تعداد نودهای عمومی بیتکوین به ۲۳,۱۶۳ رسیده است، که ۱۸,۸۵۰ نود در حال اجرای بیتکوین کور و ۴,۲۶۵ نود در حال اجرای بیتکوین ناٹس هستند، که ناٹس را با ۱۸.۴۱٪ قرار میدهد—این در حالی است که یک هفته بحث و جدل در شبکه X مشخص کرده است که آیا شبکه باید فقط بر انگیزههای هزینهای تکیه کند یا سیاستهای سختگیرانهتری برای جلوگیری از دادههای غیرمالی اعمال شود.
جنگ نود بیتکوین: بیطرفی هسته در مقابل فیلترهای ناتس همچنان به بحثهای داغ دامن میزند

نبرد نودهای بیتکوین: ‘پول اول’ در برابر ‘دفتر کل خنثی’ به طور نظری در X اتفاق افتاده است
در ۱۷۴ پست منحصر به فرد X از ۲۷ اوت تا ۳ سپتامبر، حامیان BTC این اختلاف را حول اصول اولیه ترسیم کردند: آیا بیتکوین در وهله اول یک شبکه پولی است که بیطرفی آن نیازمند ترانزیت همه معاملات معتبر است، یا آیا اپراتورهای نود باید نرمافزاری را ترجیح دهند که الگوهای خاصی را در لایههای ممپول و ترانزیت برای منع دادههای بزرگ و غیرمالی فیلتر کند؟

در طول هفته گذشته، حامیان ناٹس بارها استدلال کردهاند که سیاستهای پیشفرض سختگیرانهتر یک محافظ عملی است و تغییر در اجماع نیست، با تأکید بر اینکه هر دو کلاینت بلوکهایی را که شامل کتیبهها و سایر معاملات معتبر هستند میپذیرند. استدلال آنها این است که ناٹس گزینههای پیکربندی بیشتری از “دکمههای” سیاست ارائه میدهد و به قوانین حامل داده سختگیرانهتر پیشفرض میدهد، که به اپراتورها اجازه میدهد فشار پهنایباند و ذخیرهسازی ناشی از دادههای غیرمالی را کاهش دهند بدون اینکه بلوکهای معتبر را رد کنند.

پستکنندگان تمایل به کور پاسخی دادند که بیطرفی نقطه پروتکل است: اگر یک معامله به اجماع معتبر باشد و بازار کارمزد فضای بلوک را قیمتگذاری کند، فیلترهای ترانزیت در لایه شبکه قضاوتهای ذهنی تحمیل میکنند. در این دیدگاه، رقابت هزینه—نه هیوریستیکهای سطح برنامه—توزیعکننده فضای کمیاب بلوک هستند؛ اولویتبندی سخت محتوای خطر تکهتکهسازی و ایجاد سابقه برای نگهبانی را ایجاد میکند.

یک تم کلیدی در پستهای دوستانه با ناٹس در X ادعای این بود که گسترش یا عقبنشینی از محدودیتهای ترانزیت (که اغلب حول اندازه بارپردازشی OP_RETURN مطرح میشود) میتواند به ذخیره پروندههای بسیار بزرگ کمک کند، که عملیات نود را هزینهبرتر میسازد و در شرایط افراطی که توسط بسیاری از حسابهای X در طول هفته گذشته ذکر شده، نگرانیهای اعتبار و قانونی را افزایش میدهد اگر محتوای توهینآمیز از طریق ممپولها منتقل شود. چندین پست استدلال کردند که فیلترها نوعی “بهداشت” هستند که میخواهند نودها را متمرکز بر دادههای پولی نگه دارند.

پاسخهای سمت کور هم کارآیی و هم ضرورت چنین فیلترهایی را زیر سوال بردند. یک خط استدلال میگفت فیلترهای ترانزیت آنچه را که ماینرها در بلوکها قرار میدهند کاهش نمیدهند و بنابراین کاری برای کاهش همترازی تاریخی یا جلوگیری از رسیدن دادهها به زنجیره نمیکنند؛ دینامیک کارمزدی، میگویند، برای گرانکردن پر کردن غیرمالی کافی است. این گروه تمایل داشتند فیلترهای سیاستی را بیاهمیت و بالقوه ایدئولوژیک ببینند.

قالببندی پول در برابر داده به شدت در طول هفته مورد توجه قرار گرفت. پستکنندگان حامی ناٹس میگفتند که بیتکوین باید به معاملات پولی اولویت دهد و انتقال گسترده دادهها را به تبدیل نودها به سرورهای فایل شخصی برای آپلودکنندههای ناشناس تشبیه میکردند. آنها انتخاب کلاینت را به عنوان رأی به دامنه بیتکوین مطرح کردند: پول اول، یا دفترکل عمومی داده. دیگران پاسخ دادند که بیتکوین “پولی” را در سطح اسکریپت تعریف نمیکند؛ معاملات فقط ساختارهایی هستند که توسط قوانین اجماع بررسی میشوند.

حامیان بیطرفی به طور مکرر اشاره کردند که هم کور و هم ناٹس بلوکهای به اجماع معتبر را میپذیرند، از جمله آنهایی که شامل اشارهها هستند، و استدلال کردند که تنظیم سیاست ممپول به عنوان جانشین برای اجماع میتواند کاربران را در مورد آنچه یک نود اجرا میکند، گمراه کند. در این قالببندی، تغییر کلاینتها دادهها را از زنجیره حذف نمیکند؛ تنها چیزی را که یک نود ترانزیت میکند یا نمایش میدهد تغییر میدهد.
آیا علاقهمند هستید که ماجرا چیست؟ این پست را برای اطلاعات بیشتر درباره بحث بخوانید.
برخی از پستکنندگان به اختلاف به عنوان مسائل حاکمیت و مشروعیت ارتقا دادند. یک زیر مجموعه استدلال کرد که ناٹس نشاندهنده یک تفکر “شبکهاول” است—توسعهدهندگان نرمافزار پیشنهاد میدهند، اما نودها تصمیم میگیرند؛ اگر کور تغییراتی بفرستد که شبکه رد کند، شبکه پیروز است. دیگران هر دو طرف را به تزریق فلسفه به ابزارها متهم کردند، اما بیشتر پستها در امتداد محور بیطرفی در برابر فیلتربندی قرار گرفتند.
این اختلاف سوالات عمیقتری درباره اینکه چگونه بیتکوین تکامل مییابد وقتی که تنوع کلاینتها نمایانتر میشود را منعکس میکند. با توجه به اینکه هم کور و هم ناٹس مسیرهای معتبر برای اپراتوران فراهم میکنند، بحث نشانهای از یک آزمون گستردهتر است: آیا سیاستهای متفاوت با ارائه انتخاب انعطافپذیری را تقویت میکنند، یا آیا پیشفرضهای متفاوت میتوانند درکها را از معنی اجرا کردن یک نود “بیطرف” بیتکوین را جداسازی کنند.
گفتگوهای داغ همچنین نشان میدهد که چگونه روایتهای فرهنگی بر ترجیحات فنی تأثیر میگذارند. حامیان تنها هزینههای پهنایباند یا کارایی فضای بلوک را وزن نمیکردند؛ آنها به هویت، حاکمیت، و اعتماد بلندمدت به شبکه اشاراتی داشتند. این نشان میدهد که اختلافهای آینده ممکن است به سوالات مشروعیت فراتر از کد گسترش یابد، با تعادل بین بیطرفی و دقت در شکلدهی مسیر بیتکوین به همان اندازه ارتقاهای پروتکل.














