ارائه توسط
Security

کاربران کانادایی ۲۵٪ از زیان‌های ناشی از سوءاستفاده از Coldcard را به خود اختصاص می‌دهند

دارندگان بیت‌کوین در کانادا ۲۵٪ از تمام زیان‌های قابل‌انتساب در سوءاستفاده از کیف‌پول Coldcard را به خود اختصاص می‌دهند. مجموع دارایی‌های سرقت‌شده به ۱۱۶ میلیون دلار می‌رسد و Galaxy Research منشأ حمله را به یک به‌روزرسانی فریم‌ور در مارس ۲۰۲۱ نسبت داد.

نویسنده
اشتراک
کاربران کانادایی ۲۵٪ از زیان‌های ناشی از سوءاستفاده از Coldcard را به خود اختصاص می‌دهند

توزیع جغرافیایی زیان‌ها

دارندگان بیت‌کوین در کانادا به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه جمعیتیِ آسیب‌دیده از سوءاستفاده جاری از کیف‌پول سخت‌افزاری Coldcard ظاهر شده‌اند و ۲۵٪ از کل زیان‌های قابل‌انتساب را متحمل شده‌اند. تحلیل‌گران اشاره می‌کنند که این تمرکز سنگین منطقه‌ای با حضور پررنگ محلی شرکت مادر Coldcard، یعنی Coinkite، که دفتر مرکزی آن در تورنتو است، هم‌راستا است.

بر اساس ردیابی بصری از Chainalysis، استرالیا به‌عنوان دومین کشورِ به‌شدت آسیب‌دیده رتبه‌بندی می‌شود و ۱۵٪ تا ۲۰٪ از کل خسارات را به خود اختصاص می‌دهد. در همین حال، ایالات متحده و تایلند در پی آن قرار دارند و زیان‌ها در بازه ۱۰٪ تا ۱۵٪ است. در حالی که رخنه بیش از همه حوزه‌های قضاییِ انگلیسی‌زبان و پیشگام در پذیرش بیت‌کوین را هدف گرفت، داده‌ها پیامدهای گسترده جهانی را در سراسر اروپای غربی، آمریکای لاتین و مراکز کلیدی رمزارز در آفریقا مانند نیجریه و آفریقای جنوبی برجسته می‌کند.

مجموع دارایی‌های سرقت‌شده ناشی از این رخداد به ۱۱۶ میلیون دلار رسیده است. در تحلیلی از رخنه، Galaxy Research یک به‌روزرسانی فریم‌ور در مارس ۲۰۲۱—به‌طور مشخص پیاده‌سازی یک مولد جدید اعداد تصادفی—را به‌عنوان تنها نقطه شکست شناسایی کرد که حمله را ممکن ساخت.

Galaxy Research اعلام کرد: «مشکل این بود که به‌اشتباه سیم‌کشی شده بود و در عوض به‌طور پیش‌فرض به نمونه‌ای ضعیف‌تر برمی‌گشت. بدون هیچ هشدار و اعلامی شکست می‌خورد. هیچ‌کس نمی‌دانست کلیدهای خصوصی‌اش با آنتروپی پایین تولید می‌شود.» «پنج سال بعد، یک مهاجم در ۴۱ دقیقه ۷۰ میلیون دلار را از ۱۲۰۰ کیف‌پول جارو کرد.»

ناتالی نیوسون، بازرس ارشد بلاک‌چین در CertiK، در توضیح اینکه چگونه بررسی‌های استاندارد بیش از پنج سال این باگ را از دست دادند، فاش کرد که ریشه مشکل از یک خطای پیکربندی مشخص ناشی می‌شد: MICROPY_HW_ENABLE_RNG روی صفر تنظیم شده بود.

نیوسون توضیح داد: «برای یک نگهبان ایستا که #ifndef را بررسی می‌کند، ماکرویی که روی ۰ تنظیم شده باشد همچنان تعریف‌شده محسوب می‌شود.» «بررسی ایمنی به true ارزیابی شد، گارد #error را سرکوب کرد و به سیستم ساخت اجازه داد ادامه دهد، گویی همه‌چیز به‌درستی پیکربندی شده است.»

پاسخ‌گویی به رخداد و پروتکل‌های ترمیم اضطراری

برای جلوگیری از بازگشت‌های خاموشِ مشابه به شبه‌تصادفی‌بودن نرم‌افزاری، نیوسون از تولیدکنندگان خواست استانداردهای معماری خود را بازطراحی کنند. او تأکید کرد: «قوی‌ترین کنترل این است که fallback را از محیط تولید حذف کنید و دقیقاً یک تأمین‌کننده RNG تأییدشده داشته باشید»، و افزود که کل مسیر از دریافت آنتروپی تا تولید seed باید به‌طور سخت‌گیرانه درون مرز اعتبارسنجی تعریف‌شده توسط NIST FIPS 140-3 قرار گیرد.

در مدیریت ریسک عملیاتیِ انتشار شتاب‌زده وصله‌های اضطراری در حالی که جاروب‌های خودکار فعال در جریان است، نیوسون تأکید کرد که پاسخ به رخداد باید در کنار آزمون‌های فنی، ارتباط با کاربر را در اولویت قرار دهد.

نیوسون گفت: «اولویت باید این باشد که فوراً دامنه آسیب‌پذیری اطلاع‌رسانی شود، کاربرانِ آسیب‌دیده شناسایی شوند و راهنمای کاهش ریسکِ روشن ارائه شود، در حالی که هر اصلاحی پیش از انتشار به‌طور کامل اعتبارسنجی می‌شود»، و افزود که شفافیت به‌اندازه خودِ وصله حیاتی است.

برای کاربران غیر فنی که seed phraseهای به‌خطر افتاده در اختیار دارند و از بریک‌شدن دستگاه‌هایشان هنگام به‌روزرسانی‌های اضطراری فریم‌ور نگران‌اند، نیوسون یک پروتکل ترمیم سخت‌گیرانه را توصیه کرد: نخست، کاربران باید یک کیف‌پول سخت‌افزاریِ قابل‌اعتماد تهیه کنند، یک seed phrase جدید را به‌صورت آفلاین تولید کنند و راه‌اندازی را با یک تراکنش آزمایشی کوچک تأیید کنند. سپس باید پیش از تلاش برای هرگونه به‌روزرسانی فریم‌ور روی دستگاه اصلی، تمام وجوه باقی‌مانده را به راه‌اندازی جدیدِ تأییدشده منتقل کنند.

نیوسون همچنین از کاربران خواست با استفاده از کیف‌پول‌های سخت‌افزاری از تولیدکنندگان مختلف، از ایجاد یک نقطه شکست واحد پرهیز کنند تا ریسک را میان چندین حساب تقسیم کنند.

یک نقطه عطف برای روایت‌های خودحضانتی

این رخداد صنعت خودحضانتی و حامیان آن را واداشته است با پرسش‌های بنیادین درباره مدل‌های استاندارد امنیتی مواجه شوند. منتقدان به تخلیه ناگهانی دارایی‌های راکد و بلندمدت به‌عنوان شواهدی اشاره می‌کنند که اجرای آفلاین به‌تنهایی تضمین‌کننده حفاظت مطلق نیست.

ناناک نیهال خالسا، هم‌بنیان‌گذار Human.tech، استدلال کرد که این رخداد واقعیت پایدارِ ریسک طرف ثالث درون اکوسیستم‌های سخت‌افزاری را برجسته می‌کند.

خالسا مشاهده کرد: ««کلیدهایت مال تو نیست، سکه‌هایت مال تو نیست» یک واقعیت مهم را نادیده می‌گیرد: حتی با خودحضانتی هم همیشه در حال برون‌سپاری اعتماد هستید. این فقط یک شاهد دیگر اضافه می‌کند که خودحضانتی آن واقعیت را تغییر نمی‌دهد»، و هشدار داد که بردارهای تهدید نوظهور مانند سوءاستفاده‌های کمک‌گرفته از هوش مصنوعی احتمالاً این ریسک‌ها را تشدید خواهند کرد.

نیوسونِ CertiK نیز نگرانی‌ها درباره چیدمان‌های single-sig را تکرار کرد و گفت پذیرش فراگیر مستلزم سامانه‌هایی است که با «افتِ باثبات» طراحی شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که یک اشتباه—از سوی کاربر یا فروشنده—پس‌انداز عمر یک کاربر را از بین نبرد.

نیوسون گفت: «خودحضانتی تک‌امضایی هیچ حاشیه خطایی ندارد.» «کاربرانی که به یک دستگاه واحد تکیه می‌کنند به سخت‌افزار فیزیکی، کد، و همه وابستگی‌های آن، و نیز به بررسی‌های QA برای کشف هرگونه مشکل اعتماد می‌کنند.»

در نتیجه، اجماع صنعت به سمت چیدمان‌های چندفروشنده، چندامضایی، یا امضای آستانه‌ای (MPC) به‌عنوان یک خط مبنای ضروری در حال تغییر است.

نیوسون در پایان گفت: «بله، باید خط مبنای پیش‌فرض باشد.» «هدف این است که از «اعتماد به یک دستگاه واحد» به این اطمینان برسیم که هیچ مؤلفه یا بازیگرِ منفردِ به‌خطر افتاده‌ای نمی‌تواند وجوه را جابه‌جا کند. در عمل، کلیدهای امضا یا سهم‌های آستانه‌ای باید حوزه‌های شکست سازمانی و فناوریِ مستقل را دربر بگیرد، تا هیچ ارائه‌دهنده‌ای نتواند به‌تنهایی کلید را بازسازی کند یا یک تراکنش را مجاز کند.»

این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمه‌های خودکار ممکن است حاوی نادرستی‌هایی باشند، به‌ویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.

برچسب‌ها در این داستان