دولت بایدن که به رونق شغلی مشهورش افتخار میکرد، با تعدیلهای جدیدی از اداره آمار کار مواجه شد که حالا تقریباً ۲ میلیون شغل از سه سال گذشته را حذف کرده و ۹۱۱,۰۰۰ شغل دیگر را برای دوازده ماه منتهی به مارس ۲۰۲۵ کاهش داده است.
دو میلیون شغل، پووف: رونق «بایدنومیکس» بایدن با واقعیت مواجه میشود

بهبود بایدن چیست؟ اصلاحات BLS تفسیرهای شغلی بایدن را نابود کرد
Zerohedge، که مدتها درباره فرایند دادهسازی در واشنگتن به طنز پرداخته، به صراحت گفت: “۲ میلیون شغل از سه سال گذشته دولت بایدن اکنون تعدیل شدهاند. این علیرغم بزرگترین افزایش بدهیای است که تاکنون ثبت شده است.” و اضافه کرد: “این یک رسوایی دیگر از BLS است، و ترامپ در اخراج کمیسر BLS کاملاً حق داشت” و نتیجه گرفت: “تقریباً هیچگونه ایجاد شغلی در آخرین سال دولت بایدن وجود نداشته است.”
از یک دیدگاه اقتصادی، این اتهامنامه با مشوقهای پایه همخوانی دارد: هنگامی که ثبتکننده امتیاز همچنین ترویجدهنده است، شما ابتدا اطلاعیههای رسانهای درخشان دریافت میکنید و اصلاحات بیصدا بعداً انجام میشود. این اعداد فقط اختلافات در حاشیه نیستند. در ۹ سپتامبر، اصلاح معیار نهایی BLS نشان داد که کارفرمایان ۹۱۱,۰۰۰ شغل کمتر از تخمین پیشین برای آوریل ۲۰۲۴ تا مارس ۲۰۲۵ ایجاد کردهاند، که افزایشهای آن دوره را تقریباً یکسوم کاهش داده است.

این کاهش پس از تعدیلهای قبلی، از جمله کاهش اولیه ۸۱۸,۰۰۰ به مارس ۲۰۲۴ که Zerohedge چندین مرتبه در سال گذشته به آن اشاره کرده بود، آمده است. استراتژیست سیاسی محافظهکار اسکات جنینگز این داستان را اینگونه تفسیر کرد: “ترامپ یک بهمریختگی را به ارث برد. چه رسوایی مطلقی در سراسر.” حتی رئیس فدرال رزرو نیز احتیاط در آمار کل دستمزدها را اعلام کرد و گفت که او “ذهنی تمایل دارد آنها را بر اساس تنظیم QCEW تعدیل کند.”
بله، تعدیلها رخ میدهند: بهروزرسانیهای ماهانه و “معیارسازی” سالانه تخمینهای نظرسنجی را با دادههای مالیاتی مدیریتی تطبیق میدهند. اما مقیاس و ذات یکطرفه این تغییرات خود داستانی است. زیر بایدن، الگو به شدت به سمت تعدیلهای کاهشی خم شده بود، الگویی که به ندرت خارج از شوکهای بزرگ دیده میشود.
همه را جمع کنید و به عددی بیش از ۲ میلیون شغل از بینرفته در دوره ۲۰۲۳–۲۰۲۵ میرسید، آماری که به خوبی با رکورد وامگیری واشنگتن ترکیب میشود – تصویر سیاسیای که در آن مخارج افزایش مییابد در حالی که نتایج اندازهگیریشده بیسروصدا کوچک میشوند. در یک بازار، حسابداران بد ورشکست میشوند؛ در حکومت، آنها تعدیل میشوند. مخالفانی مانند Zerohedge به مدل “تولد-مرگ” – نوعی محاسبه BLS از تعداد مشاغل خالص از تولد و مرگ کسبوکارها – به عنوان ماشینی همواره خوشبین اشاره میکنند.
تحقیقات گلدمن نشان میدهد که در اواخر ۲۰۲۴ افزایش دستمزدها را حدود ۴۵,۰۰۰ در ماه بیش از حد برآورد کرده بود، در حالی که بانک استاندارد چارتر تخمین میزند که دادهها رشد واقعی شغلی را حدود ۷۰,۰۰۰ در ماه بیشتر از حد نشان دادهاند، در حالی که شرکتهای موجود از ابتدای ۲۰۲۴ هر ماه به ظاهری تنها ۲۵,۰۰۰ شغل اضافه کردهاند. فصلیها که به کندی “یاد میگیرند”، اختلافات ADP/BLS در بخش بهداشت و خطاهای تخمین مهاجرت/جمعیت این ابهام را تشدید میکنند و همه چیز باعث میشود که پیشبینیهای اولیه بالاتر بیایند و اصلاحات پایینتر وقتی واقعیت مداخله میکند.
درام را کنار بگذارید و با حقیقتی عادی با طعمی اخلاقی روبرو میشوید: مونوپولیها در اندازهگیری مونوپولیها در روایتاند. یک دولت که پرداخت را مجبور میکند و سپس تکلیف خود را درجهبندی میکند، همیشه وسوسه میشود که داستانهای قهرمانانه امروز را بگوید و فروتنی را برای فردا برنامهریزی کند.
بنابراین، بسیاری اصلاحات را به عنوان شفافیت به دست آمده جشن نخواهند گرفت، بلکه به عنوان آخرین اثبات اینکه جمعآوری متمرکز امتیازات یک خیر سیاسی است، نه یک اقتصادی. آیا اعتماد میخواهید؟ حقایق را از طریق یک مونوپولی تسویه نکنید. آیا شفافیت میخواهید؟ اول بشمارید، بعد چرخ دهید – یا بهتر، هرگز. بقیه فقط یک چرخه خبری دیگر در انتظار اصلاح آن هستند.
پس از آخرین تعدیل، وزیر خزانهداری ایالات متحده اسکات بسنت استدلال کرد که حقیقت این است که “رئیسجمهور ترامپ اقتصادی بسیار بدتر از گزارشها را به ارث برده و حق دارد بگوید فدرال رزرو با نرخهای بالا رشد را خفه میکند.”














