ارائه توسط
Op-Ed

خزانه‌های بیت‌کوین: داستان جالبی برادر، حالا انضباط را به ما نشان بده

همانطور که شرکت‌های بیشتر عمومی استراتژی خزانه‌داری بیت‌کوین MSTR را می‌پذیرند، باید پرسید: آیا این واقعاً پایدار است یا فقط یک حباب دیگر است که منتظر ترکیدن است؟

نویسنده
اشتراک
خزانه‌های بیت‌کوین: داستان جالبی برادر، حالا انضباط را به ما نشان بده

پست مهمان زیر از Bitcoinminingstock.io، مرکز جامع برای همه مسائل مربوط به سهام‌ معدنی بیت‌کوین، ابزارهای آموزشی، و دیدگاه‌های صنعت آمده است. این مقاله که به طور اولیه در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۲۵ منتشر شد، توسط نویسنده Bitcoinminingstock.io سیندی فنگ نوشته شد.

تقریباً به یک روال تبدیل شده است که وقتی یک شرکت عمومی دیگر اعلام می‌کند که استراتژی خزانه‌داری بیت‌کوین را می‌پذیرد. برخی پیش‌تر می‌روند و اتریوم یا توکن‌های دیگر را به ترازنامه‌های خود اضافه می‌کنند. به عنوان کسی که سال‌ها در حوزه دارایی‌های دیجیتالی کار کرده‌ام، باید حضور گسترده بیت‌کوین در جهان شرکت‌ها را به عنوان یک پیروزی تحسین کنم. اما اخیراً از خودم پرسیده‌ام آیا این رویکرد عقلانی است؟ آیا پایدار است؟

این فکر پس از خواندن گزارش درآمد Q2 2025 شرکت مارا، قوی‌تر به ذهنم خطور کرد، جایی که مدیرعامل فرد ثیل گفت شنیده است که مردم شرکت‌های خزانه‌دار بیت‌کوین را به ICOهای جدید تشبیه می‌کنند. دوره‌های متفاوت، اصول متفاوت. اما این مقایسه جالب است و ارزش کاوش دارد.

قبل از اینکه پیش‌ بروم، فقط یک هشدار: برخلاف تحلیل‌های معمول من که بر اساس اعداد سخت و پرونده‌های مالی بنا شده، این بیشتر یک تفکر با صدای بلند است. این دیدگاه‌های شخصی است. ممکن است موافق نباشید. صریح بگویم، این مشکلی نیست. بیشتر نگران می‌شوم اگر هیچ‌کس به اینکه این وضعیت به کجا می‌رسد اهمیت ندهد.

خزانه‌داری‌های بیت‌کوین همه‌جا هستند – اما به چه هدفی؟

امروز، بیش از ۱۰۰ شرکت عمومی گزارش می‌دهند که بیت‌کوین، اتریوم یا سایر دارایی‌های دیجیتال دارند. برخی در بازار به خوبی پاداش گرفته‌اند. برخی دیگر از این حرکت برای جمع‌آوری سرمایه بیشتر و خرید بیت‌کوین، غالباً از طریق عرضه سهام استفاده کرده‌اند. و همه آنها در این کار چندان محتاط نبوده‌اند.

من پست‌های ایکس را می‌خوانم که می‌نویسند “شرکت ایکس ما را تا مرز مرگ دیلوت می‌کند”، اغلب از سوی سرمایه‌گذارانی که ارزش هر سهم خود را در حال کاهش می‌بینند در حالی که شرکت درباره توده بیت‌کوین فزاینده‌اش صحبت می‌کند. تا زمانی که سهام در حال افزایش است، به نظر نمی‌رسد کسی اهمیت دهد. اما وقتی که این افزایش متوقف شود یا اگر بیت‌کوین متزلزل شود، تمایلات سرمایه‌گذاران به سرعت تغییر می‌کند.

مسئله اصلی این نیست که شرکت‌ها بیت‌کوین نگه می‌دارند، بلکه آیا این کار را با انضباط و شفافیت انجام می‌دهند یا فقط بدون برنامه روی یک روند سوار می‌شوند.

به همین دلیل است که استراتژی (که قبلاً مایکرو استراتژی بود) در انتشار درآمد Q2 2025 آنها توجه من را به خود جلب کرد. آنها چیزی معرفی کردند که من از دیگران در این فضا ندیده‌ام: یک چارچوب مشخص بازار سرمایه که عرضه سهام را به یک معیار ارزشیابی به نام mNAV پیوند می‌دهد.

در زمینه یک خزانه بیت‌کوین، mNAV معمولاً به نسبتی اشاره دارد که ارزش بازار یک شرکت تقسیم بر ارزش منصفانه دارایی‌های بیت‌کوین آن است. این یک معیار مفید است که به شما می‌گوید سرمایه‌گذاران چقدر برای هر دلار بیت‌کوین که شرکت دارد، مایل به پرداخت هستند.

اگر یک شرکت ۱ میلیارد دلار در BTC و ارزش بازاری ۲ میلیارد دلار داشته باشد، mNAV آن 2.0x است. این نشان‌دهنده یک حق بیمه است که بر ارزش بیت‌کوین آن اختصاص داده شده است، که انتظارات اجرای، استراتژی‌های بازدهی، یا اعتماد گسترده‌تر به شرکت را منعکس می‌کند.

این مدل ساده mNAV همان چیزی است که بیشتر سرمایه‌گذاران، به ویژه خرده‌فروشی، درباره ارزش یک بازی خزانه بیت‌کوین فکر می‌کنند. و در حالی که کامل نیست، احساس جهت‌داری از تمایلات را ارائه می‌دهد.

اما استراتژی از یک فرمول پیچیده‌تر استفاده می‌کند:

mNAV = ارزش شرکتی / NAV بیت‌کوین

کجا:

  • ارزش شرکتی = ارزش بازار + بدهی‌های اعتباری + سهام ترجیحی – نقدینگی
  • NAV بیت‌کوین = نگهداری BTC × قیمت بازار BTC

با احتساب بدهی‌ها و سهام ترجیحی، نسخه استراتژی همه استک‌های سرمایه‌ای را که برای خرید BTC استفاده شده است شامل می‌شود – نه فقط حقوق صاحبان سهام. این تمرکز را از میزان پرداخت سهامداران برای مواجهه با بیت‌کوین به نحوه کارآمدی شرکت در تبدیل سرمایه به دارایی‌های بیت‌کوین تغییر می‌دهد. از این نظر، mNAV استراتژی بیشتر یک معیار کارایی سرمایه است تا یک حق بیمه ارزشیابی.

انضباط عرضه سهام عمومی ATM استراتژی

در گزارش مالی Q2 2025 خود، استراتژی آستانه‌هایی را منتشر کرد که به سطح‌های mNAV وابسته هستند، به عنوان یک راهنما برای شروع برنامه‌های ATM برای خرید بیت‌کوین:

  • بالاتر از 4.0x: به طور فعال سهام صادر کنید تا بیت‌کوین بیشتری خریداری کنید
  • بین 2.5x و 4.0x: به طور فرصت‌طلبانه صادر کنید
  • زیر 2.5x: از عرضه سهام خودداری کنید مگر برای 1) پرداخت بهره بدهی و 2) تامین سود سهام ترجیحی.

این اولین تلاشی است که من دیده‌ام که انضباط و ساختار را به چیزی آورده که عمدتاً یک روند خزانه‌داری آزادانه بوده است. این از دیلوشن بی‌ملاحظه جلوگیری می‌کند وقتی بازار یک حق بیمه را تخصیص نمی‌دهد. سرمایه‌گذاران اشتباه نمی‌کنند. آنها می‌دانند چه زمانی احتمال دارد دیلوشن اتفاق بیافتد و چه زمانی محدودیت‌های اجرایی اعمال می‌شود.

این روش هنوز هم دوستدار سهامدار نیست

اینجاست که مشکل است: کارایی سرمایه به معنی افزایش اشتراک نیست.

زیرا در ارزش شرکتی استراتژی بدهی و سهام ترجیحی شامل شده است، ممکن است نسبت mNAV حتی زمانی که بیت‌کوین در هر سهم (BPS) در حال کاهش باشد، سالم به نظر برسد. به عبارت دیگر:

  • شرکت می‌تواند به کارآمدی کل سرمایه را به BTC مبدل کند
  • اما سهامداران معمولی ممکن است هنوز کاهش BTC در هر سهم را به دلیل ادامه دیلوشن مشاهده کنند

بنابراین در حالی که شرکت ممکن است به قاعده‌اش در عرضه برسد، ارزش سهامدار در هر سهم همچنان کاهش می‌یابد. و این نکته به راحتی قابل چشم‌پوشی است اگر شما فقط به یک KPI نگاه کنید.

خزانه‌داری‌های بیت‌کوین در شرایط بازار مختلف

موضوعی که اغلب نادیده گرفته می‌شود این است که چقدر استراتژی‌های خزانه‌داری بیت‌کوین به چرخه‌های مختلف بازار حساس هستند.

در بازارهای صعودی، مزایا واضح است. دارایی‌های بیت‌کوین افزایش می‌یابند. قیمت سهام فقط با روایت افزایش می‌یابد. سرمایه ارزان می‌شود و شرکت‌ها می‌توانند سهام را با حق بیمه‌ای برای خرید بیشتر BTC عرضه کنند. همه برنده می‌شوند، حداقل روی کاغذ.

در رکودها، همین استراتژی می‌تواند به سرعت به یک بدهی تبدیل شود. اگر قیمت‌های BTC کاهش یابند یا اشتیاق سرمایه‌گذاران برای “مواجهه با کریپتو” محو شود، شرکت‌هایی که درآمد عملیاتی یا مسیر واضحی به سمت سودآوری ندارند ممکن است خود را گرفتار بیابند – نمی‌توانند سهام عرضه کنند، نمی‌توانند بدهی را جمع‌آوری کنند، و با دارایی‌های کریپتویی کاهش‌یافته مواجه شوند. برخی ممکن است مجبور شوند بیت‌کوین بفروشند، مخصوصاً اگر با بدهی خریداری شده باشد، فقط برای باقی ماندن در حال اجرا. استراتژی‌های خزانه‌داری که زمانی جسورانه به نظر می‌رسیدند شروع به شکست شدن می‌کنند.

به همین دلیل روایت خزانه‌داری نمی‌تواند کل مدل کسب‌وکار باشد. تجربه استراتژی در دوره کاهش ۲۰۲۲ یک مثال کتابی است: قیمت سهام آن در آن سال بیش از ۷۰٪ سقوط کرد و معاهدات بدهی به یک موضوع بحث تبدیل شد. درس؟ یک استراتژی خزانه‌داری که در یک بازار کار می‌کند ممکن است در دیگری شکست بخورد. به همین دلیل است که یک چارچوب منظم کمک می‌کند. این چارچوب با ایجاد محدودیت‌هایی، شرکت را وادار به تطبیق تخصیص سرمایه با احساسات بازار فعلی می‌کند، نه اینکه با چشمان بسته به جلو برود.

افکار نهایی

روند خزانه‌داری بیت‌کوین دارایی‌های دیجیتال را به طور خیره‌کننده‌ای به جلو‌آورد در جهان شرکت‌ها در قالبی که پنج سال پیش تصور نمی‌شدند. این چیز خوبی است. اما اگر قرار است این وضعیت ماندگار شود، اگر شرکت‌ها واقعاً می‌خواهند بیت‌کوین را به یک دارایی ذخیره تبدیل کنند، بیش از روایت‌های خوب نیاز داریم. ما به سیستم‌های خوب نیاز داریم.

چارچوب mNAV استراتژی کامل نیست، اما گامی در جهت درست است. این امر به رسمیت می‌شناسند که جمع‌آوری سرمایه برای خرید بیت‌کوین یک اقدام بی‌ضرر نیست. عواقب برای سهامداران، برای ترازنامه‌ها، و برای نحوه درک این شرکت‌ها در طول زمان دارد.

ایده‌آل این است که یک خزانه‌داری بیت‌کوین باید گیلاس روی کیک یک کسب‌وکار خوب اداره‌شده باشد، نه کل کیک. یک شرکت با یک کسب‌وکار اصلی قوی و تخصیص سرمایه به خوبی فکر شده می‌تواند از بیت‌کوین برای افزایش ارزش سهامدار استفاده کند. اما یک شرکت بدون آن زیرساخت‌ها فقط در حال حدس زنی است – این بار فقط با پول دیگران. ما این داستان را قبلاً دیده‌ایم: دات‌کام‌ها، ICOها، NFTها. ارزشیابی‌های مبتنی بر روایت هرگز بدون زیرساخت بنیادی باقی نمی‌مانند.

برای کسانی که در این زمینه کار می‌کنند، چیزی که نیاز داریم رشد پایدار است، نه یک حباب دیگر. ما نیاز به شرکت‌های بیشتری داریم که به بیت‌کوین به عنوان یک لایه استراتژیک نگاه کنند، نه یک راه میانبر. و اگر این به معنای آن باشد که چارچوب‌هایی مانند mNAV به یک استاندارد تبدیل شوند، من آن را پیشرفتی می‌نامم.

برچسب‌ها در این داستان