ارائه توسط
Mining

چه کسی مالک پشته است: از بیت‌کوین تا هوش مصنوعی، رقابت برای قدرت در حال خروج از شبکه است

رونق هوش مصنوعی تقاضا را به‌طور نمایی افزایش داده است و برای پشتیبانی از تاب‌آوری شبکه، به زیرساخت‌های پیشرفته و فناوری‌های پربازده نیاز دارد؛ و در نهایت، نحوه ساخت آینده دیجیتال را بازتعریف می‌کند.

نویسنده
اشتراک
چه کسی مالک پشته است: از بیت‌کوین تا هوش مصنوعی، رقابت برای قدرت در حال خروج از شبکه است

این مقاله نخستین‌بار در The Energy Mag منتشر شد. نسخه اصلی مقاله را می‌توان اینجا دید. The Energy Mag (پیش‌تر با نام The Miner Mag) اخبار، داده‌ها و بینش‌هایی درباره پیوند انرژی–محاسبات–بازارها ارائه می‌کند.

در بخش نخست این مجموعه، یک ایده بنیادین را بررسی کردیم: استخراج بیت‌کوین هرگز صرفاً درباره ارز دیجیتال نبود. این سیستم به‌عنوان یک سامانه انرژی بلندمدت طراحی شده بود که بر اساس یک برنامه عرضه عمل می‌کند و بیش از یک قرن امتداد دارد.

در بخش دوم بررسی کردیم که این سیستم منحصر به بیت‌کوین نیست. مراکز داده مدرن هوش مصنوعی بر همان بنیان فیزیکی ساخته می‌شوند—تراشه‌ها، برق، خنک‌سازی و زیرساخت—که همگی با هم کار می‌کنند تا در مقیاس بزرگ، برق را به استخراج بیت‌کوین و پردازش هوش مصنوعی تبدیل کنند.

رونق هوش مصنوعی تقاضا را به‌طور نمایی افزایش داده است و برای پشتیبانی از تاب‌آوری شبکه، به زیرساخت‌های پیشرفته و فناوری‌های پربازده نیاز دارد؛ و در نهایت، نحوه ساخت آینده دیجیتال را بازتعریف می‌کند.

در سراسر بخش فناوری، توسعه‌دهندگان به‌طور فزاینده‌ای فراتر از اتکای سنتی به شبکه حرکت می‌کنند و برق را مستقیم‌تر از طریق دارایی‌های اختصاصی انرژی تأمین می‌کنند. این رویکرد «برق خودت را بیاور» شاید برای هوش مصنوعی جدید به نظر برسد، اما دستورعملی است که استخراج‌کنندگان بیت‌کوین سال‌هاست در حال پالایش آن هستند.

این نوع یکپارچه‌سازی عمودی به یکی از ویژگی‌های تعریف‌کننده صنعت استخراج بیت‌کوین تبدیل شده است. با گسترش شرکت‌ها به بازارهای جدید، از جمله ایالات متحده، آن‌ها تلاش کرده‌اند زیرساخت‌های موجود را شناسایی کنند. با این حال، این موج توسعه به مراکز داده محدود نمانده است—بلکه تا خودِ برق امتداد یافته است، زیرا اپراتورها برای بهبود قابلیت اطمینان، پایداری و مقرون‌به‌صرفه بودن تأمین انرژی، به دنبال مالکیت مستقیم و مشارکت با شرکت‌های انرژی هستند.

این بخش سوم بر همین تکامل بنا می‌شود. اگر استخراج بیت‌کوین و مراکز داده هوش مصنوعی از یک سیستم زیربنایی مشترک استفاده می‌کنند، پرسش بعدی این است که شرکت‌ها چگونه جایگاه خود را در آن تعیین می‌کنند. آنچه پدیدار می‌شود طیفی از مدل‌های کسب‌وکار است—از برون‌سپاری تا یکپارچگی عمودی کامل.

هرچه شرکت کنترل بیشتری بر این پشته داشته باشد، سرمایه‌برتر است و اثر بیشتری بر هزینه‌ها، عملکرد و در نهایت بازدهی خود می‌گذارد.

اما مهم است توجه کنیم که این پشته ثابت نیست—و شرکت‌هایی هم که درون آن فعالیت می‌کنند ثابت نمی‌مانند.

با مقیاس‌گرفتن استخراج بیت‌کوین و مراکز داده هوش مصنوعی بر همان زیرساخت زیربنایی، مرز میان مدل‌های کسب‌وکارشان در حال محو شدن است. این دو صنعتِ ظاهراً متمایز به‌طور فزاینده‌ای در حال تبدیل شدن به یک سیستم مشترک هستند، به‌گونه‌ای که ذی‌نفعان در زمان واقعی در سراسر آن جابه‌جا می‌شوند.

نقطه ورود: استقرار کم‌دارایی

در ابتدایی‌ترین سطح، مشارکت هم در استخراج بیت‌کوین و هم در محاسبات هوش مصنوعی با استقرار سخت‌افزار آغاز می‌شود.

در استخراج بیت‌کوین، این یعنی مالکیت دستگاه‌های ASIC—تراشه‌های تخصصی که برای انجام یک کار واحد طراحی شده‌اند—و قرار دادن آن‌ها در تأسیساتی که توسط دیگران اداره می‌شود تا بیت‌کوین تولید کنند. در محاسبات هوش مصنوعی، معادل آن استقرار GPUها در مراکز داده است؛ جایی که برای آموزش مدل‌ها و اجرای بارهای کاری برای مشتریان استفاده می‌شوند.

در هر دو حالت، شرکت‌ها مالک ماشین‌ها هستند—اما نه زیرساخت.

این زیرساخت توسط اپراتورهای کولوکیشن فراهم می‌شود که برق، خنک‌سازی و فضای فیزیکی لازم برای اجرای محاسبات در مقیاس را تأمین می‌کنند. از نظر تاریخی، این موضوع یک کارکرد پشتیبان تلقی می‌شد. اما به‌طور فزاینده‌ای در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین بخش‌های کسب‌وکار است.

کولوکیشن دیگر فقط درباره میزبانی ماشین‌ها نیست—بلکه درباره درآمدزایی از برق و زیرساخت است.

در سراسر استخراج بیت‌کوین، این مدل مدت‌هاست در صنعت نهادینه شده است. شرکت‌هایی مانند ABTC استخراج‌کننده‌هایی را مستقر کرده‌اند که از طریق اپراتورهای زیرساختیِ مادر مانند Hut 8 (NASDAQ: HUT) میزبانی می‌شوند، در حالی که برخی دیگر، مانند Cango، ناوگان‌هایی را اداره می‌کنند که در تأسیساتی تحت مدیریت Bitmain میزبانی می‌شود. در هر مورد، جدایی میان مالکیت سخت‌افزار و بهره‌برداری از زیرساخت، مدل کسب‌وکار را تعریف می‌کند.

همین ساختار اکنون در هوش مصنوعی نیز در حال ظهور است.

شرکت‌هایی مانند Fluidstack خوشه‌های GPU را از طریق مشارکت با ارائه‌دهندگان زیرساخت از جمله Cipher و TeraWulf مستقر می‌کنند و از سایت‌های موجودِ متصل به برق بهره می‌گیرند تا بدون مالکیت تأسیسات زیربنایی، بارهای کاری هوش مصنوعی را ارائه دهند. Bitdeer (NASDAQ: BTDR) به‌طور فعال در حال توسعه ظرفیت کولوکیشن هوش مصنوعی در مقیاس است، از جمله یک تأسیسات برنامه‌ریزی‌شده 180 مگاواتی در Tydal نروژ که در حال حاضر درباره آن با یک مستأجر بالقوه در حال مذاکره است.

با شتاب گرفتن تقاضای هوش مصنوعی و تبدیل شدن برق به عامل محدودکننده، زیرساختِ دارای دسترسی موجود به شبکه به‌طور فزاینده‌ای ارزشمند می‌شود. بسیاری از سایت‌هایی که در ابتدا برای استخراج بیت‌کوین ساخته شده بودند اکنون در موقعیت مناسبی برای پشتیبانی از بارهای کاری هوش مصنوعی قرار دارند و با گذشت زمان، انتظار می‌رود سهم رو به رشدی از این تأسیسات—به‌ویژه در سراسر آمریکا و اروپا—به سمت کاربردهای هوش مصنوعی و محاسبات با کارایی بالا منتقل شوند.

از این منظر، کولوکیشن دیگر صرفاً نقطه ورود به این پشته نیست.

بلکه در حال تبدیل شدن به پلی میان دو صنعت است—که انرژی، زیرساخت و تقاضای محاسباتی را در یک سیستم واحد و در حال تکامل به هم متصل می‌کند.

کنترل زیرساخت

با حرکت شرکت‌ها به سمت بالای پشته، گام بعدی مالکیت خودِ محیط فیزیکی است.

در این مرحله، شرکت‌ها دیگر صرفاً سخت‌افزار مستقر نمی‌کنند. به‌جای اتکا به میزبانی طرف ثالث، اپراتورها تأسیسات خود را می‌سازند یا خریداری می‌کنند؛ از جمله مراکز داده، پست‌های برق و سامانه‌های خنک‌سازی.

این تغییر، عملیات را به شکل چشمگیری دگرگون می‌کند. مالکیت زیرساخت به اپراتورها اجازه می‌دهد هزینه‌های برق را کنترل کنند، عملکرد را بهینه‌سازی کنند و وابستگی به ارائه‌دهندگان بیرونی را کاهش دهند.

اما به‌طور فزاینده‌ای، ارزش زیرساخت فقط در ساختمان‌ها نیست—بلکه در اتصالات برقِ متصل به آن‌هاست.

این پویایی اکنون در دارایی‌های صنعتی‌ای رخ می‌دهد که زمانی منسوخ تلقی می‌شدند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تأسیسات کم‌استفاده را به موتورهای قدرتمند رشد تبدیل کنند

شرکت‌هایی مانند Alcoa شروع به بررسی فروش سایت‌های راکدِ ذوب آلومینیوم به شرکت‌های دارایی دیجیتال مانند NYDIG کرده‌اند، در حالی که Century Aluminum یک تأسیسات در کنتاکی را به TeraWulf فروخته است؛ شرکتی که اکنون به سمت هوش مصنوعی و محاسبات با کارایی بالا تغییر جهت می‌دهد.

بسیاری از این سایت‌ها به دلیل انتقال تدریجی مشاغل صنعتی با دستمزد بالا به کشورهای دیگر با تعطیلی مواجه شدند. اما یک ویژگی حیاتی مشترک دارند: آن‌ها از قبل در مقیاس بالا به شبکه انرژی متصل‌اند.

این اتصال—که اغلب سخت‌ترین و کندترین بخش ساخت زیرساخت جدید است—ناگهان به یک دارایی ارزشمند به‌خودیِ خود تبدیل شده است.

در نتیجه، تأسیساتی که در اصل برای صنعت سنگین ساخته شده بودند، اکنون به‌عنوان زیرساخت محاسباتی جانِ دوباره می‌گیرند و برای پشتیبانی هم‌زمان از استخراج بیت‌کوین و بارهای کاری هوش مصنوعی بازکاربری می‌شوند. این روند نقش‌های فنیِ حیاتی را به ایالات متحده بازمی‌گرداند، زیرساخت‌های کلیدی را بازسازی می‌کند، و سرعت تبدیل شدن کشور به یک رهبر جهانی در فناوری و نوآوری را افزایش می‌دهد.

در این محیط، مالکیت زیرساخت دیگر صرفاً درباره کنترل عملیات نیست. بلکه درباره تضمین دسترسی به سامانه‌های انرژی است که بتوانند تقاضای رو به افزایش را مدیریت کنند و در عین حال از تاب‌آوری کلی پشتیبانی کنند.

برق خودت را بیاور

اما حتی آن مخزنِ زیرساختِ متصل به شبکه هم محدود است.

تعداد سایت‌های صنعتی با اتصال‌های موجودِ پرظرفیت محدود است و بخش زیادی از آن از پیش توسط صنایع بزرگ شناسایی یا بازکاربری شده است. با شتاب گرفتن تقاضای مصرف‌کننده برای محاسبات—به‌ویژه از سوی هوش مصنوعی—مقیاس برق مورد نیاز، راهکارهایی را برای حفظ تاب‌آوری شبکه هم‌زمان با استقرار راه‌حل‌های فناورانه جدید ضروری می‌سازد.

به بیان دیگر، محدودیت دیگر صرفاً این نیست که زیرساخت کجا وجود دارد. بلکه این است که آیا خودِ شبکه انرژی می‌تواند همگام شود یا نه. این فشار اکنون یک تغییر گسترده‌تر را تحمیل می‌کند.

در بازارهای بزرگ برق، اپراتورها با واقعیتی جدید روبه‌رو هستند: اتصال بارهای بزرگ به شبکه در حال پیچیده‌تر شدن و به‌طور فزاینده‌ای نامطمئن شدن است. در نتیجه، تنظیم‌گران شروع کرده‌اند به بازنگری اینکه کاربران بزرگ انرژی چگونه در سیستم ادغام می‌شوند.

در مناطقی مانند PJM و ERCOT، اپراتورهای شبکه پیش‌تر در پاسخ به جهش تقاضا از سوی مراکز داده و دیگر کاربرانِ پربار، شروع به تنظیم چارچوب‌های خود کرده‌اند. قوانین و پیشنهادهای جدیدی در حال ظهور است تا مشخص کند مراکز داده با بار بزرگ چگونه به شبکه متصل می‌شوند، هزینه‌ها چگونه تخصیص می‌یابد، و چگونه در میانه تقاضای به‌سرعت در حال رشد، قابلیت اطمینان حفظ می‌شود.

برای مواجهه با این چالش‌ها، شمار رو به رشدی از اپراتورها به‌طور کلی فراتر از شبکه حرکت می‌کنند.

یک نمونه روشن از این رویکرد را می‌توان در همکاری میان Amazon و Talen Energy دید؛ جایی که زیرساخت مرکز داده در کنار ظرفیت تولید هسته‌ای توسعه می‌یابد. اگرچه AWS مالک مستقیم دارایی برق نیست، اما ساختار به‌طور مؤثر محاسبات را با یک عرضه انرژی اختصاصی هم‌راستا می‌کند—که همان اصلِ دیرینه‌ای را بازتاب می‌دهد که مدت‌ها عملیات استخراج بیت‌کوین بر آن استوار بوده است.

در استخراج بیت‌کوین، این مدت‌هاست شامل هم‌مکانی با منابع انرژی کم‌استفاده می‌شود. شرکت‌هایی مانند New West Data گاز فلرِ سایت‌های تولید نفت را جمع‌آوری کرده و از آن برق برای روشن کردن استخراج‌کنندگان بیت‌کوین و ایجاد جریان نقدی اضافی استفاده می‌کنند. در سال 2020، Greenidge Generation به آنچه به‌عنوان نخستین نیروگاه شناخته می‌شد که مستقیماً در استخراج بیت‌کوین مشارکت می‌کند تبدیل شد و دارایی‌ای را احیا کرد که به دلیل عدم رقابت‌پذیری در بازار برق، در غیر این صورت تعطیل می‌شد.

در محاسبات هوش مصنوعی نیز مدل مشابهی در حال ظهور است. توسعه‌دهندگان مراکز داده به‌طور فزاینده‌ای با دارایی‌های تولید برق—یا به‌صورت مشارکتی یا با ساخت مستقیم در کنار آن‌ها—همکاری می‌کنند؛ از جمله گاز طبیعی، هسته‌ای و مهم‌تر از همه انرژی‌های تجدیدپذیر.

این مدل «برق خودت را بیاور» برق را از یک مرکز هزینه به یک مزیت راهبردی تبدیل می‌کند. به اپراتورها اجازه می‌دهد قیمت‌گذاری را تثبیت کنند، دسترس‌پذیری را تضمین کنند و ظرفیت محاسباتی را با عرضه انرژی هم‌راستا کنند.

در استخراج بیت‌کوین، این تکامل سال‌هاست در جریان است و فقط در حال گسترش است.

نمونه روشن آن Bitfarms است. این شرکت به‌طور تاریخی به‌عنوان یک کسب‌وکار خود-استخراج فعالیت می‌کرد، مالک زیرساخت بود و توان محاسباتی خود را مستقر می‌کرد. اما با خرید Stronghold، Bitfarms به بالادستِ تولید برق حرکت کرد و کنترل مستقیم بر دارایی‌های انرژی به دست آورد. سپس نام خود را به Keel Infrastructure تغییر برند داد و نشان داد که در حال گذار گسترده‌تری از استخراج صرفِ بیت‌کوین به سوی مدلی است که می‌تواند بارهای کاری هوش مصنوعی و محاسبات با کارایی بالا را پشتیبانی کند.

در عمل، شرکت‌های بیت‌کوینی در حال ساخت تخصص لازم برای تأمین برقِ پایه تقاضای فناوری‌های آینده، از جمله هوش مصنوعی، هستند.

یکپارچگی عمودی کامل

برای برخی اپراتورها، حتی مالکیت برق هم گام نهایی نیست.

در بالاترین انتهای طیف، شرکت‌ها می‌توانند تقریباً هر مؤلفه‌ای از سامانه محاسبات را کنترل کنند: تولید برق، زیرساخت، استقرار سخت‌افزار و حتی طراحی تراشه.

در محاسبات هوش مصنوعی، ابرمقیاس‌ها (مانند Amazon Web Services، Microsoft و Google) در حال حرکت به همین سمت هستند—توسعه تراشه‌های سفارشی، تضمین عرضه بلندمدت انرژی، و ساخت پردیس‌های بزرگ مراکز داده که متناسب با بارهای کاری‌شان طراحی شده است. در استخراج بیت‌کوین، این مدل دیگر نظری نیست. همین حالا در حال شکل‌گیری است.

Canaan، از نخستین طراحان ASIC بیت‌کوین با برند Avalon، فراتر از سخت‌افزار رفته و به بهره‌برداری از زیرساخت استخراج خود نیز وارد شده است. در سال‌های اخیر، با استقرار دستگاه‌های خودش در سایت‌هایی که مستقیماً کنترل می‌کند یا از طریق سرمایه‌گذاری‌های مشترک، توان محاسباتی اختصاصی را مقیاس داده است. اوایل امسال، Canaan این راهبرد را با خرید سهم 49 درصدی Cipher Digital در سرمایه‌گذاری‌های مشترک تگزاس با WindHQ، یک تولیدکننده برق بادی، تعمیق کرد و مواجهه خود را بیشتر به بالادست پشته منتقل نمود.

مسیر مشابهی را می‌توان در Bitdeer دید. این شرکت که در ابتدا بر استخراج ابری و عملیات اختصاصی متمرکز بود، به‌تدریج کنترل خود بر زیرساخت را گسترش داده و توان محاسباتی انحصاری خود را به حدود 70 EH/s رسانده است. همچنین به تولید برق وارد شده است، از جمله تملک زمین و مجوز یک نیروگاه 101 مگاواتی دارای مجوز در کانادا، که ادغام بیشتر انرژی در مدل عملیاتی‌اش را تقویت می‌کند.

هم‌زمان، Bitdeer به‌صورت افقی نیز به سمت پردازش هوش مصنوعی گسترش می‌یابد. این شرکت استقرار زیرساخت GPU خود را برای خدمات ابری هوش مصنوعی آغاز کرده و در عین حال فرصت‌های کولوکیشن محاسبات با کارایی بالا را با مستأجران بررسی می‌کند.

این گسترش دوگانه—به سمت بالای پشته به سوی برق و به سمت پهلو به سوی بارهای کاری هوش مصنوعی—نشان می‌دهد که چگونه مرزهای میان استخراج بیت‌کوین و زیرساخت مرکز داده در حال حل شدن است. در این سطح، هدف دیگر فقط بهره‌وری نیست. بلکه دسترسی است.

با عملیاتی‌کردن هر لایه از پشته، اپراتورها می‌توانند عملکرد را از ابتدا تا انتها بهینه کنند، مواجهه با محدودیت‌های بیرونی را کاهش دهند و سقف ظرفیت خود را تعریف کنند.

هرچند امروز شرکت‌های کمی کاملاً در این جایگاه قرار دارند، اما جهت حرکت روشن است. هرچه اپراتورها به یکپارچگی کامل نزدیک‌تر شوند، بیشتر از کاربران زیرساخت‌های کلیدی انرژی و دیجیتال به سازندگان آن تبدیل می‌شوند.

یک پشته مشترک، جایگاه‌های متفاوت

آنچه از این مقایسه بیرون می‌آید داستان دو صنعت جداگانه نیست، بلکه داستان یک سیستم مشترک با چندین نقطه مشارکت است.

استخراج بیت‌کوین و مراکز داده هوش مصنوعی از نظر بارهای کاری و مشتریان متفاوت‌اند. اما از نظر ساختاری، روی همان پیوستار مالکیت عمل می‌کنند—از استقرار کم‌دارایی تا مالکیت زیرساخت، تا تأمین مستقیم برق، و در نهایت یکپارچگی عمودی کامل.

مهم‌تر اینکه این جایگاه‌ها ثابت نیستند. شرکت‌ها دائماً در حال بازجایگذاری خود هستند—حرکت به بالای پشته برای به دست آوردن کنترل، یا حرکت در عرض آن برای جذب منابع جدید تقاضای مصرف‌کننده. این پویایی‌ها رویکرد همزیستی بیت‌کوین-هوش مصنوعی را تقویت کرده است: یک قرارداد برق بزرگ را تضمین کنید و بلافاصله با توان استخراج اختصاصی بیت‌کوین آن را درآمدزایی کنید، در حالی که هم‌زمان زیرساخت را برای کولوکیشن محاسبات هوش مصنوعی با حاشیه سود بالاتر به‌صورت بی‌وقفه بازتجهیز می‌کنید.

استخراج‌کنندگان بیت‌کوین، از سر ضرورت، زودتر شروع به حل این مسائل کردند، و شرکت‌های هوش مصنوعی اکنون به همان نتایج می‌رسند. تفاوت کلیدی دیگر خودِ سیستم نیست، بلکه این است که هر شرکت چگونه تصمیم می‌گیرد در آن حرکت کند.

در بخش بعدی، این را یک گام جلوتر می‌بریم: اینکه این مدل‌ها چگونه در حال همگرا شدن هستند—و این برای آینده انرژی، محاسبات و سرمایه چه معنایی دارد.

این مقاله نخستین‌بار در The Energy Mag منتشر شد. نسخه اصلی مقاله را می‌توان اینجا دید. The Energy Mag (پیش‌تر با نام The Miner Mag) اخبار، داده‌ها و بینش‌هایی درباره پیوند انرژی–محاسبات–بازارها ارائه می‌کند.

برچسب‌ها در این داستان