ایندکسگذاری بلاکچین یک فرآیند حیاتی است که دادههای برنامههای غیرمتمرکز (dApp) را قابل دسترسی و استقادهپذیر میکند. علیرغم موفقیت «The Graph»، چالشهایی همچنان باقی است، بهویژه در زمینه قابل حمل بودن دادهها و پراکندگی آنها در بلاکچینهای مختلف.
نمودار در مقابل نگهبانان: آیا ایندکسینگ غیرمتمرکز میتواند Web3 را نجات دهد؟

ایندکسگذاری بلاکچین: استفادهپذیر کردن دادههای DApp
ظهور برنامههای غیرمتمرکز (dAppها) یک پارادایم جدید برای تعامل با فناوری را ایجاد کرده است. با این حال، ساخت این برنامهها با چالش اساسی دستیابی به مقدار زیادی داده ذخیرهشده روی بلاکچینها همراه است. برخلاف پایگاههای داده سنتی که به راحتی با زبانهایی مانند زبان جستجوی استقرایی (SQL) قابل جستجو هستند، دادههای بلاکچین در دنبالهای خطی و زمانی مرتب از بلوکها ذخیره میشوند.
یافتن یک تراکنش یا تاریخچه کیف پول یک کاربر نیازمند جستجو در میلیونها بلوک است، فرآیندی که کند، ناکارآمد و حتی برای بیشتر dAppها پرهزینه است. اینجا است که ایندکسگذاری بلاکچین ضروری میشود. بهطور کلی، ایندکسگذاری فرآیند گرفتن کلیه دادههای خام و بیساختار یک بلاکچین و سازماندهی آن به یک پایگاه داده قابل جستجو و جستوجو است. این کار از طریق فرآیندی چندمرحلهای که اغلب به عنوان استخراج، تبدیل، بارگیری (ETL) شناخته میشود، انجام میگیرد.
یک ایندکسر فرآیند را با اتصال به یک گره بلاکچین برای نظارت بر فعالیت جدید در زمان واقعی آغاز میکند. سپس نقاط کلیدی دادهها مانند جزئیات تراکنشها، رویدادهای قرارداد هوشمند و تغییرات وضعیت را استخراج میکند. در مرحله بعد دادههای خام استخراج شده رمزگشایی و به یک قالب معنیدارتر و ساختارمندتر تبدیل میشوند. در نهایت، این دادههای تبدیل شده در یک پایگاه داده ساختارمند بارگذاری میشوند، که بلافاصله برای dAppها و توسعهدهندگان قابل جستوجو و استفاده میشوند.
خطرات ایندکسگذاری متمرکز
بدون این ETL، دادههای ارزشمند روی بلاکچینها تا حد زیادی برای استفاده عملی غیرقابل دسترسی میماند، و dAppها را به طور موثری غیرقابل استفاده میکند. در حالی که ایندکسگذاری یک عنصر بنیادی از اکوسیستم Web3 است، همه راهحلها به یک شکل ایجاد نمیشوند. به گفته نیک هانسن، رهبر تیم The Graph Foundation، بسیاری از dAppها در حال حاضر متکی به فروشندگان متمرکز هستند یا زیرساختهای ایندکسگذاری داخلی خود را ایجاد کردهاند.
گرچه این میتواند یک راهحل سریع ارائه دهد، اما ریسکهای قابل توجهی را وارد میکند، از جمله دادن قدرت به فروشندگان متمرکز برای تغییر شرایط و ضوابط خود یا حتی و توقف سرویسها. این اعتماد به یک نقطه شکست تنها همچنین اصول اساسی تمرکززدایی که Web3 بر اساس آن ساخته شده است را تضعیف میکند. به علاوه، گفته میشود راهحلهای متمرکز فاقد سازوکارهای شفاف و بدون اعتماد لازم برای تضمین دقت دادهها هستند، که میتواند منجر به مشکلاتی زیادی برای dAppها شود.
رویکرد غیرمتمرکز The Graph
برای غلبه بر این مشکل، The Graph، که به عنوان “گوگل بلاکچینها” شناخته شده است، یک جایگزین غیرمتمرکز برای این مشکل ارائه میکند. این پروتکلی است که یک شبکه جهانی از شرکتکنندگان مستقل را برای ارائه دادههای بلاکچین سریع، قابل اعتماد و قابل تأیید هماهنگ میکند.
این شبکه از طریق سیستمی از مشوقات و تنبیهها کار میکند که توسط توکن بومی آن، GRT، پشتیبانی میشود. شرکتکنندگان در سیستم شامل ایندکسرها هستند که به طور اساسی به عنوان اپراتور گره عمل میکنند که GRT را به استیک میکنند و برای ارائه درخواستهای داده با هم رقابت میکنند. در ازای ارائه خدمات خود، هم از کارمزدهای جستوجو و هم از پاداشهای ایندکسگذاری درآمد کسب میکنند.
کرداتورها شرکتکنندگان دیگری هستند که وظیفهشان نشان دادن اینکه کدام رابط برنامهنویسی کاربردی (APIها) یا سوگرافها ارزشمندتر هستند و باید ایندکس شوند بر عهده دارند، در حالی که اختصاصدهندگان GRT خود را به ایندکسرها اختصاص میدهند و بدون اینکه خودشان یک گره راهاندازی کنند، بخشی از پاداشها را به دست میآورند.
برای اطمینان از جامعیت دادهها، پروتکل شامل یک مکانیزم قوی قطع است. اگر یک ایندکسر به عنوان مخرب بودن یا ارائه دادههای نادرست شناخته شود، بخشی از GRT استیکشده آنها ممکن است “قطع” یا مصادره شود. این به نوبه خود، انگیزه اقتصادی قویای برای ایندکسرها ایجاد میکند که صادق باشند و وظایف خود را با دقت انجام دهند. این مدل غیرمتمرکز تضمین میکند که دادهها بدون مجوز و مقاوم در برابر سانسور یا تغییرات ناگهانی در شرایط سرویس باقی میمانند، و خطر “خرابکاری” مربوط به ارائهدهندگان متمرکز را از میان برمیدارد.
در همین حال، برخی ناظران معتقدند که مسئله اصلی قابل حمل بودن دادهها صرفاً در مورد جابجایی دادهها بین بلاکچینها نیست؛ بلکه در نحوه سازندگی اساسی dAppها ریشه دارد. آنها ادعا میکنند که اکوسیستم امروز پراکنده است و اغلب توسعهدهندگان را وادار میکند از راهحلهای ایندکسگذاری مختلفی برای زنجیرههای مختلف یا حتی در یک برنامه واحد استفاده کنند.
هانسن اذعان دارد که در حالی که راهحل ایندکسگذاری The Graph سطح بار را بالا بردهاند، هنوز چالشهایی که توسعهدهندگان را به چالش میکشد باقی ماندهاند. او اضافه میکند:
توسعهدهندگان فقط یک جریان کاری داده میخواهند که با ظرافتها و پیچیدگیهای دادههای بلاکچین همسو باشد و استانداردهای غیرمتمرکز را رعایت کند.
با این حال، رهبر تیم The Graph Foundation یادآور شد که تیمها در The Graph به چالشهای کاربر رسیدگی کردهاند و توسعه محصول فعلی بر حل بسیاری از این موضوعات متمرکز است.
با نگاه به آینده، هانسن انتظار دارد The Graph به تکامل خود ادامه دهد و با Web3 و نیازهای روزافزون صنعت همگام شود. او اضافه میکند که زیرساختی در حال ساخت است که “برای پشتیبانی از سازندگان، کاربران و نهادها به یک اندازه بدون به خطر انداختن شفافیت یا کنترل طراحی شده است.”













