ارائه توسط
Op-Ed

شعبده‌بازی‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فدرال رزرو را برملا می‌کند

هیاهوی زیادی پیرامون فشار اخیر رئیس‌جمهور امریکا دونالد ترامپ بر رئیس فدرال رزرو، جروم پاول، و اخراج بحث‌برانگیز او از فرماندار فدرال رزرو، لیزا کوک، به وجود آمده است که سوالاتی را درباره مستقل بودن واقعی فد مطرح می‌کند. اما تاریخ، به وضوح نشان می‌دهد که دولت‌های کاخ سفید از دیرباز تأثیر زیادی بر بانک مرکزی امریکا داشته‌اند.

نویسنده
اشتراک
شعبده‌بازی‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فدرال رزرو را برملا می‌کند

دیوارهای فد هیچ‌گاه تقویت نشده بودند — فقط وانمود شده بود

فدرال رزرو از زمان تأسیس در سال 1913 به یک نهاد مناقشه‌انگیز در تاریخ امریکا تبدیل شده است. اگرچه به عنوان یک نهاد مستقل شناخته می‌شود، با چارچوبی عمومی-خصوصی عمل می‌کند که در آن بانک‌های رزرو به‌صورت عمدی با برخی ویژگی‌های خصوصی ساخته شده‌اند. در طول تاریخ، رؤسای‌جمهور امریکا بر فدرال رزرو تأثیر گذاشته‌اند و استقلال آن را از طریق انتصابات، انتقادات عمومی و فشار مستقیم به چالش کشیده‌اند تا سیاست پولی را با اهداف سیاسی هماهنگ کنند.

نمایش‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فد را افشا می‌کند
نوشته‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهند که دموکرات‌ها از اخراج کوک توسط ترامپ ناراحت‌اند.

دست ویلسون در خلق

خلق فد بدون تلاش‌های رئیس‌جمهور بیست‌وهشتم امریکا، وودرو ویلسون، دموکراتی که به تنظیم‌ بازار خصوصی اعتقاد داشت و از این نظریه حمایت می‌کرد که دولت باید شرکت‌ها را به خدمت عموم درآورد و بر سیستم بازار آزاد خالص تسلط یابد، موفق نمی‌شد. ویلسون و هم‌پیمانانش فد را با هدف محدود کردن ترس‌های مالی مکرر که صنعت بانکداری را آزار می‌داد، تأسیس کردند.

نمایش‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فد را افشا می‌کند
رئیس‌جمهور وودرو ویلسون.

با این حال، بسیاری از همان خانواده‌های بانکداری قدرتمند و نمایندگان آن‌ها، که در مسائل مانند بحران نیکرباکر در حین ترس مالی 1907 و تلاطم‌های بانکی قرن نوزدهم درگیر بودند، نقش‌های محوری در شکل‌گیری و ترویج خلق فدرال رزرو در سال 1913 ایفا کردند.

ویلسون قانون فدرال رزرو را در 23 دسامبر 1913 امضا کرد و بانک مرکزی را تأسیس کرد، درحالی‌که ساختاری فراهم کرد که انتصابات ریاست‌جمهوری در هیئت‌عامل قرار بگیرد و کنترل بانکداران خصوصی را با نظارت دولتی متوازن کند. نقش او یک سنت ماندگار برای درگیر شدن قوه مجریه ایجاد کرد، چرا که ویلسون نه تنها به دنبال آرام کردن ترس‌های مالی بود بلکه کانال‌هایی برای ادامه نفوذ سیاسی در چارچوب فد ایجاد کرد.

هربرت هوور و تنش رکود بزرگ

پس از آن، رئیس‌جمهور سی‌ویکم، هربرت هوور، در ابتدای رکود بزرگ در 1929 فشار آورد تا فد نرخ بهره را کاهش دهد تا به بهبود کمک کند. اما بانک مرکزی آن‌ها را افزایش داد.

نمایش‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فد را افشا می‌کند
رئیس‌جمهور هربرت هوور.

تلاش‌های هوور نشان‌دهنده تنش‌های اولیه بود، زیرا فشار دولت او برای تسهیل پولی با انتخاب‌های فد تداخل پیدا کرد و ضعف نهاد در حفظ استقلال در حین بحران‌ها را برجسته کرد. اعمال فشار برای مقاومت در برابر اقدام هم نوعی نفوذ است.

قدرت اوج — دستگیری روزولت بر فد

فرانکلین د. روزولت (FDR)، یک دموکرات مثل ویلسون، در سال 1933 با تعلیق استاندارد طلا به سرعت حرکت کرد و فد را مجبور کرد که ارز را بدون پشتوانه طلا صادر کند و از طریق قوانین بانکی 1933 و 1935 اختیار بیشتری به دست آورد. نفوذ روزولت، همراه با همان خانواده‌های بانکی مرتبط با خلق فد، در این دوره به وضوح نشان داده شد.

نمایش‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فد را افشا می‌کند
رئیس‌جمهور فرانکلین د. روزولت (FDR).

در طول رکود و جنگ جهانی دوم، روزولت سیاست فد را به تصمیمات خزانه‌داری متصل کرد، مثل خم شدن قاشق در ماتریکس، نرخ‌های بهره را برای تأمین مالی ارزان‌قیمت بدهی‌های دولتی و تلاش جنگی پایین آورد. این دوره احتمالاً نمایانگر اوج کنترل ریاست‌جمهوری بود، به طوری که فد به‌عنوان یک ابزار سیاست مالی اجرایی، کسری‌های عظیم را از طریق خرید اوراق قرضه تأمین می‌کرد. تأسیس فد توسط ویلسون و کنترل جسورانه بعدی روزولت هر دو با تأمین مالی جنگ‌های جهانی اول و دوم هم‌سو بودند.

تقابل ترومن

مانند ترامپ، دموکرات هری اس. ترومن در سال 1951 با رئیس فد توماس مک‌کیب بر سر تامین مالی جنگ کره تقابل کرد و کمیته بازارهای باز فدرال (FOMC) را به کاخ سفید دعوت کرد و بر نرخ‌های پایین برای حفظ هزینه‌های نظامی پافشاری کرد. فشار ترومن منجر به استعفای مک‌کیب شد و گرچه توافق خزانه‌داری-فد 1951 تلاشی برای بازتأسیس میزانی از استقلال بود، اما بر تأثیر قابل‌توجه رئیس‌جمهور بر سیاست اقتصادی در زمان جنگ تاکید کرد.

نفوذ داخلی کندی و جانسون

جان اف. کندی (JFK) جلسات مکرری با رئیس فد ویلیام مک‌چزنی مارتین برگزار کرد و خواستار سیاست نرخ بهره برای تقویت رشد اقتصادی در اوایل دهه 1960 شد. دخالت کندی نشان‌دهنده این بود که چگونه مشاوره‌های غیررسمی می‌تواند تصمیمات فد را به‌طور ملایم هدایت کند و ابزارهای پولی را با اهداف رشد دولت هم‌راستا کند. لیندون بی. جانسون در سال 1965 برخوردها را تشدید کرد و مارتین را به مزرعه‌اش در تگزاس فراخواند و پس از افزایش نرخ بهره که با تأمین مالی جنگ ویتنام تضاد داشت، به او تندی کرد.

تاکتیک‌های سخت جانسون، در ضبط‌ها ضبط شده‌اند، تعدیل سیاست‌های کوتاه‌مدت را مجبور کردند و نشان دادند که چگونه ارعاب شخصی می‌تواند تصمیمات را تغییر دهد. تاریخ نشان داده است که ساختار فد، از ابتدا، به نفوذ سیاسی حساس بوده است و همواره نوعی تنش میان استقلال ادعایی آن و واقعیت عملی آن وجود دارد. این پارادوکس مداوم استقلال فد را بیشتر به‌عنوان یک اصل مطلق و کمتر به‌عنوان یک حالت مشروط پیشنهادی می‌کند که با فشارهای سیاسی و شخصیت‌های غالب قوه مجریه شکل می‌گیرد.

میراث تورمی نیکسون

در مورد دیگری، ریچارد نیکسون در سال 1970 آرتور برنز را به‌عنوان رئیس فد منصوب کرد و بر او برای سیاست‌های توسعه‌دهنده پیش از انتخابات 1972 فشار آورد، و خواستار نرخ‌های پایین برای تحریک اشتغال شد. درخواست‌های نیکسون، که در ضبط‌های کاخ سفید فاش شده، به موج تورمی دهه 1970 کمک کرد، زیرا برنز با توجه به جدول‌های زمانی سیاسی نسبت به پایداری بلند‌مدت اولویت می‌داد.

نمایش‌های ترامپ امروز

تقابل ترامپ با پاول و اخراج کوک بانک مرکزی را به تئاتری سیاسی وارد کرده که با جنگ‌های قبلی هم‌آوا است اما با جنگ‌طلبی تقسیم‌شده امروزی شدت بیشتر یافته است. بسیاری معتقدند که approach قدرتمند رئیس‌جمهور اعتبار فد را در خارج غیراستوار می‌کند و نشان می‌دهد که استقلال آن ممکن است با آزمایش‌هایی مواجه شود که از تغییرات ریاست‌جمهوری قبلی بی‌سابقه است. اما آیا واقعاً این‌چنین است؟

نمایش‌های بانک مرکزی ترامپ افسانه استقلال فد را افشا می‌کند
رئیس‌جمهور دونالد ترامپ و رئیس فد جروم پاول.

تقابل بین ترامپ و فد نمایانگر این است که چگونه اقتدار ریاست‌جمهوری همچنان می‌تواند از دیوارهای به‌اصطلاح محکم‌شدهٔ نهاد عبور کند. از طریق انتصابات، برکنار‌ی‌ها و فشار عمومی که به راهنمایی سیاست‌ها منجر می‌شود، ماه‌های آینده نشان خواهد داد که آیا این نبرد تازه به عقب‌نشینی‌های پایدار منجر می‌شود یا صرفاً مجدداً استقلال ضعیف و شرطی و ظاهری که فد از زمان تأسیس آن به نمایش گذاشته است، تأیید می‌کند.

برچسب‌ها در این داستان