الک گوه سرپرست HTX Ventures، بازوی سرمایهگذاری جهانی صرافی ارز دیجیتال HTX است. در این مقاله، الک استدلال میکند که همگرایی عوامل هوش مصنوعی و وب3 دارای پتانسیل تحولی است، اما نیاز دارد این صنعت از اشتباهات رایج در ارزهای دیجیتال پرهیز کند.
عوامل هوش مصنوعی میتوانند به پیشرفت بعدی کریپتو تبدیل شوند - اگر از هیاهو به سمت کاربرد عملی حرکت کنیم.

ایجاد ارزش پایدار در کریپتو + هوش مصنوعی
من در چندین چرخه بازاری در فضای داراییهای دیجیتال حرکت کردهام—بیشتر آنها توسط روایتها و پیشرفتهای تکنولوژیک واقعی هدایت شدهاند. تنها تعداد کمی از آنها بازی را بهطور کامل تغییر دادند.
در شش ماه گذشته، به وضوح دریافتم که تقاطع عوامل هوش مصنوعی و وب3 پتانسیل دربرگیری هر دو عنصر را دارد، اما تنها در صورتی که این بخش بتواند فراتر از خردهبازاریهای اولیه حرکت کند و برای ارزش طولانی مدت برای کاربران نهایی بسازد.
ما قبلاً این داستان را دیدهایم. در سال ۲۰۱۷، رونق ICO از هر گونه توسعه محصول معنیدار پیشی گرفت. در سال ۲۰۲۱، NFT ها به جریان اصلی وارد شدند قبل از اینکه بسیاری از پلتفرمها حتی ساختار زیربنایی برای سازندگان و جمعآورندگان بسازند. در هر دو حالت، تصحیح به همان سرعتی که صعود بود، صورت گرفت.
انفجار اخیر توکنهای Agent AI یک قوس مشابه را دنبال کرد. دهها پروژه تحت نام «کریپتو + هوش مصنوعی»، جذب سرمایههای بزرگ و توجه عمومی شدند. برخی طی هفتهها به ارزشگذاری میلیارد دلاری رسیدند. اما همانطور که در چرخههای گذشته دیده شد، سرمایهگذاری خردهبازاری به تنهایی اکوسیستمهای پایدار ایجاد نمیکند. با فروکش کردن اشتیاق سرمایهگذاران، استفاده کاربران نیز کاهش یافت و بیشتر اقتصادهای توکنی اولیه برای حفظ اهمیت خود تلاش داشتند.
با این حال، در میان آن نوسان چیزی تغییر کرد.
در Q4 2024، Deepseek یک پیشرفت فنی را معرفی کرد که توجه تیم ما در HTX Ventures را به خود جلب کرد: یک مدل بزرگ مقیاس که به طور کامل از طریق یادگیری تقویتی آموزش دیده بود و هیچ وابستگی به دادههای برچسبگذاریشده انسانی نداشت. به زبان عملی، این به طرز چشمگیری هزینه توسعه عاملهای هوشمند خودکار را کاهش میدهد. برای اولین بار، امکان بهکارگیری عوامل هوش مصنوعی در سراسر وب3 با مقیاسپذیری و انطباقپذیری بدون زیرساختهای سنگین معمول در توسعه هوش مصنوعی فراهم شد.
این تغییر اهمیت دارد. اگر کریپتو قرار است وعده خود را به عنوان یک لایه مالی غیرمتمرکز، بدون نیاز به اجازه و برنامهپذیر انجام دهد، آنگاه عاملهای قادر به تصمیمگیری مستقل به زیرساخت اساسی تبدیل خواهند شد. با این وجود، هنوز فاصله زیادی تا آن چشمانداز داریم.
آنچه مرا نگران میکند این است که ما بار دیگر در خطر اشتباه گرفتن حرکت با بلوغ هستیم. تعداد انگشتشماری از چارچوبهای امیدوارکننده مانند الیزا شروع به ارائه ابزارهای عامل ترکیبی در اترئوم، سولانا و TON کردهاند. لانچپدهایی مانند Virtual و Clanker به توزیع توکن سرعت بخشیدهاند. محصولات در سطح برنامه مانند GRIFFAIN و NEUR در حال آزمایش با ابزارهای مدیریت دارایی و حاکمیت مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. اما اینها همچنان سیگنالهای اولیه هستند، نه سیستمهای اثباتشده.
بسیاری از پروژههای عامل هوش مصنوعی هنوز برای خردهبازاری طراحی شدهاند، نه برای پایداری. و اگر این روند ادامه یابد، با یک چرخه دیگر فرار سرمایه، انتظارات برآورده نشده و پیشرفت به تأخیر افتاده مواجه خواهیم شد.
این یک فرصت از دست رفته خواهد بود.
زیرا موارد استفاده واقعی هستند. استراتژیهای دیفای که برای اکثر کاربران بسیار پیچیده هستند، میتوانند از طریق مدیران پورتفوی خودکار ساده شوند. سیستمهای حاکمیتی میتوانند با عاملهایی که پیشنهادها را تحلیل میکنند، پیشینه را ارزیابی کرده و بر اساس ارزشهای تعریفشده توسط کاربران رأی میدهند، بهبود یابند. و اتوماسیون زنجیرهای میتواند از طریق عوامل عملکننده بر اساس نیت کاربر بینقص شود.
در هر یک از این حالتها، نیاز فرضی نیست—بلکه همین الان وجود دارد. آنچه کمبود داریم اجرای مستمر، حفظ کاربر و اقتصاد توکن عملیاتی است.
پس از اینجا به کجا میرویم؟
اول، ما باید پروژههای عامل هوش مصنوعی را به همان سطح دقتی که به پروتکلهای دیفای و زیرساختها اعمال میکنیم، مورد بررسی قرار دهیم. این با عبور از روایتهای مبهم به چارچوبهای پروژه دقیق شروع میشود—پرسشهای دشوار اما ضروری مانند:
- کاربران چه کسانی هستند؟
- چگونه ابزاری ضروری ارائه میدهد؟
- درآمد کجاست؟
- پروتکل پس از اتمام مشوقهای توکن چگونه مرتبط باقی خواهد ماند؟
پروتکلها باید نه تنها پتانسیل فنی، بلکه استفاده واقعی، مدلهای درآمدی پایدار و تأثیر قابل سنجش را نشان دهند. این تفاوت بین یک اثبات مفهوم و یک پروتکل ارزشمند برای ساختن است.
دوم، در بالای برنامهها، صنعت نیاز دارد که زیرساختی محکم برای موفقیت عوامل هوش مصنوعی بر روی زنجیره فراهم کند، این شامل چارچوبهای عامل، لایههای داده، زیرساختهای محاسباتی و بیشتر است. HTX Ventures بر این تحولات بنیادی نظارت خواهد داشت زیرا برخی از بخشهای این فضا به همان اندازه که سازگاری EVM برای L1ها در سال 2020 مهم شد، مهم خواهند شد.
و در نهایت، ما به پرورش یک فرهنگ که بر تکرار و شفافیت تأکید دارد نیاز داریم. نه همه پروژهها در اولین تلاش موفق خواهند شد. اما آنهایی که موفق میشوند احتمالا مرز بعدی وب3 را تعریف خواهند کرد.
همگرایی هوش مصنوعی و کریپتو یک نوآوری نیست. بلکه یک تکامل ضروری است. اما اگر بخواهیم این لحظه را بگیریم، صنعت باید کمتر بر جلب توجه و بیشتر بر ارائه ارزش تمرکز کند.
این فقط یک نظریه برای HTX Ventures نیست. بلکه اعتقادی است که بر اساس درسهای گذشته و پتانسیل آینده بنا شده است.
ما ابزارها را داریم. ما سازندگان را داریم. آنچه اکنون نیاز داریم نظم و انضباط است.
برچسبها در این داستان
انتخابهای بازی Bitcoin
425% تا 5 BTC + 100 چرخش رایگان














