اما این امر ثابت نمیکرد که نظریه اوراق بهادار SEC صرفاً به نحوه فروش XRP توسط ریپل وابسته بوده است. او گفت این نهاد تحلیل قرارداد سرمایهگذاری خود را به دارندگان XRP، فعالیتهای ریپل و انتظار سود پیوند زده بود.
او همچنین استدلال کرد SEC در برابر تحلیلهای جداگانه برای معاملات مختلف XRP مقاومت میکرد و در عوض بر یک نظریه هاوی برای فروشهای نهادی، فروشهای صرافی و سایر توزیعها تکیه داشت.
برای پشتیبانی از این برداشت، شوارتز به عباراتی در شکایت SEC و اظهارات عمومی آن اشاره کرد که در آنها خودِ XRP بهعنوان اوراق بهادار معرفی شده و مدیران ریپل، برد گارلینگهاوس و کریس لارسن، «دارندگان اوراق بهادار» توصیف شدهاند. او نقل کرد:
“خودِ شکایت بارها به خودِ XRP بهعنوان اوراق بهادار اشاره میکند. بیانیه مطبوعاتی SEC شکایت میکرد که ریپل «XRP را» بدون اظهارنامه ثبت فروخته است. کریس و برد را «دارندگان اوراق بهادار» توصیف کرد.”
دادگاه نهایتاً تمایزهایی را ایجاد کرد که SEC با آنها مخالفت کرده بود و تشخیص داد برخی فروشهای نهادی قراردادهای سرمایهگذاری بودهاند، در حالی که فروشهای برنامهریزیشده ریپل در صرافیها چنین نبودهاند. شوارتز این ردّ جزئی را نشانهای میداند از اینکه دادگاه نظریه گستردهتر این نهاد را محدود کرده است.
این اختلاف همچنان در مرکز میراث این پرونده قرار دارد. دادگاههای آینده که استدلال رأی ریپل را به کار میگیرند، کمک خواهند کرد مشخص شود آیا این تصمیم عمدتاً بهعنوان تحلیلی معاملهمحور فهمیده میشود یا بهعنوان ردّ گستردهتری از تلاش SEC برای پیوند دادن خریداران صرافی به تلاشهای مستمر ریپل.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.

















