ارائه توسط
Branded Spotlight

محتوای حمایت‌شده

این بیانیه مطبوعاتی حمایت‌شده توسط ChangeNOW ارائه شده و توسط Bitcoin.com News نوشته نشده است. Bitcoin.com News لزوماً بیانات مطرح‌شده در این اطلاعیه را تأیید نمی‌کند.

مطالعهٔ موردی ChangeNOW x Guarda Proof - یک کیف پول نیازی ندارد به یک صرافی تبدیل شود

خلاصه اجرایی

اشتراک
مطالعهٔ موردی ChangeNOW x Guarda Proof - یک کیف پول نیازی ندارد به یک صرافی تبدیل شود
  • کیف پول گواردا در سال ۲۰۱۷ به‌عنوان یک کیف پول اندرویدی غیرامانی و خودتأمین‌مالی، از صفر و برای یک زنجیره واحد ساخته شد. برای رشد فراتر از ذخیره‌سازی، کاربرانش نیاز داشتند داخل اپ — بدون اینکه گواردا به یک صرافی تبدیل شود یا زیرساختی را که یک صرافی می‌طلبد بسازد — امکان سواپ، خرید و استیک داشته باشند.
  • تیم، API چنج‌ناو را به‌عنوان لایه صرافی ادغام کرد؛ به‌طوری‌که چنج‌ناو به‌عنوان ارائه‌دهنده اصلی پشت پوشش سواپ گواردا عمل می‌کرد: نقدینگی، مسیریابی و قیمت‌گذاری با چنج‌ناو بود، در حالی که امانت‌داری در دست کاربر باقی می‌ماند و خودِ سواپ هرگز کیف پول را ترک نمی‌کرد.
  • گواردا اکنون از ۷۰ بلاکچین اصلی پشتیبانی می‌کند — بخش عمده‌ای از این پوشش شبکه از طریق ادغام با چنج‌ناو ممکن شده — در بیش از ۱۰۰ کشور فعالیت دارد و روی وب، دسکتاپ، موبایل و افزونه مرورگر اجرا می‌شود. چنج‌ناو بخش صرافی را برعهده داشت؛ مسیر کلی محصول، متعلق به خودِ گواردا بود.

ذخیره‌سازی دیگر یک محصول نیست

در بیشترِ دهه گذشته، وظیفه یک کیف پول «نگه‌داشتن» بود. کلیدها وارد، کلیدها امن، و هنگام نیاز کلیدها خارج می‌شدند. این چارچوب دیگر در مواجهه با نحوه استفاده واقعی مردم از این محصولات دوام نمی‌آورد. کاربران کیف پول را با آنچه می‌توانند همان لحظه پس از باز کردنش انجام دهند می‌سنجند، نه با اینکه دارایی‌هایشان هنگام بیکاری کجا قرار دارد.

وقتی تنها کاری که یک کیف پول پشتیبانی می‌کند ذخیره‌سازی است، هر سواپ، خرید یا استیک، دلیلی برای ترک آن می‌شود. کیف پولی که این‌گونه ساخته شود، به‌جای مکانی که تراکنش‌ها در آن رخ می‌دهند، به یک ایستگاه بین تراکنش‌ها تبدیل می‌شود. صرافیِ درون‌کیف‌پولی از یک قابلیت پریمیوم به یک انتظار پایه تبدیل شده است، و پرسش جذاب دیگر این نیست که آیا باید یکی اضافه کرد یا نه؛ بلکه این است که وقتی اضافه‌اش می‌کنید، «عمل» باید کجا زندگی کند.

خودامانی فراگیر شد و استانداردها را بالا برد

این تغییر نقطه شروع روشنی دارد. در سال ۲۰۱۷، صرافی‌های متمرکز پس از مجموعه‌ای از هک‌های بزرگ اعتماد کاربران را از دست می‌دادند، مقررات پیرامون پلتفرم‌های امانی سخت‌تر می‌شد، و خودامانی دیگر صرفاً ترجیح افراد فنی‌محور نبود. برای سهم رو به رشدی از کاربران، به امن‌ترین روش نگهداری دارایی‌ها تبدیل شد.

این تغییر رفتار با تغییر ساختار بازار تلاقی کرد. دارایی‌ها میان زنجیره‌ها تکه‌تکه شدند و جابه‌جایی دستی بین آن‌ها سرعت مردم را کم کرد و دقیقاً در لحظاتی که می‌خواستند اقدام کنند، نرخ خطا را بالا برد. نقدینگی میان دفترهای سفارش، استخرهای AMM و سیستم‌های مسیریابی رقیب پراکنده شد. تجمیع و مسیریابی هوشمند از ابزارهای پیشرفته به الزامات بدیهی تبدیل شد، چون هیچ منبع واحدی به‌تنهایی نمی‌توانست برای یک معامله جدی قیمت‌گذاری خوبی ارائه کند. بنابراین استانداردها هم‌زمان دوبار بالا رفت: کاربران می‌خواستند امانت‌داری در دست خودشان باشد، و می‌خواستند بدون ترک اپ بتوانند روی یک‌دوجین شبکه اقدام کنند.

گواردا سه میان‌بر را نپذیرفت

گواردا همان سال به‌عنوان یک کیف پول اندرویدی برای اتریوم آغاز شد؛ از صفر به‌عنوان یک محصول غیرامانی، توسط تیمی بدون زیرساخت موجود، بدون پایگاه محصول و بدون سرمایه بیرونی ساخته شد. بخش سخت هرگز ویژگیِ شروع نبود. مسئله اعتماد بود. معماری غیرامانی نمی‌تواند کلیدهای خصوصی، فایل‌های بکاپ یا داده‌های شخصی را روی سرورهای خودش نگه دارد؛ که این کارِ مهندسی را از یک کیف پول سرور-محور دشوارتر می‌کند — و برای تیمی خودتأمین‌مالی که با محدودیت منابع خودش می‌جنگد، دشوارتر هم می‌شود. با این حال کارهای اولیه دیده شد: جامعه اتریوم کلاسیک کیف پول اندرویدی را پذیرفت، و کمک‌هزینه بنیاد زی‌کش یک کلاینت سبک ZEC را تأمین مالی کرد.

مشکل مقیاس‌پذیری خیلی زود ظاهر شد. یک اپ جدا برای هر زنجیره، محصول را به توده‌ای از کیف پول‌های جداافتاده تبدیل می‌کرد؛ پس تیم به یک معماری واحد نیاز داشت که بتواند دارایی‌های جدید و اقدامات جدید را بدون تکه‌تکه شدن جذب کند. رسیدن به آن یعنی رد کردن سه مسیر آسان‌تر، هرکدام با هزینه واقعی. مدل امانی یا سرور-محور مهندسی را ساده‌تر می‌کرد و در عوض خودامانی را قربانی می‌کرد. ماندن صرفاً روی موبایل، محصول را متمرکز نگه می‌داشت و سایر محیط‌هایی را که مردم در آن‌ها کریپتو مدیریت می‌کنند نادیده می‌گرفت. گرفتن سرمایه بیرونی، استخدام را شتاب می‌داد و مجموعه‌ای از فشارها را اضافه می‌کرد که تیم نمی‌خواست. گواردا در هر سه مورد مسیر سخت‌تر را انتخاب کرد: خودتأمین‌مالی، چندسکویی، و مدل اعتماد دست‌نخورده.

همین انضباط ارزش مطالعه دارد. محدودیت، پاورقیِ استراتژی نبود — خودِ استراتژی بود. تیمی که توان ساخت یک صرافی را نداشت، مجبور بود دقیق باشد که چه چیزی را می‌سازد و چه چیزی را وصل می‌کند.

موضع سوم: زیرساخت را برون‌سپاری کن، عمل را نگه دار

اینجاست که تصمیم مشخص می‌شود. گواردا صرافی درون‌اپ را یک هدف محوری قرار داد. اما ساخت نقدینگی و عملیات صرافی از پایه دقیقاً همان کاری بود که تیم آن را کنار گذاشته بود. پس خطی کشید که بسیاری از نقشه‌راه‌ها آن را مبهم می‌کنند: زیرساخت بیرون می‌رود، عمل داخل می‌ماند.

لایه صرافی از طریق یک API ادغام شد — API چنج‌ناو، به‌عنوان ارائه‌دهنده اصلی — تا سواپ‌ها درون کیف پول نهایی شوند، در حالی که مسیریابی، قیمت‌گذاری و نقدینگی بیرون از عملیات تیم قرار دارد. گواردا به یک صرافی تبدیل نشد، و کاربرانش را هم به یک صرافی نفرستاد.

این تمایز به‌سادگی قابل خلط است، پس ارزش دارد دقیق بیان شود. فرستادن کاربر به صرافی یعنی خروج/ریدایرکت از رابط کاربری، یک حساب جداگانه، دور دوم بررسی‌های هویتی، و سپردن امانت‌داری به جایی که معامله را اجرا می‌کند. یک سواپِ توکار همه این‌ها را داخل نگه می‌دارد: بدون ریدایرکت، بدون حساب دوم، بدون انتقال امانت‌داری، و کارمزد و داده‌های تراکنش نزد کیف پول می‌ماند نه نزد محل اجرا. معامله همچنان روی ریل‌های بیرونی تسویه می‌شود — اما کاربر، لحظه اقدام و رابطه هرگز محصول را ترک نمی‌کنند. فقط لوله‌کشی برون‌سپاری می‌شود. چون مسیریابی غیرامانی است، برای انجام سواپ کلیدها هرگز از کنترل کاربر خارج نمی‌شوند؛ و این وعده اولیه کیف پول را دست‌نخورده نگه می‌دارد، نه اینکه آن را با راحتی معاوضه کند.

برون‌سپاری این لایه، باری را هم برون‌سپاری کرد که تیم درست بود از آن پرهیز کند: وقتی ارائه‌دهنده مسیریابی و بخش بزرگی از بار انطباق را برعهده دارد، یک کیف پول می‌تواند صرافی اضافه کند بدون اینکه پروفایل کاملِ مقرراتیِ یک صرافی را به ارث ببرد.

منطق تجاری نیز از همان انتخاب پیروی می‌کند. هر اقدامی که کاربر بتواند داخل محصول کامل کند، رابطه را عمیق‌تر می‌کند و جایی برای درآمدزایی می‌سازد بدون آنکه کیف پول را به سمت امانت‌داری سوق دهد — سواپ‌ها، و بعدتر استیکینگی که بسته به دارایی تا حدود ۲۰٪ APY می‌رسد. گواردا به تراکنش‌ها بسنده نکرد و یک مولد توکن، بازوی آموزشی در «Guarda Academy»، و توکن $GRD را هم افزود، اما هرکدام به همان کیف پول متصل بود نه اینکه یک اپ جدا ایجاد کند.

مقیاس به‌عنوان پاداش، و قاعده‌ای که باید حفظ شود

نتیجه بیشتر شبیه «دامنه دسترسی» است تا فهرستی از بردها. گواردا اکنون از ۷۰ بلاکچین اصلی پشتیبانی می‌کند، با چنج‌ناو به‌عنوان ارائه‌دهنده اصلی صرافی پشت این پوشش — نه اینکه تنها ارائه‌دهنده باشد — و در بیش از ۱۰۰ کشور روی وب، دسکتاپ در ویندوز، macOS و لینوکس، موبایل در iOS و اندروید، و یک افزونه کروم اجرا می‌شود. یک اپ اندرویدی تک‌ارزی به جایی تبدیل شد برای نگه‌داری، سواپ، خرید و استیک از یک محیط واحد. ادغام، لایه صرافی را پوشش داد؛ تمام مسیر را نساخت، و روایت صادقانه این دو را از هم جدا نگه می‌دارد.

درس برای تیم‌های کیف پول باریک‌تر از «یک صرافی اضافه کن» است. کیف پولی که لحظه اقدام را پاسخ می‌دهد، حتی بدون نگه‌داشتن سرمایه کسی، رابطه قوی‌تری می‌سازد. قاعده‌ای که گواردا به آن رسید، تیز و روشن است: صرافی نشو، اما نگذار پلتفرم دیگری هم مالکِ اقدامِ صرافی باشد. مدل امانت‌داری را شفاف نگه دار، و عمل را داخل محصول نگه دار.

که یک پرسش برای هر کسی که امروز یک کیف پول را اداره می‌کند باقی می‌گذارد. از میان تمام نیت‌های تراکنشی که کاربران شما تولید می‌کنند، چه مقدار را هنوز به جای دیگری می‌فرستید تا آنجا آن را جذب کند؟


_________________________________________________________________________

Bitcoin.com هیچ مسئولیت یا تعهدی را نمی‌پذیرد و مسئول شناخته نخواهد شد — چه مستقیم و چه غیرمستقیم — در قبال هرگونه زیان، خسارت، ادعا، هزینه یا مخارج از هر نوع، اعم از واقعی، ادعایی یا تبعی، که از یا در ارتباط با استفاده از، یا اتکا به، هرگونه محتوا، کالا یا خدماتِ اشاره‌شده در این مقاله ناشی شود. هرگونه اتکایی که به چنین اطلاعاتی شود، صرفاً و اکیداً بر عهده خودِ خواننده است.

این مقاله با استفاده از هوش مصنوعی از انگلیسی ترجمه شده است. نسخه اصلی انگلیسی منبع معتبر است؛ ترجمه‌های خودکار ممکن است حاوی نادرستی‌هایی باشند، به‌ویژه در اصطلاحات حقوقی و قانونی.