در سالهای اخیر، بیتکوین جایگاه خود را به عنوان یک دارایی تاکتیکی برای مدیران ذخیره و دولتهای ملی تقویت کرده است، اما برخلاف برخی نظرات، هنوز تا تبدیل شدن به یک ارز ذخیره جهانی مناسب راه زیادی دارد. حتی با اعلام برنامههای اولیه دولتهای فیلیپین برای اضافه کردن این دارایی به ذخایر خود و نشستن رئیسجمهور بوکله بر روی سودهای ناواقعی از داراییهای بیتکوین ال سالوادور، بیتکوین همچنان دارای نقصهای ساختاری است که مانع از براندازی دلار یا طلا به زودی میشود.
موردی برای گنجاندن بیتکوین در ذخایر رسمی—و چرا به این زودیها به ارز ذخیره جهانی تبدیل نمیشود

مقاله نظر زیر توسط جیمز مورل, یک حرفهای در زمینه محصول و استراتژی در یک صرافی پیشرو در حوزه رمز ارزها نوشته شده است. تجربه وی شامل بیش از ۶ سال در عملیات، استراتژی تجاری و مدیریت محصول در طیف گستردهای از استارتآپهای رمز ارز و فناوری مالی است. جیمز سفر زنجیره بلوکی خود را در سال ۲۰۱۳ آغاز کرد و اولین بار در سال ۲۰۱۸ به صورت حرفهای وارد این حوزه شد.
اول از همه: چرا کشورها ذخایر نگهداری میکنند و چه چیزی دلار آمریکا را به یک ارز ذخیره جهانی تبدیل میکند؟
ذخایر ارز خارجی جهانی اکنون به 12 تریلیون دلار رسیده است، از 2 تریلیون دلار در سال ۲۰۰۰. این ذخایر به طور عمده به صورت دلار آمریکا (~۵۸٪)، و به دنبال آن یورو (~۲۰٪) نگهداری میشوند. حجم در حال گسترشی نیز به صورت طلا دوباره نگهداری میشود، بهویژه در میان بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور، با خریدهایی که در سالهای اخیر روبهافزایش بوده است.
در حالی که برخی کشورها ذخایر را برای مدیریت نرخهای مبادله انباشته میکنند، هدف بنیادیتر آنها احتیاطی است. ذخایر به عنوان یک پشتوانه در برابر توقف ناگهانی جریان سرمایه و کاهش ارزش ارز که اغلب به دنبال آن است، عمل میکنند. دورههای تاریخی این را نشان میدهند: از بحران تکیلا مکزیک و چهارشنبه سیاه بریتانیا تا نکول حاکمیتی روسیه در دهه ۱۹۹۰ و موارد اخیرتر مربوط به چین، ترکیه و آرژانتین.
خروج شدید سرمایه میتواند آسیب اقتصادی شدیدی به بار آورد. سیاستگذاران میتوانند با نقد کردن ذخایر برای تثبیت نرخ مبادله و کاهش آسیب، مداخله کنند و از ارز خارجی به دست آمده از فروش ذخایر برای حمایت از ارز خود استفاده کنند.
تجمع ذخایر نیز محصول طبیعی برخی مدلهای اقتصادی است، بهویژه اقتصادهایی که حساب جاری مازاد دارند. در چین، به عنوان مثال، مازاد تجاری مداوم منجر به انباشت ذخایر ارز خارجی شده است، با سرمایهگذاری اضافی پساندازهای داخلی در خارج.
اما در اصل، ذخایر رسمی عمدتاً ابزاری برای ثبات خارجی هستند که در اجرای سیاست پولی و مالی در مواقع فشار نقش دارند. بنابراین هر دارایی به عنوان دارایی ذخیره شناخته نمیشود. ذخایر باید در ابزارهایی که ایمن، قابل نقدکردن، به طور گستردهای مورد اعتماد، و دارای نوسان نسبتاً کم هستند که میتوانند به سرعت و بهطور مؤثر در مواقع آشفتگی به کار گرفته شوند، نگهداری شوند.
چرا بیتکوین ارز ذخیره جهانی بعدی نخواهد بود
باتوجه به پیشنیازهای قبلی، بیتکوین به زودی ارز ذخیره جهانی بعدی نخواهد شد. بیتکوین از حمایت یک اقتصاد بزرگ و پایدار محروم است، به ندرت برای فاکتورگیری در تجارت استفاده میشود و به شدت از عمق و نقدپذیری فراهمشده توسط بازارهای اوراق قرضه دولتی، مانند بازار خزانهداری ایالات متحده، دور است. علیرغم سودها، اعتماد عمومی گسترده محدود باقی مانده و اثرات شبکهای قدرتمند سیستم ذخیره موجود جابهجایی را بسیار نامحتمل میسازد.
برای افزودن به زمینه، بازار خزانهداری ایالات متحده، یکی از مقاصد اصلی برای نگهداری ذخایر، دارای حجم معاملات روزانهای تقریبا 70 برابر بیشتر از بیتکوین و سرمایه بازار تقریبا 25 برابر بزرگتر است. نوسان واقعی سالانه بیتکوین نیز معمولا بین ۵۰٪ و ۱۰۰٪ (۱۵۰٪+ در لحظات فشار) متغیر است، در مقایسه با اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانه ایالات متحده که بهطور تاریخی نوسان سالانهای حدود ۵ تا ۸ درصد دارد و حتی کمتر برای سررسیدهای کوتاهتر.
از نظر ساختار بازار، بیتکوین نیز از بازارهای بدهی دولتی عقب است. بیتکوین دارای گستره پیشنهادی-درخواستی وسیعتر، حجم دفتر سفارش کمتر و مکانهای معامله پراکندهتری است، علاوه بر اینکه نسبت به سطوح پایینتر مشارکت نهادی نیز روبرو است. این عوامل بیتکوین را برای مدیران ذخایر اختلاف ارز که این ویژگیها را در تخصیص داراییها مقدم میدانند، کمتر جذاب میسازد. مقیاس مداخله این موضوع را نشان میدهد: در سال ۲۰۲۲، وزارت دارایی ژاپن حدود ۶۰ میلیارد دلار برای دفاع از ین هزینه کرد، در حالی که در سال ۲۰۲۴، مداخلهها نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار بود.
اگر چنین عملیاتی در بیتکوین انجام شده بود، فشار فروش احتمالاً بازار را به ضرر مدیران ذخیره و دارندگان خصوصی بیثبات کرده بود. در مقابل، استفاده از اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده و سایر اوراق قرضه دولتی نقدی به ژاپن اجازه داد بهطور کارآمدی مداخله کند، بدون اینکه عملکرد بازار را در طولانیمدت آسیب ببیند.
با این حال، جایگاه منطقی برای بیتکوین وجود دارد
دیدگاهی که بسیاری از سیاستمداران ارشد، از جمله رئیس بانک مرکزی اروپا کریستین لاگارد، اتخاذ کردهاند که نیازی به شمول آن نیست، سودمند نیز نیست؛ مخالفت قاطع تنها نفرت متقابل که اغلب مبادلات بین سیاستگذاران و جامعه رمز ارزی را رنگآمیزی میکند تقویت میکند و همچنین ارزش بالقوهای که بیتکوین میتواند ارائه دهد را نادیده میگیرد.
به طور برجستهای، بیتکوین در دنیای جداشدگی ژئوپلیتیکی فزاینده، تنوع فراهم میکند. موانع تجاری به بالاترین سطح در دههها رسیده؛ کنترلهای سرمایهگذاری مجدداً در پایتختهای عمدهای که زمانی حامی باز بودن بودهاند، مورد بحث قرار گرفتهاند؛ تحریمها به ابزار تقریباً روتین تبدیل شدهاند؛ و حتی ترتیبات امنیتی بلندمدت اکنون کمتر باثبات به نظر میرسند.
در اینجا، ریسک همتای حاکمیتی حتی در میان ملتهای متحد افزایش یافته است. در عین حال، انباشت جهانی بدهی سوالاتی درباره اینکه آیا اوراق قرضه دولتی به همان اندازه بدون ریسک هستند که معمولاً تصور میشود، ایجاد میکند. بیتکوین به شوکهای ژئوپلیتیکی جهانی ایمنی نخواهد داشت، اما برخلاف بدهی دولتی، دارای پرمیوم ریسک خاص کشور نیست. ارزش آن وابسته به اعتبار یا تصمیمات سیاست خارجی هیچ دولتی نیست، زیرا توسط یکی از آنها صادر نمیشود.
دومین دلیل برای در نظر گرفتن بیتکوین در پرتفویهای ذخیره این است که میتواند به عنوان مکملی برای طلا خدمت کند، که دارایی است که بهطور گسترده توسط بانکهای مرکزی نگهداری میشود. بیتکوین هنوز به همان اندازه امن قلمداد نشده است، اگرچه نسلهای جوانتر به طور فزایندهای آن را اینگونه میبینند. با این حال، بیتکوین ویژگیهای مهمی با طلا دارد: هر دو کمیاب هستند، در فرم طبیعی خود بدون بهرهاند و عمدتاً به عنوان ذخیره ارزشی بهجای استفاده ذاتی ارزشگذاری میشوند. با این حال بیتکوین مزایای قابلتوجهی دارد. انتقال، ذخیرهسازی و تقسیم آن آسانتر از طلاست و جعل آن تقریباً غیرممکن است. طلا در مقابل، نیازمند بررسی فیزیکی و بررسیهای نگهداری است.
نقش مرکزی بیتکوین در اکوسیستم وسیعتر رمز ارزی نیز باید به پذیرش نهادی افزایش یابد، بهویژه وقتی که مقررات ادامه به بلوغ داریم، از چارچوب MiCA اروپا و قوانین استیبلکوین نوظهور ایالات متحده تا استانداردهای جهانی مانند CARF سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و قوانین جدیدی نظیر FIT21 در ایالات متحده.
این نهادینهسازی ارزهای رمزنگاری شده به آخرین نکته منجر میشود. ذخایر رسمی به صورت سنتی محافظهکارانه مدیریت میشوند، تاکید بر ایمنی، نقدشوندگی و قابلیت استفاده فوری در زمان بحران، اما پافشاری بیش از حد بر سنت میتواند همچنین ناسازگار باشد. اکوسیستم رمزنگاری نشان داده است که به شواهد هم داخلی و هم خارجی مقاوم است و ناپدید نخواهد شد. بیتکوین، به عنوان اولین ارز دیجیتال و دارایی ذخیره نشانداردهنده اکوسیستم رمزنگاری، این سیستم را لنگر میدهد.
نهادهای سرمایهگذار و مدیران دارایی به طور روزافزونی بیتکوین و داراییهای دیجیتال دیگر را به پرتفویهای خود وارد کردهاند. از جمله بلکآرک و فیدلیتی که ETF های بیتکوین اسپات را ارائه میدهند و صندوقهای بزرگ پوشش ریسک که مشتقات رمزنگاری را معامله میکنند. این پذیرش استدلال برای دولتها را برای بهرسمیتشناختن نقش بیتکوین و در نظر گرفتن شمول آن در استراتژیهای مدیریت ذخایر تقویت میکند.
آیندهای جسورانه و نو
تردید نسبت به نوآوری مزاحم چیز جدیدی نیست. زمانی طول کشید تا شرکتها از سرورهای محلی به رایانش ابری حرکت کنند، برای جابجایی تجارت از چالههای فیزیکی به پلتفرمهای الکترونیکی، و برای مدیران ذخایر تا پس از جنگ جهانی دوم از طلا دور شوند. تحول به سوی اوراق خزانهداری ایالات متحده ابتدا با تردید مواجه شد، اما اوراق خزانهداری اکنون ستون فقرات ذخایر جهانی هستند. بیتکوین جایگزین داراییهای ذخیره کنونی نخواهد شد، اما میتواند به عنوان یک دارایی مکمل، تنوع و نوسازی را در پرتفویهای ذخیره ارائه دهد.














