در یک چرخش شگفتانگیز، این شرکتهای عظیم وال استریت هستند که اکنون از تمرکززدایی، شفافیت و تثبیت اطلاعات حمایت میکنند، نه شرکتکنندگان در ارزهای دیجیتال.
داستان دو اردوگاه رمزنگاری

این سرمقاله از نسخه هفته گذشته هفته در بازبینی خبرنامه است. برای دریافت سریعترین فرصت سرمقاله، به خبرنامه هفتگی مشترک شوید.
اصول بنیانگذاری کریپتو توسط نهادها زنده نگه داشته میشوند
جهان درحال دستوپنجه نرم کردن با تعرفههای متغیر ترامپ و اثرات جانبی آنها از جمله تعرفههای متقابل، بازارهای پرنوسان و مشکلاتی در بازار اوراق قرضه حاکمیت ایالات متحده است. سرعت وقوع این تحولات گیج کننده است و اظهار نظر در مورد آنها را بیحاصل میسازد. روز بعد، جهان میتواند بسیار متفاوت به نظر برسد.
بنابراین، بجای آن، درباره روندی کندتر که در چند ماه گذشته مشاهده کردهام، مینویسم: همانطور که بخشهای بزرگی از کریپتو به تدریج شبیه به سدوم و عموره میشوند، مؤسسات مالی سنتی در حال پذیرش کریپتو هستند و به نظر میرسد که به دلایل درستی این کار را میکنند.
مؤسسات مالی سنتی که تاریخی احتیاطآمیز یا حتی بیتفاوت نسبت به کریپتو بودهاند، از اصول بنیادین کریپتو—تمرکززدایی، شفافیت و تثبیت اطلاعات—حمایت میکنند، در حالیکه بسیاری از مشارکتکنندگان جدید در کریپتو، که پس از سال ۲۰۲۰ وارد این فضا شدهاند، عمدتاً اصول اولیه را به نفع سودآوری و انگیزههای سودمحور رها کردهاند.
سران مؤسسات به طور منظم اکنون از ویژگیهای تحولی کریپتو تعریف میکنند. آنها به مزایای تمرکززدایی برای بهبود امنیت، شفافیت برای ایجاد اعتماد، و تثبیت برای حفاظت در برابر تقلب تأکید میکنند. این گفتار آنها را به جامعه کاربری قدیمی کریپتو نزدیکتر میکند تا شرکتکننده معمولی کریپتو امروز.
بهعنوان مثال میتوان به سرپرست داراییهای دیجیتال بلکراک، رابی میچنیک، اشاره کرد که در اجلاس دارایی دیجیتال درمورد اینکه چرا بلکراک با اتریوم برای BUIDL، یک صندوق بازار پول توکنیزه شده، شروع کرده است، گفت.
هیچ سؤالی نبود که بلاکچینی که برای توکنسازی از آن شروع میکردیم اتریوم باشد و این فقط یک چیز بلکراک نیست. این جواب پیشفرض طبیعی است. این واقعاً مهم است… مشتریان به وضوح انتخاب کردهاند که واقعاً ارزش تمرکززدایی، اعتبار و امنیت را میشناسند. و این یک مزیت بزرگی است که اتریوم همچنان دارد.
در مقابل، به نظر میرسد که بیشتر ورودیهای جدید کریپتو عمدتاً با شکگرایی و اشتهای بهرهبردارانه تعریف میشوند. نوعی نیهیلیسم کریپتو. البته از این دیدگاه دلایل بسیاری وجود دارد، اما یکی از آنها قطعاً به یک رشته از ناکامیها یا ناکامیهای تصور شده در صنعت کریپتو بازمیگردد. به کنار از کلاهبرداران جهانی مانند SBF، ریچارد هارت، و دو کوان، حتی پروژههای خوب غیرمتمرکز با مشکلاتی مواجه شدهاند.
اتریوم احتمالاً معروفترین آنهاست. در سال ۲۰۱۶، یک آسیبپذیری در DAO، یک صندوق سرمایهگذاری غیرمتمرکز اولیه، به یک مهاجم اجازه داد حدود ۶۰ میلیون دلار از ETH را تخلیه کند. در پاسخ، جامعه اتریوم به رهبری ویتالیک بوترین، رأی دادند تا یک فورک سخت بحثبرانگیز برای برگرداندن هک و بازگرداندن وجوه را اجرا کنند. اساساً، آنها زنجیره را به عقب برگرداندند و تثبیت اطلاعات را نادیده گرفتند.
بسیاری از پروژههای غیرمتمرکز دیگر در تلاش برآوردن وعدههای خود در زمینه تمرکززدایی با مشکل مواجه شدهاند. DAI، استیبلکوین غیرمتمرکز MakerDAO پس از سقوط بازار در مارس ۲۰۲۰ عمدتاً توسط استیبلکوینهای متمرکز پشتیبانی شد و ادعای مقاومت در برابر سانسور را زیر سوال برد. راهحلهای لایه دوم اغلب به عنوان کیفپولهای چندامضایی تجلیل شده فعالیت میکنند، جایی که کنترل در دست چند نفر باقی میماند. توقفهای مکرر شبکه سولانا و راهاندازیهای دستی آن ادعاهای تمرکززداییاش را به چالش کشیده است. اخیراً، Hyperliquid یک توکن را به قیمتی بسیار پایینتر از قیمت بازار فعلی پس از اینکه یک مهاجم سعی کرد یک بازار غیرنقد شونده در بورس را بهرهبرداری کند، حذف کرد. همه اینها ظاهراً به نظر میرسد که کریپتو به تمرکززدایی میبالد در حالیکه در واقع به آن توجهی ندارد.
این تغییر در فرهنگ کریپتو نیز به شدت تحت تأثیر تغییرات گستردهتر در احساسات است. در مواجهه با دلسردی اقتصادی، بیاعتمادی گسترده به نهادها و ناامنی مالی عمیق، جوانان به طور فزایندهای به تجارت سهام، املاک و مستغلات و کریپتو به عنوان وسیلهای برای فرار از چیزی که به نظر میرسد یک سیستم تبانی شده است، روی میآورند. از این منظر، اصول اولیه کریپتو مانند تثبیت اطلاعات میتواند سادهلوحانه یا حتی بیربط به نظر برسد.
از سوی دیگر، مؤسسات مالی سنتی که به کریپتو وارد میشوند از یک دیدگاه کاملاً متفاوت میآیند. اول از همه، آنها دیدگاه سریع ثروتمندشدن ندارند—آنها از قبل خیلی ثروتمند هستند. آنها به دنبال پروژههای کریپتویی میگردند و در آنها سرمایهگذاری میکنند که به ارزشافزایی بپردازند، نه بهرهبرداری.
دوم، آنها دارایی با اولویت زمانی پایین دارند، به این معنی که سرمایهگذاریها را در سالها و دههها اندازهگیری میکنند. در آن مقیاس زمانی میتوانید ببینید کریپتو یک نوآوری واقعی است که وعده فواید عملی قابل توجهی را میدهد. آنها از نبود پیشرفت ظاهری در چند سال گذشته ناراحت نمیشوند، زیرا پیشرفت عظیمی که در ۱۶ سال به دست آمده را میبینند.
سوم، این مؤسسات عملگراتر هستند. آنها درک میکنند که تمرکززدایی میتواند زمانبر باشد، به پیشرفت تمرکززدایی اتریوم از زمان فورک سخت، مجموعه اعتبارسنجی بسیار بهبود یافته سولانا، و اینکه Hyperliquid هماکنون شفافتر از هر بورس متمرکزی است، بنگرید.
بنابراین میتوان گفت که مؤسسات اکنون نسبت به تکنولوژی بسیار پرشورتر از بسیاری در کریپتو توییتر (CT) به نظر میرسند. این به این معنا نیست که من طرفدار مؤسسات در کریپتو هستم، چون من نسبت به آنها بسیار محتاط هستم. نه به این معناست که سریعاً به آنچه که لری فینکها درباره کریپتو میگویند باور کنم. چه کسی میداند که آیا آنها واقعاً به آنچه که میگویند ایمان دارند، اما حداقل از این بابت خوشحالم که یک کمپ مهم درون کریپتو همچنان از فضایل کریپتو حمایت میکند.
برچسبها در این داستان
انتخابهای بازی Bitcoin
425% تا 5 BTC + 100 چرخش رایگان














