استیبلکوینها بهعنوان پلی بین ارزهای فیات و اقتصاد کریپتو ایجاد شدند. و برای مدتی، آن پل استحکام داشت.
استیبلکوینهای شرکتی: مرز جدید یا گامی به سوی تمرکزگرایی؟

تغییر قدرت استیبلکوینها
USDT تتر به جفت معاملاتی غالب در اکثر صرافیها تبدیل شد، باوجود سالها بررسی در مورد اینکه آیا ذخایر آن واقعاً به صورت 1:1 توسط دلارهای آمریکایی یا داراییهای معادل مانند خزانهداری کوتاهمدت پشتیبانی میشود یا نه. USDC شرکت سرکل به دنبال آن آمد و از طریق شفافیت بیشتر، گواهیهای منظم و مشارکتهای نهادی رو به رشد اعتماد بیشتری کسب کرد.
شرکت سرکل اخیراً برای عرضه اولیه عمومی درخواست داده است، حرکتی که نشاندهنده هم مقیاس آن و هم نظارتی است که آماده است تحت آن عمل کند. DAI شرکت MakerDAO رویکردی غیرمتمرکزتر ارائه داد، با وثیقهگذاری توسط داراییهای کریپتو بهجای فیات. این مدلها کامل نبودند، اما بهنوعی با ارزشهای اصلی این صنعت همسو بودند.
اکنون ما شاهد ظهور نسل جدیدی از استیبلکوینها هستیم. نه از سازندگان کریپتوی بومی، بلکه از شرکتهای بزرگ و طرحهای مرتبط سیاسی. بانک آمریکا بهطور آشکار اعلام کرده که آماده است بلافاصله پس از دریافت مجوز نظارتی، استیبلکوینی پشتیبانیشده به دلار را راهاندازی کند. شرکت پیپل از طریق پکسوس PYUSD را راهاندازی کرده و آن را مستقیماً در پیپل و ونمو ادغام کرده است.
World Liberty Financial، که توسط خانواده ترامپ و دیگر سرمایهگذاران مرتبط سیاسی پشتیبانی میشود، USD1 را صادر کرده است. این بهعنوان کاملاً پشتیبانیشده توسط خزانهداری ایالات متحده و سپردههای نقدی تبلیغ میشود و BitGo بهعنوان نگهبان عمل میکند. بایننس گزارش شده که بهمبلغ 2 میلیارد دلار به حمایت از آن متعهد شده است. همچنین گزارش شده که آمازون و والمارت در حال بررسی ابتکارات استیبلکوین خود هستند که با توجه به پایگاه کاربری و نفوذ خردهفروشی آنها میتواند تأثیرات گستردهای داشته باشد.
باید انتظار داشته باشیم که در آینده نزدیک، بسیاری از استیبلکوینها راهاندازی شوند. قانون GENIUS که از مجلس گذشته و اکنون در حال پیشرفت به سمت رأی نهایی در سنا است، بهدنبال ایجاد چارچوب نظارتی واضحی برای صادرکنندگان استیبلکوین است. این شامل قوانین مربوط به پشتیبانی کامل ذخیره، استانداردهای افشای اطلاعات، نیازهای مجوز و ممیزیهای سالانه برای بزرگترین بازیکنان است. اگر به قانون تبدیل شود، میتواند به بانکها، فینتکها و بزرگترین برندهای مصرفکننده وضوح نظارتی بدهد که برای ورود به بازار بهطور جسورانهتری نیاز دارند.
برخی این را نشانهای از پیشرفت میدانند. استیبلکوینها برای همه شناخته شدهاند. موسسات قدیمی بالاخره به آن رسیدهاند. اما این به همین سادگی نیست.
صرفاً به این دلیل که یک توکن استیبلکوین نامیده میشود، به این معنا نیست که باز هم مانند دیگران عمل میکند. و وقتی این نام بیشتر به یک بازاریابی بدل میشود تا مکانیزم، ما یک مشکل داریم. ما قبلاً از فروپاشی ترا درس گرفتهایم. این فقط طراحی بد نبود. این شکست در انجام کار سخت شفافیت و مدیریت ریسک بود. این بخشی است که وقتی برندهای بزرگ وارد میشوند و اعتماد بهطور پیشفرض فرض میشود، فراموش میشود.
این درباره بستن دربها نیست. بگذارید شرکتها استیبلکوین راهاندازی کنند. بگذارید رقابت کنند. اما یک کوین پیپل را با یک ابزار عمومی اشتباه نگیریم. اینها محصولات شرکتی هستند. آنها برای تحقق اهداف کسبوکاری ساخته شدهاند، نه لزوماً منافع گستردهتر اکوسیستم کریپتو.
اگر یک استیبلکوین میتواند منابع شما را مسدود کند، مخارجتان را پیگیری کند، یا نحوه و مکان استفاده از آن را محدود کند، این بهمعنای ابزار مالی باز نیست. این یک دفترکل اجازهدار با رابطی دوستداشتنیتر است. این ممکن است برای بسیاری از کاربران مناسب باشد. اما با پیشرفت آن را اشتباه نگیریم.
بازار در نهایت تصمیم خواهد گرفت که چه چیزی برنده است. اما قبل از اینکه اعتماد خود را بسپاریم، ارزش این را دارد که پرسشهای اساسی بپرسیم. چه کسی سکه را کنترل میکند؟ چگونه پشتیبانی میشود؟ آیا ممیزی میشود؟ آیا میتواند از شما گرفته شود؟
پست زیر توسط بن فریدمن، رئیس فروش و توسعه کسبوکار Bitcoin.com نوشته شده است. او را در ایکس و لینکدین دنبال کنید.














