در آخرین گزارش لیبرتی، نماینده سابق کنگره رون پل و همکارش کریس روزینی ادعای “بزرگترین رونق در تاریخ” واشنگتن را مورد انتقاد قرار دادند. آنها این رونق را به عنوان یک اوج مصنوعی ناشی از بدهی، پولسازی و تعرفهها معرفی کردند که در نهایت به عنوان مالیات بر آمریکاییها عمل میکنند.
ران پال بزرگترین رونق واشنگتن را یک اوج کوتاهمدت ناشی از بدهی مینامد

‘تعرفهها مالیات هستند’: رون پل میگوید مصرفکنندگان هزینه را پرداخت میکنند
طرفدار آزادی رون پل استدلال کرد که رونقهایی که بر اساس “تحریک” پولی ساخته شدهاند، به روش قدیمی به پایان میرسند—با ورشکستگیها، تورم و اصلاح دردناک—زیرا رشد جعلی نیاز به اصلاح واقعی دارد. اگر این رونق “بزرگترین” رونق باشد، او هشدار داد، پرداخت بازپرداخت میتواند متناسب باشد. او چرخه را به دوره پس از 2008 با نرخهای صفر و تسهیل کمی ردیابی کرد و خواننده امروز را تکرار حبابهای گذشته توصیف کرد.
روزینی به یک عادت رئیسجمهوری اشاره کرد: از بازار بورس در مسیر صعود تعریف کن، در مسیر نزول وانمود کن مهم نیست. او گفت انکار تورم از یک دولت به دولت بعدی مهاجرت کرده است، در حالی که قبوض خانوار داستان کاملاً متفاوتی تعریف میکنند. با توجه به انتظار کاهش نرخها، او گفت قیمتهای بالاتر احتمالاً باقی خواهند ماند—یکی دیگر از دلایلی که گسترش فعلی ساختگی به نظر میرسد.
فراتر از مسائل کلان، پل گفت سیستم بیش از اینکه “سرمایهداری” باشد، نوعی رابطهگرایی است—یک تکهپارهای از مداخلات که به عنوان دموکراسی فروخته میشود اما توسط ائتلافهای ۵۱ درصدی و گروههای منافع خاص هدایت میشود. نتیجه آن، او تأکید کرد، فشار بر کنگره برای حفظ جریان هزینهها است، حتی وقتی قانونگذاران بهتر میدانند. مداخلهگری، به گفته او، یک ورزش دوحزبی است که به عنوان وحدت ظاهر میشود.
تعرفهها مثال اول بودند. پل آنها را غیر اخلاقی و اقتصادی عقبمانده اعلام کرد زیرا مصرفکنندگان هزینه را پرداخت میکنند. با استفاده از مثالی از کفشهای ورزشی، او استدلال میکرد حمایتگرایی خریداران را با قیمتهای بالاتر مجازات میکند در حالی که تولیدکنندگان پسندیده را پاداش میدهد. “تعرفهها مالیات هستند”، او گفت، و حتی بدون عوارض، تأمینکنندگان خارجی با توجه به موانع ایالات متحده قیمتها را افزایش میدهند—هزینههایی که در نهایت بر دوش خریداران میآید.
روزینی به نقد با اضافه کردن اعداد ادامه داد و به حدود ۲۱۹ میلیارد دلار جمعآوریشده از طریق تعرفهها و تخمین گلدمن ساکس اشاره کرد که آمریکاییها ۸۶ درصد از هزینه را پرداخت میکنند—پولی که به سختی کسر بدهیها را میپوشاند در حالی که با هزینههای مانند کمکهای مالی ایالات متحده به کشورهای خارجی برابری میکند. او گفت ادعاهای نفسگیر درباره تعهدات سرمایهگذاری چند تریلیون دلاری در حال حاضر، بیشتر از واقعیات اقتصادی هستند.
این دو گفتند که دماگوگری به این دلیل رونق میگیرد که مردم انتظار سود کوتاهمدت دارند، در حالی که لابیگران ماشینآلات را تسهیل میکنند. پل گفت ایالات متحده در یک اقتصاد “مختلط” دائمی زندگی میکند—تا حدی سرمایهداریشده، تا حدی برنامهریزی مرکزی—جایی که هر دو حزب دولت را در یک مسابقه تقویت میکنند. اصلاح واقعی، او گفت، بازگشت به محدودیتهای قانون اساسی، پول قوی و تبادل آزاد است.
با این حال، آنها با یک نکته مثبت به پایان رسیدند: ایدهها مهم هستند، و اقتصاد بهتر میتواند به سرعت گسترش یابد وقتی هزینههای مداخله به اندازه کافی آسیب رسانده باشد. پل با اشاره به گروههایی که اصول اتریشی را آموزش میدهند، گفت افکار عمومی میتواند به سرعت تغییر کند—سیاستهای کووید-۱۹ نمونهای اخیر بود. تا آن زمان، پل و روزینی خواستار هوشیاری و کاهش تبلیغات حمایتی از جانب طبقه سیاسی بودند. آنها گفتند که اگر رایدهندگان محدودیت را بر وعدههای بزرگ و موردپسند جمعیت از هیچ یک از احزاب ترجیح دهند، این تغییر انجام شدنی است.














