سهام Marvell با نماد $MRVL از یک سهم زیر ۱۰۰ دلار به بالای ۳۰۰ دلار رسیده، از وقتی جنسن هوانگ آن را «شرکت تریلیوندلاری بعدی» نامید؛ و حالا همه دنبال سرنخ بعدی او هستند. مفیدترین چیزی که او روی صحنه جا گذاشت، یک نقشه بود.
شکار «مارول» بعدی؟ جنسن هوانگ از قبل سرنخها را در یک اسلاید به اشتراک گذاشته است

نکات کلیدی
- نقشه کارخانه هوش مصنوعی ۲۰۲۶ جنسن هوانگ، چارچوب توسعه DSX انویدیا را برجسته کرد.
- Marvell از ابتدای سال تا امروز ۲۴۱٪ رشد کرده است؛ شرکتهای زیرساخت هوش مصنوعی ممکن است بیش از پیش در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گیرند.
- انویدیا تا سال ۲۰۳۰ ساخت ۱۰۰ گیگاوات کارخانههای هوش مصنوعی را پیشبینی میکند و توجه را به سمت شرکای اکوسیستم سوق میدهد.
پست مهمان زیر از Ziven.io است؛ یک پلتفرم اطلاعات بازارهای عمومی که دادههایی درباره شرکتهایی ارائه میکند که در معرض استخراج بیتکوین، هوش مصنوعی و راهبردهای خزانهداری کریپتو هستند. این مطلب در اصل در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ توسط سیندی فِنگ منتشر شده است.
از زمانی که جنسن هوانگ روی صحنه کامپیوتکس ایستاد و Marvell را «شرکت تریلیوندلاری بعدی» نامید، MRVL دیگر به عقب نگاه نکرده است. سهمی که همین اواخرِ آوریل بین ۵۰ تا ۱۰۰ دلار معامله میشد، حالا حوالی ۳۰۰ دلار است؛ با سقف تاریخی (ATH) حدود ۳۱۶ دلار و رشدی نزدیک به ۲۴۱٪ از ابتدای سال تا امروز. یک جمله از جنسن، و ارزشگذاری یک شرکت به اندازه یکچهارم تریلیون دلار بازتنظیم شد.

تعجبی ندارد که یک سرگرمی جدید شروع شده: زیر و رو کردن هر چیزی که جنسن میگوید، پیدا کردن نام بعدی که او مهر تأییدش را پای آن میزند، و پولدار شدن.
این انگیزه را درک میکنم، اما چیزی که با گوش دادن به کل سخنرانی کلیدی جنسن روشن میشود این است که بیشتر مردم دارند چیز اشتباهی را تماشا میکنند. جنسن فقط یک نام داغ را مطرح نکرد؛ او یک نقشه کامل از اینکه یک کارخانه هوش مصنوعی واقعاً چگونه ساخته میشود را، لایه به لایه و شرکت به شرکت، ترسیم کرد. این نقشه همان بخشی است که ارزش دانستن دارد، چون مدتها بعد از فروکش کردن هیجان هم کار میکند. میخواهم شما را از همان اسلاید مشخص عبور بدهم، اما اول از بخشی شروع کنیم که خیلیها را گیج کرد.
RTX، DGX، DSX: کارگر، تیم، کارخانه
جنسن برندهای انویدیا را به سه لایه تقسیم کرد که هر کدام واحدی بزرگتر از قبلی هستند:
- RTX همان GPU است؛ کارگر. تراشهای که محاسبات واقعی را انجام میدهد. یک جفت دست.
- DGX سیستم است؛ تیم. چندین تا از آن تراشهها را در یک ماشین واحد سیمکشی کنید و یک DGX دارید. یک گروه که مثل یک واحد عمل میکند.
- DSX زیرساخت است؛ کارخانه. ساختمانی که آن تیمها در آن کار میکنند، بهعلاوه برق، سرمایش، شبکه و نرمافزار برای اینکه هزاران واحد از آنها شبانهروز در حال کار باشند.
RTX و DGX را احتمالاً شنیدهاید. DSX جدید است و همان چیزی است که ارزش فهمیدن دارد؛ چون جایی است که انویدیا از فروش یک تراشه به شما دست میکشد و شروع میکند به فروختن یک روش برای ساختن کل کارخانه.
DSX واقعاً چیست
به گفته جنسن، DSX «یک نقشه اجرایی (blueprint)، یک طراحی مرجع برای ساخت و بهرهبرداری از کارخانههای هوش مصنوعی با حداکثر بهرهوری و سودآوری» است.
به زبان سادهتر، یک دستورالعمل و جعبهابزار برای راهاندازی یک گیگاوات توان محاسباتی و سودآور نگه داشتن آن است. انویدیا حتی اجزای جعبهابزار را هم نامگذاری کرده: یک دوقلوی دیجیتال برای طراحی و آزمودن کل کارخانه قبل از اینکه حتی یک رک ارسال شود (DSXSim)، یک سیستمعامل برای اداره آن پس از راهاندازی (DSX OS)، و ابزارهایی برای جا دادن GPUهای بیشتر در همان بودجه توان و سازگار شدن با شبکه برق (DSX Max LPS، DSX FLEX). ادعا این است که پیش از پایان دهه، ۱۰۰ گیگاوات از این کارخانهها آنلاین میشوند و کارخانههایی که با DSX ساخته شدهاند ارزانتر کار میکنند و فشار ملایمتری به شبکه وارد میکنند.
همه اینها شبیه چیزی است که انویدیا بتواند بهتنهایی به شما بفروشد. اما واقعیت اینطور نیست.
هیچ شرکت واحدی نمیتواند یک کارخانه کامل هوش مصنوعی بسازد
طبق گفته جنسن، یک کارخانه هوش مصنوعی یکگیگاواتی اکنون پروژهای ۳۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلاری است. در این مقیاس دیگر اتاق سرور نیست و تبدیل به زیرساختی همتراز یک پالایشگاه یا نیروگاه میشود.
انویدیا نمیتواند این را بهتنهایی بسازد. بتنریزی نمیکند، خطوط برق فشارقوی اجرا نمیکند، چیلر تولید نمیکند یا با شرکت برق محلی مذاکره نمیکند. و شما هم نمیتوانید این قطعات را یکییکی به هم پیچ کنید، چون تراشهها، رکها، شبکه، برق و سرمایش باید از همان روز اول با هم طراحی شوند. هر ساعتی که کارخانه بیکار بماند یعنی درآمد از دست رفته؛ پس پروژهای به این گرانی باید از همان بار اول درست کار کند.
بنابراین انویدیا کار معقول را انجام داد: نقشه مرجع را منتشر کرد و ائتلافی از شرکا را شکل داد تا هر لایهای را که خودش انجام نمیدهد پوشش دهد. این ائتلاف یک نام دارد: اکوسیستم کارخانه هوش مصنوعی، و جنسن کل فهرست را روی یک اسلاید قرار داد. آن اسلاید همان نقشه است.
نقشه: چه کسانی واقعاً یک کارخانه هوش مصنوعی میسازند

بیشتر آن شرکتها خصوصیاند یا در خارج از آمریکا فهرست شدهاند، اما تعداد قابل توجهی هم در آمریکا فهرست شدهاند. من جدولی تهیه کردم تا همه نامهای قابل معامله عمومی را از روی نقشه فهرست کنم. ستون آخر برداشت تقریبی من از این است که چه مقدار از هر کسبوکار واقعاً به توسعه ساختوساز هوش مصنوعی وابسته است؛ چون بودن روی اسلاید (که میتواند هدف بازاریابی داشته باشد) و اینکه واقعاً از آن متأثر شوید، دو چیز کاملاً متفاوت است.

لطفاً توجه کنید نامهای OTC یا شرکتهایی که در خارج فهرست شدهاند از جدول حذف شدهاند. اگر فهرست کامل CSV را میخواهید، فقط برایم پیام بگذارید تا برایتان بفرستم. همچنین چند نام هنوز خصوصیاند و در آستانه عرضه اولیه (IPO) قرار دارند؛ مثل Lambda (آمریکا)، Nscale (بریتانیا)، Firmus (استرالیا) و Yotta (هند).
نکته مهم
باید متوجه بود نمایش لوگو به شما میگوید یک شرکت درگیر است، اما نمیگوید این درگیری تا چه حد بااهمیت و اثرگذار است. برای CoreWeave یا Vertiv، تقاضای کارخانههای هوش مصنوعی عملاً کل داستان است. برای Caterpillar یا National Grid، این فقط تکهای کوچک از یک کسبوکار بسیار بزرگتر است که بهسختی سهم را تکان میدهد. ردیفهای «بالا» به همان اندازه که اهرم و اثرگذاری میدهند، نوسان هم میدهند. ردیفهای «پایین» به شما شرکتی باثباتتر میدهند که فقط نخ باریکی به معامله توسعه ساختوساز هوش مصنوعی وصل است.
جمعبندی
شاید یکی از این نامها تبدیل به Marvell بعدی شود، شاید هم هیچکدام نشوند. این چیزی نیست که بتوانم از روی یک اسلاید دربارهاش تصمیم بگیرم؛ و دنبال کردن هر لوگویی که امیدوارید جنسن بعدی به آن برکت بدهد، بیشتر شبیه حدس و گمان است تا یک استراتژی.
ارزش ماندگار اینجا خودِ نقشه است، بهعلاوه یک پرسش دقیقتر برای مطرح کردن. برای هر نام روی این نمودار، واقعاً چه مقدار از کسبوکارش به توسعه ساختوساز هوش مصنوعی وابسته است؟ لایهاش چه میزان قدرت قیمتگذاری دارد؟ کسبوکارهای کاملاً متمرکز (Pure-play)، بازیگران باسابقه و متنوع، و کالا/کمودیتی قطعاً اهرمها و پروفایلهای ریسک متفاوتی دارند.
این چیزی است که تغییر نمیکند: هر قراردادی با هایپراسکیلرها که دربارهاش میخوانید، هر تیتر «دیتاسنتر X گیگاواتی»، در سکوت به این کل پشته وابسته است تا واقعاً اتفاق بیفتد. یکی آن را طراحی میکند، یکی میسازد، یکی برق میدهد، یکی خنک میکند، یکی سرورها را رک میکند، یکی آن را اجرا و اداره میکند. این نمودار فهرست عوامل است. یک لایه را که به آن علاقه دارید انتخاب کنید و میزان مواجههاش را در برابر مقدار قدرت قیمتگذاریاش بسنجید. از همینجا کار واقعی شروع میشود. نقشه به شما نمیگوید چه بخرید، اما چارچوبی است که میتوانید به آن رجوع کنید.
این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمههای خودکار ممکن است حاوی نادرستیهایی باشند، بهویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.














