پیشنهاد پیتر تاد، توسعهدهنده بیتکوین، برای اینکه به ماینرها جریان دائمیِ بیتکوینهای جدید داده شود، موج تازهای از واکنش منفی را از سوی کاربرانی برانگیخته است که سقف عرضه ۲۱ میلیون واحدی را مهمترین وعده این دارایی میدانند.
پیشنهاد «انتشارهای دنبالهای» پیتر تاد، بحث تورم بیتکوین را برانگیخت

نکات کلیدی
- Bitcoin++ در ۱۴ اوت سخنرانی پیتر تاد را منتشر کرد و مناقشه «انتشارهای دنبالهای» را دوباره زنده کرد.
- سقف ۲۱ میلیون بیتکوین همچنان محور اصلی مخالفت دارندگان با صدور دائمی است.
- بازار کارمزد بیتکوین در دهه ۲۰۴۰ مشخص خواهد کرد که آیا پیشنهادهای امنیتِ مبتنی بر ماینرها جا میافتند یا نه.
جرقه زمانی زده شد که Bitcoin++ سخنرانی ۲۳ ژوئیه تاد در تورنتو با عنوان «Tail Emissions and Demurrage» را در ۱۴ اوت منتشر کرد. زنجیرهٔ کامنتها در شبکههای اجتماعی به کارگاهی ظریف درباره انگیزههای بلندمدت تبدیل نشد. نتیجه همان حکم آشنای همیشگی بود: تورم با نامی دیگر، در لباس مهندسی.
تاد یک وضعیت اضطراری تازه را کشف نکرد. او دستکم از ۲۰۲۲ «انتشارهای دنبالهای» را پیش میبرد؛ یعنی تعداد ثابتی سکهٔ جدید در هر بلاک. آنچه پیامدهای این ویدئو نشان داد این است که برای هر کسی که پیشنهاد بازنویسی قاعدهای را بدهد که خریداران آن را قطعی میدانند، چقدر فضای کمی باقی مانده است. پس از آخرین سخنرانی تاد، شبکههای اجتماعی منفجر شد و منتقدان به ایده او تاختند.
یکی از اکانتهای X در X نوشت: «”Tail emissions” و “demurrage” فقط تعبیرهای دانشگاهیِ محترمانه برای تورم دائمی و مالیات بر ثروتِ پساندازکنندگاناند. کل ارزش پیشنهادی بیتکوین بر کمیابی مطلق و خدشهناپذیرِ ریاضی استوار است: ۲۱ میلیون، تمام. همان لحظهای که برای یارانه دادن به ماینرها رقیقسازی دائمی را وارد کنید، عملاً همان برنامهریزی مرکزیِ پول فیات را با چند مرحله اضافه بازتولید کردهاید.»
«بازار کارمزد و تسویه در L2 امنیت را بهطور ارگانیک تأمین میکند. سقف سخت ۲۱M غیرقابل مذاکره است.»
مسئلهٔ آیندهٔ ماینرهای بیتکوین
ماینرها برق میسوزانند و سختافزار تخصصی بهکار میگیرند تا بلاکهای بیتکوین را بسازند. درآمد آنها همیشه از دو مسیر آمده است: یارانهٔ بلاک (یا بیتکوین تازهمنتشرشده) و کارمزدی که کاربران به تراکنشها اضافه میکنند. یکی از این مسیرها طبق برنامهای ثابت در حال کوچک شدن است.
هر رویداد هاوینگ بیتکوین یارانه را تقریباً نصف میکند. حوالی سال ۲۱۴۰، این یارانه به صفر میرسد و کارمزدها باید هزینهٔ استخراج را پوشش دهند. استدلال تاد این است که یک سیستمِ صرفاً مبتنی بر کارمزد میتواند جکپاتهای تکهتکه و نامنظم تولید کند: یک بلاک پُرمنفعت میتواند برای یک ماینر بزرگ اینقدر ارزش داشته باشد که زنجیرهٔ اخیر را دوباره بررسی کند، بهجای اینکه آن را ادامه دهد.
NOW LIVE 🎥: Tail Emissions and Demurrage
Featuring: Peter Todd (@peterktodd)https://t.co/Ol7Mqrk9k2 pic.twitter.com/bs0sUiUAHx
— bitcoin++ @ berlin, october 1-3 🇩🇪 (@btcplusplus) August 14, 2026
آن مانور سازماندهیِ مجددِ زنجیره یا reorg است. این دکمهٔ جادوییای نیست که به محض ناپدید شدن یارانهها، بیتکوین را بشکند. پرداختها میتوانند برای تأییدهای بیشتر صبر کنند. اما بخش زشت ماجرا این است که چه کسانی میتوانند این بازی را انجام دهند. یک ماینر با هشپاور عظیم میتواند راهبردهایی را امتحان کند که یک ماینر خانگی یا یک استخر غیرمتمرکز از پسش برنمیآید.
این همان استدلالِ «بودجهٔ امنیت» است، بدون لعاب پاورپوینتِ تاد. اثبات کار برای تولید سکه وجود ندارد. به مشارکتکنندگان پول میدهد تا دفترکل را در حرکت نگه دارند و تقلب را پرهزینه میکند. اگر کارمزدها نتوانند هزینهٔ این کار را پوشش دهند، صنعت استخراجِ متمرکز اهرم بیشتری بر تسویه پیدا میکند.
مبادلهای که تاد پیشنهاد میکند
تاد میخواهد پس از محو شدن یارانه، در هر بلاک یک پاداش کوچک وجود داشته باشد. فایدهٔ ادعایی، ایجاد یک کفِ قابل پیشبینی زیر درآمد ماینرهاست. هزینهاش صدور دائمی است که منتقدان آن را «رقیقسازی» مینامند، چون هر سکهٔ تازهساختهشده ادعای نسبیِ کسانی را که از قبل بیتکوین دارند تغییر میدهد.
دفاع او مدل «سطلِ نشتی» است: BTC بهخاطر کلیدهای از دسترفته، دستگاههای آسیبدیده و برنامهریزی بدِ ارث از بین میرود، بنابراین یک نرخ انتشار ثابت میتواند در نهایت سکههای ازدسترفته را جبران کند، بهجای اینکه عرضهٔ قابل خرج را بیپایان بالا ببرد. تاد نرخِ ازدسترفتنِ حدود ۰.۱٪ در سال را مطرح کرد. این یک ورودیِ مدل است، نه یک واقعیت قابل مشاهده.
مشکل بهسختی قابل تشخیص است. هیچکس نمیتواند از دست رفتن کلیدها در آینده را ممیزی کند، و بازار سالهاست با بهبود نگهداری، راهاندازی چندامضایی و ابزارهای ارث، آن را کاهش داده است. شرطبندی روی قاعدهٔ پولی بیتکوین بر اساس نرخ شکستِ ناشناختنی، یک تنظیم مهندسیِ خنثی نیست. این یک قمار است که نشت باز بماند.
پیشنهاد پشتیبان تاد «دموراژ» است: وقتی سکهها پس از دورهای بیحرکتی خرج میشوند از آنها هزینه بگیر، درآمد را به یک صندوق هدایت کن و بگذار ماینرها از آن برداشت کنند. ممکن است این بهعنوان یک سافتفورک، یعنی تغییر قاعدهٔ سازگار با عقب، بستهبندی شود؛ در حالی که صدور دائمی به هاردفورک نیاز دارد. حسابداری تغییر میکند. هزینهٔ سیاسی نه.
برای دارندگان، هر دو نسخه از یک جیب خرج میشود. انتشارهای دنبالهای بهطور پیوسته موجودیها را رقیق میکند. دموراژ وقتی سکهها بالاخره حرکت میکنند، عوارض را فعال میکند. یکی مالیاتِ خاموش از مسیر عرضه است؛ دیگری هزینهٔ صریح بر پسانداز. هیچکدام شبیه سیاست پولی ثابتی نیست که مردم بر مبنای آن وارد شدهاند.
«نه، پیتر تاد. فقط نه. ۲۱M همان ۲۱M است. این ارزش پیشنهادی بیتکوین است»، یک نفر در رشتهٔ X مربوط به Bitcoin++ پاسخ داد.
چرا سقف ۲۱ میلیون وزن غیرمعمولی دارد
محدودیت عرضهٔ بیتکوین لبهٔ تیزی است که آن را از پول فیاتِ بانکهای مرکزی جدا میکند: نه کمیتهای، نه جلسهٔ اضطراری، و نه واحدهای جدید هر وقت یک گروه ذینفع به بودجه نیاز داشته باشد. به همین دلیل واکنش منفی هم فرهنگی است و هم فنی. این سقف، قرارداد اجتماعی پشت نماد معاملاتی است.
منتقدان نمیگویند ماینرها باید رایگان کار کنند. آنها میگویند پروتکلی که حول کمیابی مطلق ساخته شده، نمیتواند وقتی برنامهٔ یارانهها نامناسب شد، بهسادگی کمیابی را به یک متغیر تبدیل کند. وقتی قاعده قابل مذاکره شود، بازار باید احتمال این را قیمتگذاری کند که استثنای بعدی هم با یک وایتپیپر از راه برسد.
وقتی حامی BTC، تری سلرز، استدلال کرد که «فورکی برای تغییر برنامهٔ عرضهٔ بیتکوین همانقدر سخت شکست میخورد که BIP-110، اگر نه سختتر»، بنیانگذار بلاکاستریم و رمزنگار، آدام بک، دو قرانش را درباره این موضوع اضافه کرد و روی بخش سختتر انگشت گذاشت: فروختن یک فورکِ بحثبرانگیز بیتکوین به تعداد کافی از مردم تا معنا پیدا کند.
از نگاه او، این کار نیاز دارد یک پیشنهاد خطرناک را داخل یک روایت ساده بستهبندی کنی تا حامیان را بسیج کند، حتی وقتی ادعاهای زیربنایی نادرستاند. بک نوشت: «[ترفند] این است که راههایی برای تحریک و بسیج مردم به سمت یک هدف بهشدت غیرعاقلانه با [روایتهای] ساده اما غلط پیدا کنید. ۱۱۰ از ۱) اسپم JPEG و [محتوای] غیرقانونی میتواند متوقف شود اما توسعهدهندهها تسخیر شدهاند پس انجامش نمیدهند، ۲) ضد لایه۲؛ اَنکرها، توسعهدهندهها میخواهند بیتکوین را اتریومی کنند، استفاده کرد.»
حامیان BIP-110 خیلی سریع سخنرانی تاد را بهعنوان مهمات تازه برای ادعاهایی مبنی بر اینکه توسعهٔ بیتکوین به خطر افتاده، مصادره کردند. اردوگاهی بسیار کوچکتر و نادر از بیتکوینرها پا را فراتر گذاشت و آشکارا از ایدهٔ انتشارهای دنبالهای او حمایت کرد.
«BTC میتواند از پسِ انتشارهای دنبالهای بربیاید. ۰.۲۱ BTC/بلاک = ۰.۰۵٪ تورم سالانه. در مقایسه با رشد بهرهوری در اقتصاد، نویز است. اما جامعه هرگز یکپارچه از آن حمایت نخواهد کرد. اگر اتفاق بیفتد، از طریق هاردفورک خواهد بود»، اکانت X با نام Noem نوشت.
بحثی بدون تصمیمی قریبالوقوع
تاد پذیرفت که هاردفورکِ انتشارهای دنبالهای در پنج سال آینده بعید است، حتی اگر حامیانش روی یک طراحی به توافق برسند. تغییرات بیتکوین فقط وقتی دوام میآورند که اپراتورهای نود، ماینرها، توسعهدهندگان، صرافیها، سازندگان کیفپول و کاربران اقتصادی تصمیم بگیرند از آنها حمایت کنند. این طوفان، خوانشی خام اما غیرقابل انکار از همین مانع است.
این ایده محدود به تاد نیست. مدیرعامل استارکور، الی بنساسون استدلال کرده که صدور جاریِ محدود و مقید لازم است. او در X گفت: «سقفگذاری عرضهٔ بیتکوین روی ۲۱M منطقی نیست. چون با گذر زمان، کلیدها گم میشوند. در واقع، وقتی زمان به بینهایت میل کند، همهٔ کلیدها گم خواهند شد.» در همین حال، یک پیشنهاد میانهٔ ۲۰۲۶ در Delving Bitcoin رقم ۰.۲۵ بیتکوین به ازای هر بلاک را از حدود ۲۰۴۰ در کنار سوزاندن کارمزدها مطرح کرد. هر پیشنهاد به همان دیوار میخورد: اصلاح امنیتی که پول را تغییر میدهد، برای مالکانش یک ریسک امنیتی است.
آزمون واقعی این نیست که آیا یک فرمول شیک میتواند روی کاغذ، صدور را طوری تنظیم کند که سکههای از دسترفته را خنثی کند یا نه. آزمون این است که آیا کارمزدها از پسِ پرداخت به ماینرها در هاوینگهای بیشتر برمیآیند، آیا هشپاور بیشتر متمرکز میشود، و آیا میتوان راهحلی معتبر بدون شکستن یکی از وعدههایی که BTC را ارزشمند کرد پیدا کرد یا نه. فعلاً پاسخ بازار واقعی و بیرحمانه است: دست از سقف بردارید.
هاوینگهای بعدی شواهدی را فراهم خواهند کرد که تعیین میکند آیا یک بازار کارمزد میتواند بدون تبدیل کردن بیتکوین به ماشین یارانهٔ دائمی، بهطور قابل اتکا هزینهٔ هشپاور را پرداخت کند یا نه. تا آن زمان، انتشارهای دنبالهای پاسخی دوردست به یک پرسشاند، و هر تلاش برای فروش آنها بهعنوان چیزی بیضرر، مستقیم به دیوار کسانی میخورد که ۲۱ میلیون را تنها قاعدهای میدانند که هیچ توسعهدهندهای حق بازنگریاش را ندارد.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.












