میزگردی با پورتر استوول (مدیرعامل، W3.io)، اودی شریدان (مدیر فناوری، W3.io)، برایان فریمن (مدیرعامل، Creatorland)، و جیانکارلو روما (کارشناس ارشد توسعه کسبوکار، Ava Labs)
از صندوق ورودی تا درآمد: W3.io در حال ساخت ریلهای دیجیتالی است که سازندگان را به بیتکوین هدایت میکند

اقتصاد خالقان اکنون صنعتی ۲۵۰ میلیارد دلاری است — و همچنان با نرخی چهار برابر رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا شتاب میگیرد. اما برای بیشتر خالقان، این رقم تیترگونه همچنان دستنیافتنی است. مسیرهای معامله آنها در صندوقهای ورودی ایمیل زندگی میکند، نرخهایشان بر اساس حدسوگمان است، و بار اداریِ اداره یک کسبوکار رسانهای تکنفره ساعتهایی را میبلعد که باید صرف خلق کردن شود. در همین حال، زیرساختی که پلتفرمهای وابسته به آن را نیرو میدهد مدتهاست تحت سلطه ارائهدهندگان متمرکز ابر بوده که چیزی را دریافت میکنند که صنعت بیسر و صدا آن را «مالیات ابر» نامیده است.
این محاسبه در حال تغییر است. W3.io اخیراً Dealsync را برای Creatorland راهاندازی کرده است — یک موتور مذاکره و اولویتبندی معاملاتِ مبتنی بر هوش مصنوعی که بر روی پشتهای زیرساختیِ غیرمتمرکز و بیسابقه ساخته شده و Avalanche، Space and Time، و W3 Cloud را با هم ترکیب میکند. نتیجه: هزینههای محاسباتی هوش مصنوعی در محیط تولید به کمتر از ۱٪ قیمتگذاری هایپراسکیلرهای قدیمی رسیده، سیستمی که قادر است میلیونها ایمیل خالق را بهصورت بلادرنگ پردازش کند، و یک نقشه راه روشن برای اینکه فناوری غیرمتمرکز چگونه میتواند ستون فقرات نسل بعدی کسبوکار دیجیتال باشد.
Bitcoin.com با چهار معمار این پروژه نشست تا درباره آنچه ساختهاند، چرایی ساخت آن، و مسیری که نشان میدهد گفتگو کند؛ برای خالقان، برای اکوسیستم گستردهتر Web3، و برای آینده پسانداز دیجیتال.
گلوگاه پنهان اقتصاد خالقان
اقتصاد خالقان اکنون بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود و همچنان با سرعت رشد میکند. چه چالشهای ساختاری در این صنعت به توسعه Dealsync منجر شد؟
پورتر استوول، مدیرعامل، W3.io:
اگر از یک خالق میخواستید ظرف یک سال درآمدش را ۱۰ برابر کند، چطور این کار را انجام میداد؟ حل این مسئله سخت است چون زمان به بزرگترین گلوگاه آنها تبدیل میشود. Dealsync برای مقیاسدادن به یک خالق فردی ساخته شد تا بتواند به چنین هدفی برسد. زمان کمتر صرف توسعه کسبوکار و پرداختها، زمان بیشتر برای خلق کردن!
خالقان امروز هنگام مدیریت همکاریهای برند و مذاکرات با چه چالشهای عملیاتی مواجهاند؟
برایان فریمن، مدیرعامل، Creatorland:
بزرگترین چالش عملیاتی این است که خالقان کسبوکارهای واقعی را با ابزارهایی اداره میکنند که برای این کار طراحی نشدهاند. صندوق ورودی ایمیلشان مسیر معاملاتشان است، دایرکتها (DM) نقش CRM آنها را دارد، و مدیاکیتشان یک PDF است که اگر یادشان باشد هر چند هفته یکبار دستی بهروزرسانیاش میکنند.
ما صندوقهای ورودیای را دیدهایم با ۳۰۰ تا ۵۰۰ ایمیل در هفته که در آن معاملات واقعی برند زیر لایهای از اسپم، پیامهای سرد، و اعلانهای پلتفرمی دفن میشوند. و بعد عدم تقارن اطلاعاتی است — خالقان کورکورانه عمل میکنند. نمیدانند نرخ منصفانه چگونه به نظر میرسد، نمیدانند همتایانشان چه مبلغی میگیرند، و دیدی ندارند نسبت به اینکه کدام برندها فعالانه دنبال همکاری هستند.
چرا ابرِ سنتی نمیتوانست از این چشمانداز پشتیبانی کند
توسعه اولیه Dealsync با محدودیتهایی در ارائهدهندگان ابر سنتی روبهرو شد. با چه چالشهایی مواجه شدید؟
اودی شریدان، مدیر فناوری، W3.io:
ابرِ قدیمی شما را مجبور به انتخاب سطوح ظرفیتِ سختگیرانه میکند. مجبور میشوید بیشتأمین کنید چون راه دیگری ندارید، بعد هم چه استفاده کنید چه نکنید، هزینهاش را میپردازید. هرچه اپلیکیشن شما بومیترِ هوش مصنوعی باشد، اقتصادش بدتر میشود. وقتی Creatorland حین ساخت Dealsync پیش ما آمد، تجربهشان دقیقاً تأیید کرد همان چیزی را که ما W3 را برای حلش ساخته بودیم. رویکرد ما اساساً متفاوت است: زیرساخت خودِ پروتکل است. لایه محاسباتی جداگانهای برای تأمین، نگهداری یا مدیریت وجود ندارد.
زیرساخت GPU غیرمتمرکز چگونه تا ۵۰٪ کاهش هزینه را در حالی که عملکرد و مقیاسپذیری حفظ میشود، محقق میکند؟
اودی شریدان، مدیر فناوری، W3.io:
W3 ظرفیتِ استفادهنشده CPU و GPU را تجمیع میکند و کارهای استنتاج را بهصورت پویا مسیردهی میکند. نه تأمین ثابت، نه حاشیه سود واسطه. مقیاسپذیری ذاتی شبکه است: W3 بهجای ارتقای عمودیِ زیرساخت ثابت، با افزودن نودها بهصورت افقی مقیاس میگیرد، بنابراین ظرفیت همراه با تقاضا رشد میکند نه جلوتر از آن.
W3 Cloud چه مزایایی ارائه داد که ساختن روی زیرساخت غیرمتمرکز را به انتخابی روشن تبدیل کرد؟
برایان فریمن، مدیرعامل، Creatorland:
همهچیز با اقتصاد هزینه شروع شد و به چیزی بزرگتر تکامل یافت. تستهای A/B اولیه ما نشان داد هزینههای استنتاج و تحلیل W3 کمتر از ۵٪ چیزی است که همان محاسبات روی زیرساخت هایپراسکیلر فعلیمان برای ما هزینه داشت. در تولید، بیشتر شبیه کمتر از ۱٪ به نظر میرسد. در مقیاس، این یعنی میلیونها صرفهجویی؛ یعنی آزمایشهای بیشتر، محصول بهتر، و قیمت پایینتر برای کاربرانمان.
W3 مسیرِ اساساً متفاوتی ارائه میدهد: محاسباتِ پیوسته و بادوام، تغذیهشده توسط زیرساخت توزیعشده در سراسر جهان.
ساختهشده برای کسبوکار: پیوند با Avalanche
چه چیزی Avalanche را به گزینهای طبیعی برای پلتفرم Dealsync تبدیل کرد؟
جیانکارلو روما، کارشناس ارشد توسعه کسبوکار، Ava Labs:
Avalanche برای کمک به کسبوکارها طراحی شده تا بهصورت کارآمد و قابلاتکا فعالیت کنند. دلیل واقعیِ تناسب بالای Avalanche تمرکز آن بر امکانپذیر کردن فعالیت کسبوکارهای واقعی روی بلاکچین بدون اصطکاک است.
ما بهطور فعال در حال ساخت ریلهای مالیِ تعبیهشده هستیم — اپلیکیشنهای مالی واقعی که روی زیرساخت غیرمتمرکز اجرا میشوند. W3 یکی از تیمهایی است که تحقق این امکان را ممکن میکند؛ نرمافزار تولیدی ارائه میدهد که هوش مصنوعی، پرداختها، انطباق، و تسویه را در گردشکارهایی به هم وصل میکند که شرکتها واقعاً میتوانند مستقر کنند.
شما Dealsync را «زیرساخت Web3 در تراز عملکرد» توصیف کردهاید. این در عمل یعنی چه، و چه تفاوتی با نحوهای دارد که امروز معمولاً درباره Web3 صحبت میشود؟
پورتر استوول، مدیرعامل، W3.io:
Dealsync یک محصول واقعی است که حجم واقعی را روی زیرساخت غیرمتمرکز پردازش میکند. این همان چیزی است که وقتی میگوییم در تراز عملکرد منظور داریم. Web3 امروز هنوز در یک تز سرمایهگذاری گیر کرده است. بیشتر مردم فکر میکنند فقط برای ترید و سفتهبازی خوب است. اما زیرساخت تا جایی بالغ شده که شرکتها آن را انتخاب میکنند چون در طول زمان مدل کسبوکارشان را بهتر میکند، نه چون مجبورند به آن تن بدهند. «در تراز عملکرد» دقیقاً یعنی همین: هزینه، سرعت و قابلیتاعتمادی که در شاخصهای مهم با ابر قدیمی رقابت میکند یا از آن بهتر است.
W3 چگونه Avalanche، Space and Time، و W3 Cloud را به یک سیستم یکپارچه برای کاربران نهایی ارکستره میکند؟
اودی شریدان، مدیر فناوری، W3.io:
هر مؤلفه نقش مشخصی دارد. Avalanche تسویه با توان عملیاتی بالا و تأخیر کم را فراهم میکند. Space and Time دادههای قابلراستیآزماییِ رمزنگاریشده ارائه میدهد، بنابراین وقتی Dealsync یک توصیه معاملاتی را نمایش میدهد، دادههای زیربنایی زنجیره حضانتِ قابل اثبات دارند. W3 بالای هر دو قرار میگیرد و نقش ارکستراتور فعال را دارد و درباره مسیردهی، اجرا و تسویه در سراسر پشته بهصورت بلادرنگ تصمیم میگیرد. از منظر کاربر نهایی، همهچیز یک محصول یکپارچه است.
این همکاری درباره آینده اپلیکیشنهای مبتنی بر هوش مصنوعی روی زیرساخت غیرمتمرکز چه چیزی را نشان میدهد — و معماری ماژولار تا چه حد برای رسیدن به آن مهم است؟
جیانکارلو روما، کارشناس ارشد توسعه کسبوکار، Ava Labs:
نشان میدهد که بلاکچین دارد از نظریه به استفاده روزمره کسبوکار منتقل میشود. چیزی که اکنون میبینیم تغییر به سمت استفاده از بلاکچین بهعنوان لایه بکاند است که نحوه کارکرد محصولات را بهبود میدهد، بهخصوص وقتی با هوش مصنوعی ترکیب شود. هوش مصنوعی تصمیمگیری را پیش میبرد، زیرساخت از آن فرآیند پشتیبانی میکند، و بلاکچین بخش مالی را مدیریت میکند. این حلقه کامل دارد از مفهوم به استفاده واقعی نزدیک میشود.
نسل بعدی اپلیکیشنها بیشتر شبیه پشتههای نرمافزاری مدرن ساخته خواهند شد، جایی که فناوریهای مختلف بخشهای مختلف گردشکار را پوشش میدهند. کاربر نیازی ندارد هیچکدام از آن پیچیدگیها را ببیند — فقط پلتفرمی را تجربه میکند که سریعتر، قابلاتکاتر، و آسانتر برای استفاده است.
خالقان بهعنوان پساندازکننده: مسیر به سوی بیتکوین
مدل هوش مصنوعی Dealsync روی بیش از ۳۰ میلیون نقطه داده آموزش دیده است. این داده چگونه روش ارزیابی و مذاکره معاملات برند را بهبود میدهد؟
برایان فریمن، مدیرعامل، Creatorland:
ارزش اصلی در حال حاضر تشخیص الگو در میان هزاران صندوق ورودی خالق است. در صندوقهای ورودی بیش از ۷۰۰ کاربر بتای اولیهمان، بیش از ۳۱ هزار معامله برند، ۱۱,۶۰۰ برند یکتا، و ۱۲,۷۰۰ مخاطب یکتای برند را شناسایی کردهایم. بخش قابلتوجهی از آن معاملات بیپاسخ مانده بود چون خالقان آنها را در شلوغی صندوق ورودی گم کرده بودند.
در ادامه، این میتواند معیارگذاری نرخها و در نهایت کمک به مذاکره را تغذیه کند — جایی که میتوانیم زمینه مرتبطی را مثل «این برند معمولاً برای این نوع محتوا X پرداخت میکند» بر اساس داده واقعی معاملات نشان دهیم، نه حدسوگمان.
شما درباره تبدیل شدن خالقان به پساندازکننده بهجای صرفاً درآمدزا صحبت کردهاید. Dealsync چگونه صنعت را به آن سمت میبرد — و بیتکوین در این تصویر کجا قرار میگیرد؟
پورتر استوول، مدیرعامل، W3.io:
Dealsync مشکل اول را حل میکند: کمک به خالقان برای یافتن و بستن معاملات بیشتر در زمان کمتر. یافتههای اولیه نشان میدهد Dealsync در هر صندوق ورودی خالق، ماهانه بیش از ۱,۰۰۰ دلار فرصتهای پنهان یا از دسترفته را آشکار میکند — معاملاتی که زیر شلوغی صندوق ورودی دفن شده بودند و خالقان هرگز از آنها باخبر نمیشدند. این را روی ۱۰۰,۰۰۰ کاربر مقیاس بدهید و اعداد خیلی سریع شروع به مرکب شدن میکنند. اما بستن معامله فقط نصف ماجراست. خالقان هنوز نیاز دارند سریع با کارمزد کم پول دریافت کنند و همچنین جاهایی لازم دارند تا درآمد جدیدشان را قرار دهند، و اینجاست که لایه بعدیِ چیزی که در حال ساختنش هستیم وارد میشود.
Dealsync نقطه ورود است. با حل مشکلی که خالقان همین حالا دارند — پیدا کردن و مدیریت معاملات برند — آنها را روی ریلهای دیجیتال میآورد. وقتی روی آن زیرساخت کار میکنند، میتوانیم ابزارهای پرداخت و پسانداز را اضافه کنیم تا پولشان پربازدهتر کار کند. وقتی خالقان روی ریلهای دیجیتال پسانداز میکنند، ما قویاً باور داریم همه مسیرها به بیتکوین ختم میشود. اکنون میتوانیم بهآرامی ۵۰۰ میلیون خالق را به ریلهای دیجیتال منتقل کنیم و در نهایت به خودِ بیتکوین برسانیم.
گام بعدی چیست
راهاندازی Dealsync فراتر از انتشار یک محصول است. این یک اثبات مفهوم برای یک تز زیرساختی جدید است — تزّی که در آن محاسبات غیرمتمرکز، داده قابلراستیآزمایی، و زنجیرههای تسویه با توان عملیاتی بالا، بلوکهای سازنده آرمانی نیستند، بلکه ابزارهای در تراز تولیدند که از همتایان متمرکز خود در هزینه، سرعت و تابآوری بهتر عمل میکنند.
برای اقتصاد خالقان، این یک مسیر ورود واقعی به ریلهای مالی دیجیتال را نمایندگی میکند. برای اکوسیستم گستردهتر Web3، یک مدل عملی ارائه میدهد از اینکه پروتکلهای ماژولار وقتی با مسائل واقعی کسبوکار کنار هم چیده شوند چه دستاوردی دارند. و برای جامعه جهانی ۵۰۰ میلیون خالق — بسیاری از آنها که هرگز به ابزارهای مالی حرفهای دسترسی نداشتهاند — ممکن است نخستین گام به سوی چیزی بادوامتر باشد: مسیر به سوی بیتکوین.
برای آشنایی بیشتر با W3 و Dealsync، به w3.io مراجعه کنید.
_________________________________________________________________________
Bitcoin.com هیچ مسئولیت یا تعهدی را نمیپذیرد و در قبال هیچگونه زیان، خسارت، ادعا، هزینه یا مخارج از هر نوع، چه واقعی، چه ادعایی یا تبعی، که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از یا مرتبط با استفاده از، یا اتکا به، هرگونه محتوا، کالا یا خدماتِ ارجاعشده در این مقاله باشد، مسئول نخواهد بود. هرگونه اتکای انجامشده به چنین اطلاعاتی صرفاً بر عهده خواننده و با مسئولیت خود اوست.














