استیبلکوینها، ارزهای دیجیتالی که به دلار ایالات متحده متصل هستند، از رونق زیادی برخوردار شدهاند، اما مقاومت آرام آنها تحت نظارت کمرنگ ممکن است نشاندهنده نقشی عمیقتر به عنوان آزمایشگاهی برای ارز دیجیتالی بانک مرکزی (CBDC) باشد.
CBDC در دید ساده: آیا استیبلکوینها نقشه پنهانی برای دلار دیجیتال ایالات متحده هستند؟

استیبلکوینها و ظهور خاموش دلار دیجیتال بانک مرکزی
این توکنهای مبتنی بر بلاکچین که برای حفظ ارزش ثابت طراحی شدهاند، نمایانگر آیندهای هستند که در آن دولتها میتوانند از زیرساختهای خود برای معرفی دلار دیجیتال کنترل شده توسط دولت استفاده کنند. با تلاش ایالات متحده با مشکلات مربوط به یک CBDC، استیبلکوینهایی مانند USDT تتر و USDC سرکل، که با دخالت نسبتاً کم دولت رشد کردهاند، سوالاتی را مطرح میکنند درباره اینکه آیا آنها به طور ناخواسته نمونههای اولیهای برای یک تحول مالی گستردهتر و متمرکز هستند؟
استیبلکوینها بر اساس یک فرضیه ساده عمل میکنند: آنها ارزهای دیجیتالی هستند که به یک ارز فیات، معمولاً دلار آمریکا، متصل هستند تا از نوساناتی که داراییهایی مانند بیت کوین یا اتریوم را دربرمیگیرند جلوگیری کنند. توسط شرکتهای خصوصی صادر میشوند و با ذخایر نقدی، اوراق قرضه، یا سایر داراییها پشتیبانی میشوند، و اطمینان میدهند که ارزش ۱:۱ با دلار حفظ میشود. USDT تتر، بزرگترین استیبلکوین، و USDC که توسط سرکل صادر میشود، بر بازار تسلط دارند و میلیاردها در تراکنشهای روزانه در سراسر پلتفرمهای مالی غیرمتمرکز (DeFi)، حوالجات و تجارت جهانی را تسهیل میکنند.
کاربرد آنها در توانایی ادغام سرعت و شفافیت بلاکچین با ثبات ارز سنتی است، و آنها را محبوبی میان طرفداران رمزارزها و نمونهای بالقوه برای بانکهای مرکزی که به دنبال ارزهای دیجیتال هستند، میسازد. دولت ایالات متحده مدتهاست علاقه خود را به یک CBDC، نسخه دیجیتالی دلار که توسط فدرال رزرو صادر و کنترل میشود، ابراز کردهاست. بر خلاف استیبلکوینها، یک CBDC به طور مستقیم بدهی بانک مرکزی خواهد بود، و کنترل بینظیری بر سیاست پولی، پیگیری تراکنشها و نظارت مالی ارائه میدهد.
طرفداران استدلال میکنند که میتواند پرداختها را سادهتر کند، هزینهها را کاهش دهد و شمول مالی را افزایش دهد. منتقدان، اما، هشدار میدهند ن
سب به فرسایش حریم خصوصی، خطرات نظارتی و احتمال کنترل بیسابقه دولتها بر روی مخارج فردی. دستورالعمل اجرایی دولت بایدن در سال 2022 درباره داراییهای دیجیتال، رفتن به بررسی امکانپذیری CBDC توسط سازمانها را به عهده داشته است، و فدرال رزرو به بررسی تأثیرات آن از طریق پروژههایی مانند پروژه همیلتون پرداخته است. با این حال، پیادهسازی CBDC از ابتدا یک وظیفه سنگین است—مگر اینکه زیرساختها قبلاً وجود داشته باشند.

ورود استیبلکوینها که به طور آرامی اسکلتی برای یک دلار دیجیتال ساختهاند. شبکههای بلاکچین آنها، سیستمهای کیف پول و ادغام با صرافیهای جهانی یک اکوسیستم آماده را فراهم میکند. تتر و USDC، به عنوان مثال، بر روی بلاکچینهای عمومی مانند اتریوم عمل میکنند، که امکان تراکنشهای بدون نقص و تقریبا فوری بین مرزها را فراهم میکنند. آنها از مناطق خاکستری نظارتی از زمان آغاز کار پیمایش کردند. این مقاومت نشاندهنده پذیرش ضمنی توسط ناظران است، که ممکن است تحت شرایط واقعی مشاهده کنند که چگونه این سکهها عمل میکنند—شاید به عنوان یک آزمایش برای یک CBDC.
شباهتهای بین استیبلکوینها و یک CBDC بالقوه شگفتانگیز است. هر دو بر روی دفترهای دیجیتالی برای ردیابی تراکنشها متکی هستند، هر دو برای همارزی با دلار هدف دارند، و هر دو نیازمند اعتماد به پشتیبانی صادرکننده خود هستند. یک CBDC میتواند تئوریکاً از معماری استیبلکوین استفاده کند و صادرکنندگان خصوصی را با فدرال رزرو جایگزین کند. این انتقال ممکن است یک راهکار رونق مخفی باشد که نیاز به ساخت یک CBDC از نو را دور بزند. با استفاده از چارچوبهای استیبلکوین موجود، فدرال رزرو میتواند یک دلار دیجیتال را با حداقل اخلال پیاده کند، با استفاده از فناوریهای آشنا برای تقویت پذیرش عمومی و نهادی. سوال این است که آیا این قبلاً در معرض دید انجام میشود.

برخی از منتقدان معتقدند که قانون GENIUS به عنوان یک روزنه پنهانی برای CBDC عمل میکند زیرا یک چارچوب برای بانکها ایجاد میکند که استیبلکوینهای متصل به دلار صادر کنند که میتوانند شبیه به یک دلار دیجیتال تحت کنترل دولت عمل کنند، به طور بالقوه امکان نظارت و کنترل دولت بدون صدور مستقیم فدرال رزرو فراهم میکند. با اجازه دادن به بانکهای دارای منشور فدرال برای صدور استیبلکوینها تحت نظارت دقیق نظارتی، قانون میتواند یک شبکه قابل تعامل از ارزهای دیجیتال خصوصی که قابلیتهای CBDC را منعکس میکنند، ایجاد کند.
نماینده. مارژوری تیلور گرین گفت او به قانون GENIUS رای منفی داد زیرا یک مورد کلیدی را حذف کرده بود: ممنوعیت جلوگیری از CBDC. پیامدهای چنین حرکتی میتواند عمیق باشد. یک CBDC که بر پایه زیرساخت استیبلکوین ساخته شدهاست میتواند به فدرال رزرو دید بیسابقهای به تراکنشها بدهد و به احتمال زیاد نیاز به کیفهای پول دیجیتالی متصل به هویتهای تأیید شده دارد. برخلاف نقدینگی، که ناشناس است، یک CBDC میتواند پیگیری حرکت هر دلار را انجام دهد و نگرانیهای حریم خصوصی را برانگیزد. استیبلکوینها در حال حاضر از طریق صرافیها و ارائهدهندگان کیف پول اطلاعات کاربر را جمعآوری میکنند، یک عملی که میتواند تحت یک CBDC گسترش یابد.

علاوه بر این، یک بانک مرکزی میتواند CBDC را برنامهریزی کند تا سیاستها را اجرا کند—مانند نرخهای بهره منفی یا محدودیتهای هزینهای—که به طور مستقیم بر چگونگی استفاده افراد از پول تأثیر بگذارد. قابلیتهای قرارداد هوشمند استیبلکوینها، که تراکنشهای برنامهریزیشده را امکانپذیر میسازند، میتوانند به عنوان الگویی برای چنین کنترلهایی عمل کنند. شکاکان ممکن است استدلال کنند که استیبلکوینها بسیار غیرمتمرکز هستند تا به عنوان نمونههای اولیه CBDC عمل کنند. در نهایت، بلاکچینهای آنها اغلب بدون مجوز هستند، به این معنا که هر کسی میتواند بدون نگهبانها شرکت کند.
اما این امر نکات ضعف مرکزی را نادیده میگیرد: صادرکنندگان مدیریت ذخیره را کنترل میکنند و صرافیها رعایت قوانین مبارزه با پولشویی (KYC) را اعمال میکنند. یک CBDC میتواند کارایی بلاکچین را با جایگزینی صادرکنندگان خصوصی با فدرال رزرو، متمرکز کند. دولت میتواند همچنین قابلیت تعامل بین استیبلکوینها و یک CBDC آینده را اجبار کند، ایجاد سیستمی ترکیبی که در آن توکنهای خصوصی راه را برای تسلط دولتی هموار کنند.
زمینه جهانی به این نظریه اهمیت فوری میبخشد. یوان دیجیتال چین هماکنون در حال آزمایش است و کشورهایی مانند باهاماس و نیجریه CBDC خود را راهاندازی کردهاند. ایالات متحده با خطر عقب ماندن در رقابت برای تعریف آینده پول مواجه است، به ویژه که استیبلکوینهایی مانند تتر بر پرداختهای میانمرزی در مناطقی با ارزهای ناپایدار تسلط دارند. اگر ایالات متحده زیرساخت استیبلکوینها را در CBDC ادغام کند، میتواند تسلط جهانی دلار را حفظ کند و با ارزهای دیجیتال خارجی مقابله کند.

این مزیت استراتژیک ممکن است توضیح دهد که چرا ناظران اجازه دادهاند که استیبلکوینها با وجود خطراتشان رشد کنند. پذیرش عمومی همچنان یک مانع است. استیبلکوینها اعتماد کاربران رمزارزها را دارند، اما یک CBDC میتواند به دلیل ترس از نظارت با واکنش منفی مواجه شود. دولت میتواند این نگرانی را با شناخت یک CBDC به عنوان یک تکامل از استیبلکوینها کاهش دهد و بر آشنایی و ثبات تأکید کند. به عنوان مثال، شفافیت یک سکه دلار محبوب و پشتیبانی از ذخایر میتوانند به عنوان یک مدل برای اطمینان بخشی به کاربران عمل کنند که دلار دیجیتال به همان اندازه قابل اعتماد است.
در عین حال، صادرکنندگان استیبلکوینها ممکن است از این ادغام استقبال کنند، زیرا میتواند نقش آنها را در یک سیستم مورد تائید دولت تثبیت کند، و آنها را از حملات نظارتی آینده محافظت کند. را
ه به سمت CBDC با چالشهای فنی و سیاسی فراوانی مواجه است، اما استیبلکوینها یک راه کوتاه جذاب به حساب میآیند. پذیرش گستردهی آنها، زیرساختهای آزمایششدهشان، و مقاومت نظارتیشان در دههی گذشته آنها را به کاندیداهای ایدهآل برای یک انتقال مخفی تبدیل میکند.
آیا این عمدی است یا نه، بقای تتر و USDC در میان مسائلی مانند آییننامهای، با نزولی نزدیک فدرال رزرو به یک CBDC، مرز بین استیبلکوینهای خصوصی و ارزهای تحت کنترل دولت محو میشود، و یک سوال اساسی را به وجود میآورد: آیا ما همچنین از نمونه اولیه برای آینده پول استفاده میکنیم؟














