در حالی که اقتصاددانان متکبر میتوانند ادعا کنند که کریپتو و فناوری پشت آن بیفایده و بیمعناست، واقعیت این است که ارزش واقعی کریپتو در نیروهای توانمندساز آن نهفته است، نه در قدرت «عدد میرود بالا»ی آن.
چرا کریپتو بیمعنا نیست: دیدگاه یک فرد از جهان سوم

بیمعنا نیست: کریپتو قدرت توانمندسازی دارد — اما باید به آن نیاز داشته باشید
یک مطلب تازه از رایان کامینگز، اقتصاددانِ کارکنانِ شورای مشاوران اقتصادی رئیسجمهور پیشین جو بایدن، و جرد برنستاین که ریاست همان شورا را بر عهده داشت، بار دیگر این تصور قدیمی و کهنه را تقویت کرده است که کریپتو راهحلی در جستوجوی یک مشکل است و آن را «بیمعنا» اعلام میکند.
هرچند این نگاه کاملاً بدیع نیست و برخی اقتصاددانان پیشتر هم با همین پیشفرضها صنعت را نشانه گرفتهاند، ایده تازه این است که احیای اخیر کریپتو را به حمایت دولت ترامپ گره بزنند و کاستیهایش را به ظهور یک فناوری ظاهراً انقلابی دیگر، یعنی هوش مصنوعی (AI)، و نیز به اقدامات افرادی مانند سم بنکمن-فرید نسبت دهند؛ کسی که استارتاپهای کریپتوییاش را به زمین زد.
کل چارچوب مقاله را میتوان در برداشتی از اینکه بهزعم نویسندگان کریپتو واقعاً به چه کاری میآید خلاصه کرد:
«کریپتو در بهترین حالت، نوعی پول خصوصی است که تاریخ طولانیای از ختم شدن به ویرانی مالی دارد. در بدترین حالت، داراییای سفتهبازانه و بهشدت پرنوسان است که تقریباً هیچ کاربرد عملی ندارد و حامیانش (و هنوز هم) مدام تلاش میکنند آن را درون نظام مالی جا بدهند.»
اولین خطای نویسندگان در این است که کریپتو را بهعنوان یک مجموعه همگن دستهبندی میکنند. هزاران ارز دیجیتال وجود دارد و در حالی که برخی ویژگیهای داراییهای پرنوسانی را دارند که صرفاً برای شرطبندی منتشر شدهاند، برخی دیگر ویژگیهای ذاتیای دارند که آنها را برای اهداف گوناگون مفید میکند.
بیتکوین، نخستین ارز دیجیتال، اولین آزمایشِ انجام تراکنشهای پولی دور از بانکها را ارائه کرد. اتریوم بهعنوان راهی برای افزودن برنامهپذیری به پیشنهاد بیتکوین اوج گرفت. سولانا برداشت دیگری از پولِ برنامهپذیر ارائه میدهد، در حالی که استیبلکوینها اکنون در حال تبدیل شدن به جانشینهای دلاری برای اقتصادهای در تنگنا هستند.
دومین خطا در این گزاره از این فرض میآید که کریپتو «هیچ کاربرد عملی ندارد». بهعنوان یک ونزوئلایی که چندین فرآیند ابرتورمی را از سر گذراندهام و با کاهش ارزشهای ارزی جنگیدهام که میتواند یک کشور آفریقایی را شبیه سوئیس جلوه دهد، استیبلکوینها به ابزاری طلایی برای دریافت پرداختها از خارج و حفظ قدرت خرید پولم تبدیل شدند.
متأسفانه ونزوئلا تنها کشوری نیست که در زمانهای دشوار کریپتو را پذیرفته است. شهروندان کشورهایی مانند آرژانتین و بولیوی که کنترلهای ارزی و کاهش ارزشهای بزرگ را تجربه کردهاند نیز در کریپتو ابزاری برای کاهش مشکلات خود یافتهاند.
بهنوعی، مؤسسات مالی نیز از مزایای پیادهسازی کریپتو بهرهمند میشوند؛ غولهای اعتباری مانند ویزا و مسترکارت همین حالا هم مسیرهای پرداختِ کریپتو را پذیرفتهاند تا کارایی را بهبود دهند، به انجام تراکنش میلیاردها واحد ارزش کمک کنند و همزمان بازارهای جدیدی بگشایند.
این همچنین تصور «جا دادن اجباری» کریپتو در نظام مالی فعلی را رد میکند: این مؤسسات هستند که برای جلوگیری از کهنه و بیرمق شدن به سمت کریپتو میروند، نه برعکس.
بانکها به یک دلیل محکم اینقدر سخت با پاداشهای استیبلکوینها میجنگند: این مدل کسبوکار جدید تهدید میکند سلطه آنها بر بازار مالی و شیوه قدیمی واسطهگری اعتباریشان را نابود کند.
خلاصه اینکه کریپتو برای نیازمندان آزادی مالی میآورد. اما برای درک قدرت توانمندساز کریپتو، باید واقعاً به آن نیاز داشته باشید؛ برخلاف این اقتصاددانان که انگار نسبت به مشکلات بیرون از آمریکا نابینا هستند، زیرا از اقتصادهای کارآمد با شاخصهای تورم تکرقمی برخوردار بودهاند.
این به آن معنا نیست که صنعت کریپتو مشکل ندارد؛ قطعاً دارد، اما انکار امکانهای نجاتبخشی که این صنعت میتواند برای اقتصادهای بیمار و نیز برای مؤسسات مالی از پیش تثبیتشده به همراه بیاورد، کاری احمقانه است.

چرا بیتکوین یک گل لاله دیجیتال نیست — و چرا هرگز نخواهد بود
آیا بیتکوین فقط یک حباب سفتهبازی دیگر است؟ تفاوتهای بین بیتکوین و تحلیل تاریخی تب گل لاله را کشف کنید. read more.
اکنون بخوانید
چرا بیتکوین یک گل لاله دیجیتال نیست — و چرا هرگز نخواهد بود
آیا بیتکوین فقط یک حباب سفتهبازی دیگر است؟ تفاوتهای بین بیتکوین و تحلیل تاریخی تب گل لاله را کشف کنید. read more.
اکنون بخوانید
چرا بیتکوین یک گل لاله دیجیتال نیست — و چرا هرگز نخواهد بود
اکنون بخوانیدآیا بیتکوین فقط یک حباب سفتهبازی دیگر است؟ تفاوتهای بین بیتکوین و تحلیل تاریخی تب گل لاله را کشف کنید. read more.
پرسشهای متداول
- اقتصاددانان اخیراً چه ادعاهایی درباره ارزهای دیجیتال مطرح کردهاند؟
رایان کامینگز و جرد برنستاین ادعا میکنند کریپتو «راهحلی در جستوجوی یک مشکل» است، آن را «بیمعنا» مینامند و احیای آن را با حمایت دولت ترامپ همراستا میدانند. - نقدها به دیدگاه این اقتصاددانان درباره کریپتو چیست؟
منتقدان میگویند نویسندگان همه ارزهای دیجیتال را بهطور ناکافی در یک گروه قرار میدهند و تنوع درون این بخش را نادیده میگیرند و همچنین به اشتباه ادعا میکنند کریپتو «هیچ کاربرد عملی ندارد». - افراد در کشورهایی مانند ونزوئلا چگونه از ارزهای دیجیتال بهره بردهاند؟
در شرایط ابرتورمی، استیبلکوینها برای حفظ قدرت خرید و دریافت پرداختها ضروری شدهاند و کاربردهای عملی را در اقتصادهایی که با چالشهای شدید روبهرو هستند نشان میدهند. - مؤسسات مالی چه نقشی در پذیرش کریپتو دارند؟
بانکها و غولهای اعتباری مانند ویزا و مسترکارت در حال پذیرفتن نوآوریهای کریپتویی هستند تا کارایی تراکنشها را افزایش دهند و با مدلهای کسبوکار نوظهورِ استیبلکوینها رقابت کنند؛ امری که پویاییهای سنتی مالی را به چالش میکشد.














